Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 117488
ادای احترام به شیر زنانی که دلاور پرورند
به احترام مادران شهیدپرور ایران اسلامی ایستاده‌ایم!
آنجا که زنان نیز حماسه‌آفرینی می‌کنند
چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۴
 
این است مکتب عاشورا که درس‌هایش پس از ۱۴۰۰سال هنوز برای اهلش راهگشاست.«ام وهب» که بود؟ آن شیرزنی که سر جوان شهیدش را به سمت سپاهیان یزید پرتاب کرد و گفت آنچه را در راه خدا داده‌ایم پس نمی گیریم!...
پایگاه خبری انصارحزب‌الله: حکایت مقاومت و ایثار در ایران اسلامی فقط اختصاص به مردان ندارد و دفاع از اعتقادات و آرمانهای اسلامی مرد و زن نمی‌شناسد. در این دیار آموزه‌های مکتب فاطمی و علوی ریشه در باورهای عمیق مردمانش دارد. هرجا عرصه جهادی بر علیه استکبار و طاغوت بوده است، مرد و زن در کنار یکدیگر و پا‌به‌پای هم نقش آفرینی کرده‌اند. زنانی که مردانی شجاع را در دامن خود پروراندند که مایه افتخار اسلام و کشور شدند.

زنانی که باور دارند هرچه دارند از عفت و حیای فاطمی دارند، هرچند که خناسان تلاش می‌کنند تا عفت را از زن ایران بربایند و بودند حاکمانی مانند پهلوی‌ها که اسیر سیاستهای غرب شدند و خنج به چهره زن مسلمان کشیدند و هنوز هم هستند سیاستمدارانی که همچنان اسیر زرق و برق غرب و تفکرات لیبرالی‌اند و نگاهشان به زن ایران نگاهی ابرازی است. امام بزرگوار ما به خوبی به این نقش زنان در خنثی‌سازی توطئه دشمنان اشاره کردند و فرمودند: «اينجانب به زنان پرافتخار ايران، مباهات مي‌كنم كه تحولي آن چنان در آنان پيدا شد كه نقش شيطاني بيش از ۵۰ سال كوشش نقاشان خارجي و وابستگان بي شرافت انان، از شعراي هرزه گرفته تا نويسندگان و دستگاههاي تبليغاتي مزدور را نقش بر آب نمودند و اثبات كردند كه زنان ارزشمند مسلمان دچار گمراهي نشده و با اين توطئه‌هاي شوم غرب و غرب زدگان آسيب نخواهد پذيرفت.»۱

سرگذشت زنانی که مقاومت و صبوری را از حضرت زینب(س) فرا گرفتند را می‌توان در تاریخ این سرزمین بارها و بارها مشاهده و مرور کرد. در این میان، دوران دفاع مقدس که خود حکایت دیگری دارد، آنجا که مادر شهیدان عبدالحمید،نصرالله،محمد و رضا جنیدی از ورامین با تقدیم ۴ عزیزش بازهم از پایداری بر راه انقلاب و تبعیت از ولایت و حفظ ارزشهای اسلامی سخن می‌گوید و با مقاومتی مثال زدنی بیان می‌کند: «جان و همه دارايي ‌ما فداي انقلاب و رهبر».

و یا آنجا که مادر شهید بهروز صبوری پس از سالها چشم انتظاری و زمانی که پیکر متلاشی شده فرزندش را به او می‌دهند، می‌گوید:« بالاخره او آمد؛ البته من انتظار داشتم که یک بند انگشت از او برایم بیایید؛ اما فقط پاهایش را برایم آوردند؛ او سر نداشت و سرش فدای سر امام حسین(ع)؛ او دست نداشت و دست‌هایش فدای دست‌های حضرت ابوالفضل(ع)؛ او بدن نداشت و بدنش فدای رهبر عزیزمان آیت‌الله خامنه‌ای و مردم عزیز. فقط پاهای بهروز را آوردند به همین هم راضی هستم و خدا را شاکرم که آخر عمری به آرزویم رسیدم»

