Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 59336
۱ نظر
علي فلاحيان، وزير اطلاعات هاشمي در جلسه هفتگي انصارحزب‌الله:
احمدی‌نژاد طرفداری ندارد که برایش به خیابان بریزند
عده‌ای زیر چرخ «توسعه» هاشمی له شدند
سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۲۰
 
در مورد بي‌حجابي هم بايد حکم الهي اجرا شود/ما اعتقاد داريم که مردم اصلا نبايد پاي ماهواره‌ها بنشينند. چرا که هرکس پاي حرف يک سخنگويي بنشيند به سمت او مي‌رود....

پایگاه خبری انصارحزب الله: حجت‌الاسلام‌والمسلمين علي فلاحيان، وزير اطلاعات هاشمي و نامزد يازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري در جلسه هفتگي انصارحزب‌الله به ارزیابی فضای فرهنگی و سیاسی کشور پرداختند که متن کامل آن تقدیم می شود: 

ما يک حکمت عملي و يک حکمت نظري داريم. آن علم که در قرآن است. حکمت عملي است. حکمت نظري «صيروره الانسان عالما ذهنيا مضاهيا للعالم الخارجي» انسان آنقدر مطالعه کند که ذهنيت او مطابق با واقع باشد. اما در حکمت عملي انسان آنقدر بر احساسات و افکار خود حاکم مي‌باشد تا بتواند آنجايي که مي‌خواهد، خوشحال باشد و آنجايي که مي‌خواهد گريان شود. حالا به چه اندازه اين حکيمانه است؟ به آن ميزان که حوزه نفوذ داشته باشد تا بتواند افکار جامعه را با خودش همراه کند. 

تحت تاثير ديگران بودن،علامت کم‌هوشي است 

در مقوله هوش هم همين را بيان مي‌کنند. يک وقت هوش مقوله‌ آي‌کي‌يو است. يک وقت مربوط به مقوله احساس است و هرکس که بيشتر بتواند انسان‌ها را با خودش همراه کند براي اهداف خود، او باهوش‌تر است. در قرآن هم آمده «و اضلّه الله علی علمٍ» يعني شخص با اينکه عالم است ولي گمراه است. يا مثلاً لقمان مي‌فرمايد: «اعوذ بالله ان اکون من الجاهلين» اگر دروغ بگويم، معلوم است که من بر عواطف و احساسات خودم حاکم نيستم. پس به ميزاني که انسان بر افکار و احساسات خودش قدرت و تسلط داشته باشد، باهوش است و به ميزاني که تحت تأثير ديگران باشد کم‌هوش است. پس در مديريت‌ها بايد انسان باهوش باشد و اگر کم هوش بوده و نتواند آدم‌ها را با خودش همراه کند و به مقصد برساند نمي‌تواند مدير خوبي باشد ولي مي‌تواند دانشمند خوبي باشد؛ چرا که دانشمند از کسي که حکيم است، متفاوت است.


در هر صورت مي‌گويند که اگر انسان بتواند مانند يک صخره که در دريا مي‌افتد، موج ايجاد ‌کند، به ميزاني که موج ايجاد مي‌کند، وزنه‌ دارد. بنابراين انبياء و اوليا و معلمين اخلاق سکاندار نيمي از جامعه هستند. 

اراده، مهمترين عنصر در انسانيت 

از طرفي دنيا جاي امتحان است و هر روز انسان امتحان مي‌شود. به امام صادق(ع) عرض کردند که شما اينقدر برنامه‌ريزي مي‌کنيد، لو مي‌رود و اينها دوباره ما را دستگير مي‌کنند. فرمودند: ما برنامه‌ريزي مي‌کنيم و خداوند هم کار خود را مي‌کند. همه آدم‌هايي که دور و بر ما هستند به وسيله خدا امتحان مي‌شوند. بعضي در امتحان رد مي‌شوند و تمام تشکيلات و برنامه‌ريزي ما به هم مي‌خورد. به فرموده حضرت امام(ره) مهمترين عنصر انسانيت اراده است. به ميزاني که کسي براي انجام کاري اراده داشته باشد به همان ميزان انسان است. بعضي مي‌گويند به ميزاني که محبت داشته باشد انسان است و بعضي ديگر معتقدند هر کسي به اندازه‌اي که فکر مي‌کند و توانايي فکري دارد، انسان است.


