Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 127506
به مناسبت میلاد کریمه‌اهل‌البیت،سلام‌الله‌علیها
توشه‌ای برای روز دختر!
پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۷
 
فاصله و شکاف و دوری و حتی جدایی میان ما و بانوی کریمه سلام الله علیها آنموقع رخ می‌دهد که گمان می‌کنیم همه چیز در زیارت و توسل و حاجت گرفتن خلاصه می‌شود و تمام...
پایگاه خبری انصارحزب‌الله: مثال ما مثل آن کسانی شده است که بر سر سفره‌ای گسترده با همه نوع میوه و طعام نشسته باشند اما هرچه کنند دستشان به غذاها نرسد و نتوانند رفع تشنگی و گرسنگی نمایند!

و نزدیک‌تر از این، مثالی نیست تا بتوان حق مطلب را به واسطه بیان آن ادا نمود... هر پیامبری که آمد، به اذن الهی معجزه‌ای، بشارتی، انذاری آورد تا قلوب مردم را مطمئن نماید و آزموده شود ایمان‌هایشان... اما هیچ معجزه‌ای تکرار نشد!

هر معجزه‌ای زمان خاص خودش را داشت یا به زبان امروزی، تاریخ انقضایی داشت. حداقلش این بود که برای مردمان زمانه خاصی قابل درک و رویت بود و بعدش داستانی می‌شد برای آیندگان تا به دین و آیین خویش ببالند و مومنین دل قوی دارند و ضعیف‌النفس‌ها که قلوبشان دچار امراض است هماره در شک و تردید به سر ببرند و انتظار داشته باشند هر وقت اراده کردند خداوند معجزه‌ای بفرستد تا قوم‌برتر باشند!

و اما میان هزاران پیامبر، آنکه خاتم بود (ختم کننده دین که آیینش را زوالی نباشد و کفایت کند ابنای بشر را الی الابد) معجزه‌اش تاریخ انقضایی نداشت، تنها معجزه‌ای که به شماره نفوس بشری تکرار می‌شد و می‌شود و خواهد شد ... معجزه در معجزه است کلام‌الله.

آن معجزه، قرآن صامت نامیده شد و آنکه تبیین و تشریح و اجرا کند، قرآن ناطق! فرمود: دو چیز با ارزش برایتان به یادگار می‌گذارم؛ کلام الله و عترتم، آن دو از هم جدا نشوند تا در جوار حوض کوثر بر من وارد شوند...

آن سفره گسترده که برای ما گشوده شده است، همین معناست که بشدت از آن دچار تغافل و در حجابیم... چه بسیارند آنان که مسلمان‌اند و قرآن را هم می‌شناسند اما دستشان از دامان اهل بیت علیهم السلام کوتاه است و هیچ سودی به حال دنیا و آخرتشان ندارد این مسلمانی!

برای ما نه روزنه، نه دریچه، نه در، نه راه و جاده... بلکه به سان اتوبانی مفتوح و بزرگ است طریق دریافت و فهم معارف کلام الله؛ با آن همه کلمات اهل‌البیت علیهم‌السلام که از پس گذر زمان‌ها به ما رسانده‌اند روات حدیث...

معجزه در معجزه است کلام الله؛ با درخشش هر نور از انوار طیبه اهل‌البیت علیهم‌السلام که آموزگاران مفاهیم والای قرآن‌اند... اما افسوس که همتی نداریم و اینجاست که مثالی شبیه‌تر از آنچه در ابتدا گفتم وصف الحال ما نیست!

بر سر خوان گسترده نشسته‌ایم اما توان بهره‌مندی از طعام‌ها و شراب‌های گوارای آن نداریم! عمده وقتمان به بطالت می‌گذرد و آنچه از عمرمان صرف تحصیل معارف می‌کنیم شرم آور است و باعث خجلت...

