Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 131210
رهسپاری با ولایت تا ظهور
حی علی الظهور!
سه شنبه ۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۶
 
ناگفته نماند مشیت الهی در صدور فرمان ظهور، چنانچه از آیات شریفه کتاب مبین الهی به دست می‌آید، مشروط به کسب لیاقت و آمادگی حقیقی تعداد قابل ملاحظه ای از شیعیان است که در مکتب عاشورا ویژگی عاشورایی شدن را در خود محقق ساخته باشند
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب‌الله، مدیرمسئول هفته‌نامه یالثارات‌الحسین (ع) در سرمقاله این هفته‌نامه نوشت: آخرین مقال از این سلسله گفتارها در رهزن‌ها و ناروایی‌های اقامه عزای سیدالشهدا علیه السلام، بود وسخن از مقوله ای به نام زبان حال در اشعار و مراثی. یک مسئله اساسی و مهم- چه در شعر یا نثر- در باب زبان حال‌ها این‌که زبان حال چه کسی و از زبان چه کسی؟ بعید است کسی شک کند که امام حسین علیه السلام، در کربلا و روزعاشورا نیز همچنان امام بوده و خداوند یا خود حضرت، خودش را از این منصب الهی خلع نکرده بود! اتفاقاً غفلت از همین نکته بسیار واضح و بدیهی، بعضاً منشاء کج روی‌ها و نسبت‌های ناروایی به حضرت حسین بن علی علیهما السلام شده و می‌شود.

و اما امام و منصب امامت؛ مطابق آنچه از اقوال مفسران قرآن کریم دیده می‌شود، امامت بالاترین منصبی است که یک انسان می‌تواند به آن برسد، حتی بالاتر از رسالت و پیامبری (اگرچه برخی پیامبران امام هم بوده‌اند). و از جمله ویژگی هایی که موجب این برتری امام است همان«شرح صدر» در منتهی درجه آن است که هیچ کس با امام در آن مرتبه از شرح صدر شریک و همتا نیست.

چه بسا توجه به همین یک ویژگی از بسیار ویژگی‌های شخصیتی امام، تکلیف بسیاری از زبان حال‌های ناروا و نالایق به مرتبه و منزلت سیدالشهداء علیه السلام را مشخص کند. افزون بر آن که اصولاً امام، انسان کامل و مظهر صفات خداوندی است زیرا او خلیفه الله است. مصیبت جدید امّا- علاوه بر مصائبی که سیدالشهداء در کربلا تحمل کرد- آنجاست که گاهی مرز روشنی میان جملاتی که در مقاتل معتبر از قول امام علیه السلام نقل شده با زبان حال‌ها در اشعار و مراثی و روضه‌ها دیده نمی‌شود، در حالی که درک حال امام به هنگام سرریز شدن مصائب بر قلب مبارکش بسیار دشوار است و به همین دلیل نسبت دادن زبان حال ساخته دیگران به امام از آن دشوارتر، اما همین زبان حال ساختگی با کلام امام علیه السلام، وقتی درهم آمیزد و اصل کلام تحت الشعاع جملات زبان حالی قرار گیرد، پیداست که چه مصیبتی پدید می‌آید.

ناگفته نماند شرح صدر و ظرفیت روحی بسیار بالای امام علیه السلام هرگز به معنای تأثیرناپذیری امام علیه السلام از مصائبی که دشمنان بر سر او آوار می‌کردند، نیست. بلکه سخن در آن است که امام علیه‌السلام علیرغم تأثر از مصیبت‌ها در جمع بندی حاصل تأثرات مصیبت‌ها می‌فرمودند: چون خدا می‌بیند این مصیبت‌ها بر من آسان است و یا آخرین کلمات سیدالشهداء علیه السلام به هنگام شهادت که رضا به قضای الهی را ابراز می‌فرمود.

