Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 127966
گفت‌وگوی خواندنی با سیدعزیزالله پژوهیده؛
جان‌بازی در کسوت جانبازی!
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۵۴
 
با تلاش مجدد و پیگیری‌های مداوم، به لطف خدا و عنایت اهل‌البیت و به‌خصوص توسلی که به بی‌بی حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) داشتم ، جواب داد. در حمله سنگینی که دشمن داشت به لطف خدا و استقامت رزمندگان نتوانست جلو بیایید ولی در یکی، دوعملیات انتحاری که انجام داد، در آن عملیات بنده و دوستان یک صدماتی داشتیم
پایگاه خبری انصارحزب‌الله: حضور در جبهه‌های نبرد مناطق فرامرزی و دفاع از مظلوم، توفیقی دوصدچندان می‌خواهد و وقتی عنوان آسمانی مدافع حرم به آن افزوده می‌شود، دیگر هرکسی لیاقت حضور در این کسوت آسمانی را نخواهد داشت. این را می‌شود با مروری بر زندگی شهدای مدافع حرم کاملا لمس کرد. همراه می‌شویم با خاطرات یکی از مدافعان حریم انقلاب که خود از سابقون و پیشکسوت در عرصه جهاد است. سیدعزیزاله پژوهیده کسی که توفیق جانبازی در هشت‌سال دفاع مقدس و نبرد آخرالزمانی در سوریه را از آن خود ساخته است. گفت‌وگوی یالثارات با این مردجهاد، پیش‌روی شماست:

یک انقلابی میان انقلابی‌ها

لطفا خودتان را معرفی کنید؟ و ازدوران انقلاب برایمان بگویید؟
سید عزیزاله پژوهیده متولد ۱۳۴۵، عضو کوچکی از رزمندگان شهرستان دزفول هستم. ۱۲ساله بودم که در جلسات قرآن شهید صادقی در حسینیه‌ی امام رضا(ع) با مسائل انقلاب آشنا شدم و شرکت در راهپیمایی‌ها وتظاهرات همگام با مردم و لبیک به فرمان امام(ره) از جمله کارهایی بود که انجام می‌گرفت و بعد هم جنگ تحمیلی که مردم الحق و الانصاف با تمام وجود در میدان مبارزه حضور پرشور داشتند. ما نیز عضو کوچکی از دریای خروشان مردم انقلابی در صحنه دفاع بودیم.

اجر دوشهید

از مقاومت در سوریه بگوئید و تفاوت‌هایش با هشت‌سال دفاع مقدس؟
رهبرانقلاب فرموده‌اند دفاع از حرم بی‌بی دفاع از ایران است یا آن که دفاع از کشور سوریه به معنای دفاع از کشور ایران است. اگر جلوی این تکفیری‌ها و داعشی‌ها را نگیریم باید بیایم در کرمانشاه و همدان دفاع کنیم، و باز حضرت آقا می‌فرمایند شهدای مدافع حرم اجر دو شهید را دارند، چرا که در غربت شهید می‌شوند و برای دفاع از حرم اهل بیت رفته‌اند.

فضاسازی‌های امروزی!

در روزگار کنونی که برخی سر در آخور دنیا کرده‌اند و به‌دنبال زرق و برق دنیا پا برهنه می‌دوند! افرادی همچون شهید ابوالقاسمی در اوج جوانی دل می‌کند، و به جبهه‌های نبرد در سوریه می‌رود. شهید قیاسی که با مشقت فراوان کار پیدا کرده، هنوز اولین حقوقش را نگرفته، دل می‌کند و او هم می‌رود. شهید هیودی از دخترو همسرش دل می‌کند، شهید زلقی بازنشسته سپاه است و حالا باید کنار خانواده باشد در آن سن و سال می‌رود. ولی با این همه کار ارزشمند مدافعان حرم اما بازهم متاسفانه آگاهانه یا ناآگاهانه مورد هجوم حرف‌هایی از جنس پول‌های کلان می‌‌شوند. این نوع فضا‌سازی‌ها در ایام دفاع مقدس نبود، چرا که مردم با پوست و استخوانشان آثار جنگ تحمیلی را بر زندگی‌شان درک می‌کردند و مردم و مسئولان به واسطه شرایط انقلابی فکر و عمل می‌کردند اما آیا امروز هم هنوز انقلابی فکر و عمل می‌کنیم؟

سئوالات اشتباهی

جوانان ما در شرایطی دل می‌کنند و به جبهه‌های نبرد در کیلومترها دورتر از مرزهای جغرافیایی می‌روند که سال‌هاست تحت شدیدترین حملات فرهنگی از سوی بیگانکان هستیم. سبک زندگی‌ها عوض شده و به این جهت است که سئوالاتی از جنسِ کجا می‌خواهی بروی؟ برای چی و برای کی می‌خواهی بجنگی؟ بشین زندگی‌تو بکن و...