اگر این حرفها را در مطلب میلاد کریمه اهل‌البیت علیهم‌السلام می‌گنجانم منظور بزرگی دارد نوشتارم... قم، برگزیده شد چونان نشانه‌ای بزرگ برای احرار (مخصوصا در آخرالزمان) که از هر کجای دنیا با دیدن روشنایی خیره‌کننده ستاره‌ای که خاک آن را معطر و بهشت سان نموده است، راه را بیابند و از سرگشتگی خلاصی یابند. بانویی مکرمه از خاندان عترت و طهارت علیهم السلام که پیشتر نبی مکرم وعده آمدنش را داده بود، قم را مرکز و کانون هدایت در آخرالزمان قرار داد (گرچه این خاک مقدس به عمر روزگاران مهد تمدن اسلامی بوده است به واسطه نزول اجلال آن بانوی مطهره) و تابش اشعه‌های نورانی‌اش نه فقط قم که تمام ایران را فراگرفت...

منظور و مقصود، هدایت و تعالی و رشد و کمال انسان بود. مقصود، پیوند و اتصال ثقلین در سرزمین قلب بود مومنین را تا از این اتصال شریف، تحصیل مدارج قرب نماید به مدد فهم معارف کلام الله به واسطه هدایت قرآن ناطق و انوار ولایت.

اما این مهم تحقق نیافت مگر برای معدودی... محقق نشد این منظور، چون قانون سنخیت در عالم قاطعانه جریان دارد. قانونی که فرقان میان نور و ظلمت و حق و باطل است. مرز نور و ظلمت هرگز تداخلی نخواهند یافت و هیچ اختلالی در حقانیت حق و ابطال باطل رخ نخواهد داد؛ حتی اگر در عالم ماده و تزاحم، شیاطین حقایق را وارونه بنمایانند و بر تن باطل جامه حق کنند تا بصیرت و عبودیت بندگان خدا، آزموده شود...

برای تقرب به نور، حداقل باید که ترک ظلمت نمود وگرنه چه سنخیتی است جانهای ظلمت گرفته را با ارواح طیبه و وجود نورانی اهل‌البیت علیهم‌السلام؟!

باید ترک ظلمت کرد و تدبر و تعمق نمود در مقامات و فضائل ایشان و تفقهی به حد وسع در دین آورد تا وارد محیط فیض و عنایت و توجه ایشان بتوان شد.

فاصله و شکاف و دوری و حتی جدایی میان ما و بانوی کریمه سلام الله علیها آنموقع رخ می‌دهد که گمان می‌کنیم همه چیز در زیارت و توسل و حاجت گرفتن خلاصه می‌شود و تمام.

تدبر در این حدیث امام رضا و امام جواد علیهم‌السلام که بهشت را ضمانت کرده‌اند برای زائر بانوی کریمه بشرط معرفت حق آن حضرت سلام الله علیها؛ برای نیل به همین سنخیت و وارد شدن در محیط فیض و عنایت و توجه و دستگیری ایشان است...

کیست آنکه زیارت بشرط معرفت کند و در مقامات و فضائل آن بانوی کریمه بیندیشد؟ که حرم او سلام الله علیها، حرم اهل‌البیت علیهم‌السلام است و برای دلسوختگان فاطمی، حرم پنهان فاطمه اطهر سلام الله علیهاست.

راه به وسعت یک اتوبان مفتوح است... و برای آنان که اهتمام بیشتر دارند، به سان باند پرواز! زیارتی که با مهیا نمودن شرایط آن، بهشت را بر انسان واجب می‌کند (وعده‌ای که معصوم علیه السلام آن را ضمانت کرده است)... و خوب است بعد از تدبر در معنای کدام زیارت، بیندیشیم کدام بهشت؟!

بهشتی به عظمت سنخیت یافتن با انوار درخشان و لایزال اهل‌البیت علیهم‌السلام و بعدش دیگر معلوم است این سنخیت آدمی را تا به کجاها برساند.

و اگر این مفاهیم عنوان می‌شد، و بر اساس آن فرهنگ‌سازی‌های جدی و کارشناسانه و برنامه‌ریزی‌های اصولی می‌شد، جامعه‌ی بانوان و بانوان جامعه‌ای که مرکزیت آن قم است، این اندازه از سنت و سیره آن بانوی کریمه سلام الله علیها دور و جدا نبود...
نهایت کاری که شد این بود که روز میلاد بانوی مطهره سلام الله علیها روز دختر نامگذاری شد!