با اشاراتی که گفته آمد، تکلیف منِ شاعر که بخواهم زبان حال«امام» را بسرایم، ناگفته پیداست. واگر چه راه برای تفهیم و تفهّم مصائب ابی عبدالله علیه السلام به عزاداران مسدود نیست، اما ملاحظات کار و احتیاط‌های لازم به دست می‌آید و خلاصه این ملاحظات آن که هر زبان حالی که با سنخ و عین نقل‌های معتبر مقاتل ناهمخوان و متعارض باشد، قطعاً مردود و غیرقابل اعتناست.

نگارنده مدعی نیست با چند اشاره جسته، گریخته توانسته باشد، لزوم تصفیه اشعارِمراثی از زبان حال‌های ناروا را توجیه و تبیین کرده باشد، اما امیدوار است در حد تلنگری به عاشقان مخلص سیدالشهداء و آل محمد و علی علیهما السلام، مقبول افتد.

ذکر واقعیتی تاریخی در مورد سیر تطّور روضه خوانی در این مجال بی مناسبت نیست؛ در عصر طاغوت گروه‌های مبارزی که درگیر جهاد مسلحانه علیه یزیدیان دوران را داشتند، به دلیل نارسایی و ضعف شدید روضه ها، اجباراً فقط به نهج البلاغه امیرمؤمنان علیه السلام اکتفا می‌کردند و از روضه خوانی‌ها به دلیل نداشتن جانمایه و روح حماسی دوری می‌کردند.

اندیشمندان صالح و صادقی همچون شهید مطهری جِدِّ وافری داشتند تا به این جماعت و بلکه همه ارادتمندان سالار شهیدان بفهمانند، مضامین ناروا و ضعیفی که در روضه‌ها وجود دارد هیچ ربطی به اصل حادثه کربلا و عمل حماسی سیدالشهداء و اصحاب در عاشورا نداشته است. همان که ما امروزه آنرا به عنوان فریادهای مطهری علیه تحریفات عاشورا می‌شناسیم.

این که نهج البلاغه کتاب راز و رمز انقلابی گری است حقیقتی است مسلّم. اما آیا پذیرفتنی است،ذکر مصائب عاشورا از روح انقلابی‌گری خالی باشد و اگر این ناروا و ظلم فاحش در عصر طاغوت، به سیدالشهداء و اصحاب عاشورا. اجباراً و از سر جهالت و لاعلاجی موّجه می‌نمود، آیا با گذشت قریب۴۰ سال از یک انقلاب عاشورایی، پذیرش این خطا و ستم بزرگ، هنوز هم قابل توجیه است؟! مگر جایی بهتر و مناسب تر از محافل و مجالس محرم و صفر و ذکر صادقانه و مخلصانه مصائب آل‌علی علیه‌السلام، برای انسان سازی و غیورپروری می‌توان سراغ گرفت؟!

چرا به جای چسبیدن به محتواهای ضعیف و ناروا و حاشیه‌های بافته و ساخته انسان‌های پر خطا به متن نپردازیم. متنی که بزرگترین وارث حسین علیه السلام و احیاگر عاشورا در عصر ظهور روایتگر آن است.

زیارت ناحیه مقدسه- بحمدالله- شناخته شده است. چرا نباید تلاش کرد متن های معتبر همانند زیارت شهدای کربلا که هم از ناحیه ایشان است و در آثار این طاووس مندرج است، دستمایه نهضت بازگشت گسترده‌تر به اصل و متن عاشورا قرار گیرد تا تکلیف عزادار ارادتمند در مواجهه با مصائب آل الله روشن تر باشد ...

***

اگر عاشورا، نه یک پایان، بلکه یک آغاز و نقطه عزیمت است به دلیل«کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» و همچنین به دلیل فقرات دستورالعمل عاشورایی شدن زیارت عاشورا اربعین نیز نقطه عزیمت است، به دلیل آموزه‌های دستورالعمل زائر اربعین شدن، زیارت اربعین

آنجا که زائر اربعین در بخش نهایی زیارت خطاب به سیدالشهداء علیه السلام این چنین اظهار ارادت و یاوری می‌کند:
«قلبم تسلیم قلب شما و(همه)کارم پیرو امر شماست و یاری ام برای شما مهیاست برای وقتی که خداوند اجازه دهد...»در این عبارت دو نقطه نیازمند تبییین و توضیح(هرچند اشاره وار)است:

الف- آیا واقعاً یاری من برای حسین دوران عجل الله فرجه مهیاست؟ارزیابی و رسیدن به پاسخ دقیق، از نامه ای که دائر مدار کانون توجه منتظران دوران ما، حجت‌بن‌الحسن علیه‌السلام- یکهزار سال پیش برای شیخ مفید- ارسال فرمودند، آشکار می‌شود آنجا که فرمود:« اگر شیعیان ما،- که خداوند به آنان توفیق اطاعت دهد- با قلب‌های متحّد به عهد و پیمان خویش با ما اجتماع کرده بودند، دیدار ما(ظهور) به تأخیر نمی افتاد و ملاقات ما برای ایشان حاصل می‌گردید، لکن آنچه ما را از ایشان(شیعیان) دور کرده ، گناهانی است که آنان مرتکب می‌شوند که ما چنین انتظاری از آنان نداشتیم!»۱

در این عبارت حضرت که بیانگر دلیل غیبت اوست چند نکته قابل ذکر است: ۱- نبودن توفیق شیعیان در اطاعت از خداوند ۲- یکی نبودن دل‌های شیعیان و نبود اتحاد در میان آنان ۳- وفا نکردن شیعیان به پیمانی که خداوند از آنها ستانده است(پیمان فطرت بر پذیرش ولایت چهارده معصوم علیهم السلام و پیمان غدیر) ۴- گناهان ارتکابی شیعیان که قلب آن حضرت را به شدت آزرده است.

علیهذا اگر چه زائر اربعین خطاب به حسین کربلا علیه‌السلام اعلام ارادت و یاری می‌کند، اما حسین دوران عجل الله فرجه و امام حیّ حاضر و ناظر، شرایط تحقق چهره دیگر همان یاری را گوشزد فرموده است.

ب- این زمانی که من زائر اربعین در انتظار رسیدن آن برای یاری حضرت قائم عجل الله فرجه هستم کی خواهد بود؟ اگر چه همگان از تعیین وقت برای ظهور نهی شده‌اند و ذکر زمان معین خاص امکان پذیر نیست اما جز این نیست که دو عامل در سرآمد عصر انتظار و تحقق ظهور مؤثر است. نخست اراده و مشیت الهی و دیگری خواست و همت(لااقل تعداد قابل توجهی از) شیعیان در ایجاد آمادگی پیش گفته در خود.

ناگفته نماند مشیت الهی در صدور فرمان ظهور، چنانچه از آیات شریفه کتاب مبین الهی به دست می‌آید، مشروط به کسب لیاقت و آمادگی حقیقی تعداد قابل ملاحظه ای از شیعیان است که در مکتب عاشورا ویژگی عاشورایی شدن را در خود محقق ساخته باشند.

بر این اساس، تحقق ظهور، صرفاً از رهگذر جمعی عاشورایی است که از یوم الله عاشورا و تعهد قلبی و زبانی و عملی به ویژگی‌های زیارت عاشورا آغاز و در اربعین اعلام آمادگی واقعی خود را با عبارات تعهد آمیز زیارت اربعین ابراز و به سرمنزل ظهور و فرج و دیدار حضرت قائم آل محمد عجل الله فرجه وارد شوند برای ارائه ادامه مسئولیت و رسالت عاشورایی در رکاب حسین دوران عجل الله فرجه و چه بسا اگر فاصله عاشورا تا اربعین ۴۰روز بود،با فراهم بودن شرایط اجازه الهی به حضرت برای فرج مؤمنان، بسیار کوتاه باشد.

و نهایت آن که به قول شارح زیارت اربعین؛مهدی نخواهد آمد، این ماییم که با عاشورایی شدن باید او را بیاوریم.

پس بشتابیم برای آماده کردن خود و به همه منتظران بگوییم:حی علی الظهور»۲
والسلام
۱- بحارالانوار،ج۵۳
۲- از عاشورا تا اربعین،ص۳۶۲