خاکریزهایی که دیگر نیستند

در بعد نظامی هم شرایط نبرد با هشت‌سال دفاع مقدس کاملا متفاوت است. در دفاع مقدس سنگر با خاکریزی بود و می‌دانستی دشمن در مقابلت سنگر گرفته است اما در سوریه هیج جایش امن نیست، چون شناختی از دشمن ندارید هم پراکندگی دشمن و هم نیروهای درگیر زیاد هستند واین دو مقوله قابل مقایسه نیست. کسانی که در آنجا با مقاومت درگیر هستند همانند عروسک خیمه‌شب‌بازی در دست آمریکا، اسرائیل و انگلیس هستند. هم آن‌هایی که ساده لوحانه، شست وشویی مغزی شده‌اند تا اسلام را بدنام کنند.

از جنگ‌نرم تا جنگ‌سخت

با این تفاسیر فکر می‌کنید جنگ نرم چه تاثیری بر جنگ سخت دارد؟
می‌دانیم که در جنگ‌نرم دشمن به دنبال این است که اعتقادات و بنیه فکری جوانان مارا سوق بدهند به مسیر غیر از شریعت اسلام و روحیه انقلابی را تضعیف و از بین ببرد. خب اگر یک انسان از نظر فرهنگی و انقلابی قوی نباشد آیا می‌تواند با اندک تجهیزات نظامی دشمن را شکست بدهد. در سال‌های دفاع مقدس اینگونه بود یعنی در صورتی که ما از تجهیزات فیزیکی توپ، سلاح تانک، ضعیف بودیم ولی در مقابل تجهیزات غیر فیزیکی، اراده، تفکر، توکل، استقامت،بینش قوی بود قدرتمند بودیم و با این ابزار حتی تجهیزات دشمن را به احاطه خود در ‌آوردیم و علیه خودشان استفاده کردیم. حضور نیروهای مقاومت در سوریه نیز تصویر دیگری از این واقعیت است.

احیای شهادت‌طلبی‌ها

نقش مدافعان حرم در تربیت نسل انقلابی را چگونه می‌شود تحلیل کرد؟
شهادت همین چهار مدافع حرم در دزفول باعث شد فوج‌فوج داوطلب برای اعزام به سوریه اعلام آمادگی کنند. افرادی را با ذکر نام سراغ دارم از آذر ۹۴ به عشق رفتن به سوریه در آموزش هستند. یعنی جانفشانی‌ها در سوریه، روحیه شهادت‌طلبی را دوباره در جوانان این مرز و بوم احیا کرده است.

سبقت برای آسمانی شدن
شهیدانی همچون ابوالقاسمی که ما وقتی اعزام نداشتیم از بهبهان رفت، یا شهید حاجی‌وند قیاسی بیش از دوسال مداوم برای رفتن سماجت و پایداری می‌کرد، یا شهید هیودی که فرمانده‌ی گردانش ذکر می‌کرد، که برای رفتن به سوریه هرجایی که من را می‌دید التماس می‌کرد که من ایشان را اعزام کنم، شهید زلقی که فرمانده گردان درسوریه بود تا چه اندازه سماجت و پی‌گیری کرد و خیلی ناخواسته خودشان را جا دادند و در سوریه هم مظلومانه لبیک شهادت را گفتند این رقابت و سبقت گرفتن جوانان ما باور کنید عشق و جوششی است که از درون انسان و اعتقاداتش رخ می‌دهد. که این خود بزرگترین سرمایه برای تربیت و عبرت جوانان این مرز و بوم است.

گردان تک‌نفره

از حس و حال قبل از اعزام به سوریه و از اتفاقات قبل از رفتنتان برایمان بگویید؟
تصمیم آسانی نیست کندن از تعلقات دنیا، بار اول قبل از آذر ۹۴ که قصد رفتن با شهید حاجی‌وندقیاسی را داشتم، یک طرف قوانین اعزام به سوریه بود که باید اجرا می‌شدند، طرف دیگرش سنگ اندازی دوستانم برای جلوگیری از اعزام، که این شد بار اول جا ماندم و شهید حاجی‌وند قیاسی که در همین اتاق از ایشان مصاحبه گرفتم و وصیت‌نامه خودش را هم به بنده دادند و خداحافظی کردند و سبقت گرفتند. با تلاش مجدد و پیگیری‌های مداوم، به لطف خدا و عنایت اهل‌البیت و به‌خصوص توسلی که به بی‌بی حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) داشتم، جواب داد. یک نکته ارزشمندی باید برایتان بگویم همکاری و همیاری همسرم همچون دوران دفاع مقدس که الحق و الانصاف مانند یک گردان پشتیبانی‌کننده در این رابطه عمل کردند.

لحظه پرواز

اینگونه بود که روزهای رفتن فرار رسید ،۳الی ۴ روز در اهواز معطل رفتن بودم که هر روزش برایم یکماه می‌گذشت، لحظه شماری می‌کردم برای پرواز. تمام تلاشم در این مدت این بود که از دوستانم کسی متوجه نشود تا سنگی نیندازد و اعزام ملغی نشود. البته پیامک‌های پای اعزام هم برای خود ماجرای مفصلی داشت.