و یا آنجا که شیرزن آذربایجانی خود خبر شهادت فرزندش را به شوهرش می‌گوید. « فرزندم در کربلای ۵ به شهادت رسید و پس از ۱۸ روز خبر شهادتش را به ما دادند و من خودم به مغازه پدرش رفتم، پدرش در مغازه نشسته بود که وارد شدم با تعجب نگاهم کرد و من گفتم از اکبر به تو سلام آوردم و در ادامه با خواندن این شعر خبر شهادت اکبر را به همسرم دادم 'آتا من سربازم راه دینه قرآنه یولومو گوزلمه آللاهیمه میهمانم - من اولدوم حق فداسی سنده شهید آتاسی'.»۲

مگر می‌شود از مقاومت نوشت و سخن گفت و از شجاعت زنان ایرانی حرفی نزد، آنجا که مادر شهیدان «محمد، اکبر و ابالفضل فخفوری» در نامه‌ای به مسئول سیاست خارجه اروپا با اقتدار نوشت: «مادران زیادی هستند که سه یا چهار یا بیشتر فرزندان خود را در راه خدا و به فرمان امام خمینی (ره) فدا کرده‌اند تا نگذارند دولت صدام و حمایت‌های آمریکا و اروپا ضربه‌ای به اسلام و انقلاب و ایران وارد کنند و بدانید اگر دوباره میدان جنگی فراهم شود و همه دنیا در برابر ایران اسلامی قد بکشند، باز هم با تمام توان و به ندای حضرت امام خامنه‌ای لبیک میگوئیم و دهان استکبار از نوع اروپا و آمریکا و ... را خواهیم بست.»

و این حکایت مقاومت و صبوری مادران و همسران شهدا پایانی ندارد، شهادت در این مرز و بوم سمبل افتخار است، چرا که مردمانش دریافتند که «ملتی که شهادت دارد ،اسارت ندارد» واین مختص یک زمان خاص نبود.
و امروز نیز که جهاد در سرزمین‌های فرامرزی رنگ و بوی خاصی به خود گرفته و از رزمندگان آن به نام مدافعان حرم یاد می‌شود، باز هم ناسپاسی است اگر نقش شیرزنان را در این عرصه جهاد آخرالزمانی نادیده گرفته شود. شیرزنانی که با حضور حماسی خود سبب دلگرمی و انگیزه بیشتر حضور مردان دلاورشان در صحنه‌های نبرد می‌شود.

جایی که مادر شهید سجادطاهرنیا از شهدای مدافع حرم در غم از دست دادن جوانش، اینگونه می‌گوید: «ما هرچه داریم از رهبری و اسلام و دین است، اگر۱۰۰ پسر دیگر هم داشتم همه را فدای مقام معظم رهبری و راه اهل‌بیت(ع) می‌کردم؛ همین که لیاقت پیدا کردم مادر شهید باشم از خدا ممنونم.»

نمونه ای دیگر اینکه سردار هادی کجباف از فرماندهان مدافع حرم در سوریه به شهادت رسید، گروهک تروریستی داعش پیکر این شهید را به عنوان معاوضه با پول و یا آزادی تروریست‌های دربند، نگه داشته بود، واکنش شجاعانه و زینب‌وار همسر این شهید، داغی سنگین بر دل دشمنان اسلام گذاشت؛ همسر شهید کجباف در واکنش به این حرکت تروریستها گفته بود: «هیچگاه به خواسته دشمنان اسلام و شیعیان تن نمی‌دهیم و هیچ یک از اسیران آنها را با پیکر پاک شهیدانمان معاوضه نخواهیم کرد. ما پیکر عزیزمان را در راه خدا داده‌ایم و آنچه را که در این راه دادیم، پس نمی‌گیریم. شنیده‌ایم که برای تحویل شهید عزیزمان دشمن پیشنهاد هزینه‌ای گزاف داده است، ولی به عنوان خانواده شهید راضی به این کار نیستیم، حاضر نیستیم حتی یک ریال نیز برای تحویل پیکر پاک شهیدانمان به داعش پرداخت شود، چرا که داعش، این پول را علیه دیگر عزیزان ما به کار خواهد گرفت. اگر بناست پیکر شهید کجباف با گروگان‌های داعش عوض شود یا مبلغی ولو یک دلار از طرف دولت برای بازگشت پیکر شهید به تکفیری‌ها پرداخت شود تا تروریست ها با این پول علیه شیعه اقدام کنند به هچ وجه راضی نخواهم بود.»