آنچه از این جامعه (که نزدیک به چهار دهه از انقلابی را تجربه نمود که احادیث تحقق آن را از قم وعده و بشارت داده بودند) توقع می‌رود، جامعه‌ای است تشنه‌ی نور، عطشناکان فهم سنت و سیره اهل‌البیت علیهم‌السلام و اهتمامی وافی داشتن برای برقراری اتصال میان دو ثقل شریف ثقلین و بهره‌مندی از فیوضات قدسی معارف دین مبین. دخترانی تاسی کرده به بانوی قم؛ در حجاب و عفاف و دینداری و ولایتمداری...

حال آنکه واقعیت جاری چیز دگریست و مع‌الاسف برای همین حال و روز جامعه بانوان و بانوان جامعه حال و روز خوشایندی نیست...
کاری نشده، تلاشی نشده است که حالا توقع حال و روز خوب داشته باشیم!

و نمی‌دانم آنها که در ادوار، مختلف متولیان امر و مسئولین و سیاستگذاران فرهنگی بودند، چه جوابی برای ساعات «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره» آماده کرده‌اند...

چه جوابی دارند برای زمانی که دختران این جامعه از باربی الگو می‌گرفتند و جوانان پای ماهواره ایمانشان را می‌باختند و کسی دغدغه آن را برای جوانان ایجاد نمی‌کرد که به آب و آتش بزنند تا سنخیت با بانوی کریمه سلام الله علیها بیابند و در تفقه دین باشند و در حسرت و آرزومند فهم معانی کلام الله باشند...

چه جوابی دارند برای این ساعات نفس‌گیر آخرالزمانی که تنها پناه بردن به ذوات مقدسه اهل‌البیت علیهم‌السلام نجات دهنده و راه گشاست اما کو دخترانی که اهتمام سنخیت یافتن با بانوی کریمه سلام الله علیها را داشته باشند؟ اهتمام دختران جامعه می‌شود مدگرایی و گرفتار ظاهر شدن و خودباختگی و بی‌هویتی و به جای سر و سامان یافتن اوضاع حجاب، هر روز بیشتر دچار بدحجابی‌شدن‌ها...

و در بهترین حالتش، دل کندن از ماهواره و نشستن پای تماشای شهرزاد و آرزوی چنان سر و وضع و ظاهر و پوششی در سر پرواندن و به جای دغدغه تقید نماز و حجاب و دینداری و ایدئولوژی شیعی‌داشتن، گردن بند مرغ آمین به گردن انداختن و دچار توهمات تارعنکبوتی احساسات کور دنیایی شدن و کنسرت‌گردی و هر روز بیشتر تهی شدن از درون...

روز میلاد بانوی کریمه سلام الله علیها را روز دختر نامیده‌اند!
اما نمی‌دانم چرا در سیما و مشی و منش دختران سرزمینم نشانه‌ای از این معنا نمی‌بینم (یا آنقدر کم که به چشم نمی‌آید!)...

مثال ما مثل آن کسانی شده است که بر سر سفره‌ای گسترده با همه نوع میوه و طعام نشسته باشند اما هرچه کنند دستشان به غذاها نرسد و نتوانند رفع تشنگی و گرسنگی نمایند!

یا اصلا حس و حالش را نداشته باشند که به خود زحمت دهند تا دستی پیش ببرند و طعامی بردارند... و نزدیک‌تر از این، مثالی نیست تا بتوان حق مطلب را به واسطه بیان آن ادا نمود...

دختر موسی بن جعفر علیه السلام، مقیم خاک مقدس قم؛ منشأ برکات و انوار لایدرک و لایوصف... و بانوان جامعه و جامعه بانوان بشدت دچار غفلت از این حضور معظم که نقطه نقطه ایران را بهشتی کرده است... درد بزرگی است و دغدغه‌ای چونان زخمی کاری...