یک دل سیر زیارت

خب روز اول ورود به سوریه و دمشق، انتظارمان برای زیارت حرم بی بی زینب (س) به سر رسید و توانستیم یک دل سیر زیارت کنیم. منطقه‌ای که در جنب حلب به گردان ما واگذار شده بود مناطق خلسه، قلعه جیه، زینتان، و برنین که ۴۸ روز در آنجا بودیم. که در این بین متوجه شدم منطقه زیتان همان منطقه ای است که شهید ابوالقاسمی در آن به شهادت رسیده است.

اعزام از بهبهان

از شهدای مدافع حرم برایمان بگوئید؟
شهید ابوالقاسمی، یک بسیجی انقلابی به تمام معنا بودکه در خانواده‌ی سادات و متدین و در جلسات قرآنی رشد کرده بود شهید سید مجتبی فردی خستگی ناپذیربود که برای فعالیت در عرصه انقلاب برایشان شبانه روز معنا نداشت، طبع شعر بسیار خوبی در وصف اهل‌البیت به خصوص امام زمان(ع)داشت. نزدیک دوسال تمام تلاش کرد تا وارد سوریه بشود حتی از دوستان ایشان ذکر می‌کنند که حتی برای اعزام از طرف نیروهای بهبهان هم اقدام کرده بود.

اربعین، هوایی شد

شهید حاجی‌وند قیاسی، بسیار زرنگ و باغیرت و در عرصه نظامی باهوش. بیش ازیک سال دنبال مجوز رفتن به سوریه بود. سنگ اندازی‌ها باعث انصرافش نشد، هرکاری می‌کردم که پشیمانش کنم تا حالت قهری بگیرد نمی‌شد، در اربعین در موکب‌ها همراه هم بودیم که آنجا دعا کردند و همان جا هم مجوز رفتن به سوریه را گرفتند، بعد از رفتنشان به سوریه مدام در ارتباط بودیم و حتی شب قبل از شهادتشان در ارتباط بودیم ابراز خوشحالی و راحتی می‌کردند و زمانی که رفتند،گفتند دنیا مال شما آخرت هم مال ما. یک نکته برای شما بگوییم شهید قیاسی برخلاف دوستانی که ابراز خرسندی از برپایی یادواره شهدا ندارند شهید از همین یادواره‌ها راهش را پیدا کرده بود. علیرضا بسیار شخصیت انقلابی بود همان طوری که در وصیت نامه خودشان می‌گویند، ارادت خودشان را به رهبری و اهل البیت، شهید، کلامش این بود که ما باید هم پاسدار انقلاب و هم ‌انقلابی واقعی باشیم.

بمب روحیه

شهید زلقی، شخصیتی بسیار مستحکم و سرشار از انرژی، قبل از اعزام با بچه‌ها والیبال بازی می‌کرد، به رزمندگان روحیه می‌داد ، شخصیتی سرشار از امید و نشاط بود.

اذان بیسیمی رستمی

شهید رستمی، مردی خستگی ناپذیر، درسوریه با توجه به شرایط جوی که بود شبانه روزی به رزمندگان خدمت می‌کرد و خواب و استراحت کافی نداشت، یکی از خصوصیات شهید این بود هر روز اذان را در بیسیم برای رزمندگان می‌گفت.

در گیرو دار نبرد

تجهیزات جنگی که بماند، از امکانات رفاهی در سوریه برای رزمنده‌ها خبری هست؟
در سوریه کلاً یک دست لباس دادند، نه هتل ۵ستاره‌ای بود و نه پول کلان، غذایی که به همه می‌دانند بسیار ساده و مشترک بود. موقع اعزام همسرم یک مقدار پسته در ساک قرار داده بود، که هنگام برگشت همان طور بودند که موقع رفتن بودند. یعنی آنقدر در گیرو دار نبرد بودیم که خودمان را هم فراموش می‌کریم.

حرف‌های ناگفتنی

متوجه شده‌ایم مجروح شدید از مجروحیتان و نحوه درمانتان برایمان بگویید؟
در حمله سنگینی که دشمن داشت به لطف خدا و استقامت رزمندگان نتوانست جلو بیایید ولی در یکی، دوعملیات انتحاری که انجام داد، در آن عملیات بنده و دوستان یک صدماتی داشتیم.
سخت‌ترین بازگشت

از حس و حال بازگشت از سوریه برایمان بگویید؟
وقتی در فرودگاه دمشق بودم آن شب یکی از سخت‌ترین لحظات زندگی‌ام بود. برگشتن از آن سفر معنوی برایم سخت بود، دل کندن از سرزمینی که نه خبری از عناوین بود نه از ریا، دروغ، نه خبری از درجه، فقط یک رنگی بود، آنجا نیرو و فرمانده معنا نداشت، آنجا همه‌ی لباس ها خاکی بود. آنجا فقط مدافع حرم و رزمنده بودیم و همه‌ی این‌ها باعث می‌شد انسان سخت دل بکند، فضا فضای روحانی بود.