همین وضعیت برای پیکر سردار شهید»عبدالله اسکندری» بوجود آمد ؛تروریستها سر از تنش جدا کرده و سر آن شهید را بر نیزه نمودند و فیلم و عکس این حرکت وحشیانه خود را در فضای مجازی منتشر کرده بودند، واکنش همسر شهید به این تصاویر و نحوه شهادت سردار اسکندری شنیدنی است، او می‌گوید: «همان شبی که خبر شهادت را داده بودند عکس‌ها را دیدیم. وقتی عکس سر بر نیزه عبدالله را دیدم به یاد سر امام حسین(ع) و صبر حضرت زینب(س) افتادم و گفتم: «یا حسین به فدای شما...یا حضرت زینب کمکم کن. و آنچنان آرام شدم که دیگران و بچه ها را هم من آرام می‌کردم که این صبر را هم از برکات حضرت زینب(س) می‌دانم. آن لحظه فرموده خانم حضرت زينب‌(س) در ذهنم تداعي شد كه: ما رايت الا جميلا. خدا را شاهد مي‌گيرم مصداق جمله ايشان در وجود من متبلور شد. من غير زيبايي چيزي نديدم.»

سخنان یکی دیگر از همسران شهید مدافع حرم در هنگام تشییع پیکر همسرش و در تفسیر یکی از آیات قرآن جالب توجه است، همسر شهید«مصطفی صدر زاده» که گفت: «مگر قرآن نمی‌فرماید فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ؟ پس عبرت این است که مدافعان حرم نگذارند دوباره زینب کبری اسیر شود. فاعتبروا یعنی مصطفی فدای رهبر، نه تنها مصطفی بلکه محمدعلی فدای رهبر، فاطمه فدای رهبر، خودم فدای رهبر، تمام دار و ندار هستی مال و زندگی فدای رهبر، خود مصطفی در وصیت نامه‌اش فرموده فقط گوش به فرمان رهبر باشیم.فاعتبروا یعنی مصطفی فدای اسلام، یعنی بی‌تفاوت نباشیم، یعنی اسلام مرز ندارد، فاعتبرو یعنی مصطفی ثابت کرد کل یوم عاشورا، فاعتبروا یعنی مصطفی ثابت کرد باب شهادت باز است.اگر شهدای مدافع نمی‌رفتند و زبانم لال دوباره زینب کبری (س) اسیر می‌شد چگونه می‌توانستیم در صحرای محشر در مقابل حضرت زهرا (س) سرمان را بالا بگیریم؟ ولی حالا تا حد توان روسفید شدیم.»

و یا همسر شهید مدافع حرم امیر هیودی در روز تشییع اینگونه به دنیا این پیام را داد: «داعش و دیگر صهیونیست‌ها بدانند که ما آماده نبرد با آنها هستیم و خودم، فرزندم و خانواده ام با تمام قدرت راه شهیدمان را ادامه خواهیم داد.»

این است مکتب عاشورا که درس‌هایش پس از ۱۴۰۰سال هنوز برای اهلش راهگشاست.«ام وهب» که بود؟ آن شیرزنی که سر جوان شهیدش را به سمت سپاهیان یزید پرتاب کرد و گفت آنچه را در راه خدا داده‌ایم پس نمی گیریم!

در کشور ما کم نبودند، مادران و همسرانی که آن شیر زن کربلا را الگوی خود قراردادند. ما هرچه داریم از عاشورا داریم و فرهنگ شهادت برگ زرینی است که تا آن را در دست داریم دشمنان به فرموده امام عزیز هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.