اين يک بحث مفصلي ميان علماي اخلاق و عرفان است. پس عنصر اراده خيلي مهم است و مهمتر از آن اين است که انسان اراده‌اش منتج از اراده الهي باشد. 

در رابطه با انتخابات اوضاع جامعه ما متأسفانه تحت تأثير رسانه‌هاي بيگانه است و به قول مقام معظم رهبري تهاجم فرهنگي شروع شده و تحقق پيدا کرده است و بخشي از جامعه ما فرهنگ غرب را در زندگي و عمل خويش پذيرفته‌اند. ولي در مقابل رويش‌هايي هم اتفاق افتاده است؛ يعني گفتمان‌هايي که مي‌گويند لذت‌ها، تنها لذت‌هاي مادي نيست و انسان به اين زندگي مادي و به اين زر و زيورها نبايد دل ببندد. لذا کمال انسان وابسته به آرمان‌هاي اوست و اگر انسان بتواند به دنبال آن آرمان‌ها برود رو به تعالي است. هم در کشور خودمان جواناني داريم که مصمم و با اراده هستند و هم در کشورهاي ديگر دنيا و هر مقدار ما تلاش بيشتري کنيم و آنها در عمل ما تبلور ايمان را ببينند، اميدوارتر خواهند شد. 

اين خيلي مهم است که ائمه عليهم‌السلام فرمودند: کونوا دعاه الناس بغير السنتکم. شعار ندهيد و با عمل خود مردم را راهنمايي کنيد. 

متأسفانه در بعضي جاها به لحاظ فرهنگي بخشي از جامعه نسبت به ارزش‌هاي انقلاب دچار شک و ترديد هستند و نگاه مي‌کنند، ببينند کدام يک از کانديداها شعار متفاوت مي‌دهند تا به او رأي دهند. لذا رسالت ما در بخش فرهنگي بسيار مهم و خطير است؛ چرا که بايد با عمل و گفتمان خويش سعي کنيم که نگذاريم بچه‌هاي ما به صف آنها بروند.
 
بايد از کانديداها پرسيد که براي جوانان چه برنامه‌هايي دارند؟ بنده ۱۴ تا ۲۴ برنامه براي جوانان نوشته‌ام. بالاخره رسانه‌اي مثل ماهواره در کشور وجود دارد که مدام تبليغ فرهنگ بيگانه مي‌کند. بايد برنامه‌اي باشد که جوانان از اين برنامه‌هاي هاليوودي استقبال نکنند. آقاي فلاحيان، تو که در مجلس خبرگان به آقاي ضرغامي ايراد گرفتي که تو نتوانستي برنامه‌اي بسازي که مردم نروند پاي برنامه‌هاي ماهواره‌اي بنشينند، مي‌خواهي چه کار کني؟ اوقات فراغت اين جوانان را چه طور مي‌خواهي پر کني؟ دادن يک جواب عملي به اين موضوع، از مهمترين کارهاي ماست. 

فرهنگ، مهم‌ترين دغدغه ماست 

مهمترين دغدغه ما فرهنگ ماست و مهمترين فشار آمريکا اين است که اين فرهنگ اسلامي که علماي ما در طول تاريخ زندگي خويش ساخته‌اند از بين برود. دشمنان مي‌گويند ما در ايران تلاش خواهيم کرد که آموزه‌هاي انبياء و انقلاب و امام در ايران کم‌رنگ شود و آدم‌هايي به دانشگاه بيايند و تدريس کنند يا در مراکز قدرت جاي گيرند که به اين آموزه‌ها کم‌توجهي کنند.


اما بحث اينکه در اين شرايط به چه کسي راي دهيم. مسلّم است که امام(ره) آرمانهايي داشتند. گفتند شاه بايد برود، رفت؛ حکومت بايد اسلامي شود، شد؛ گفتند صدام و حزب بعث بايد برود، رفت. اينها را کسي باور نمي‌کرد . بعد فرمود بايد ملتهاي منطقه بيدار شده و حکومتهاي اسلامي به رهبري ايران تشکيل بدهند. 

مقام معظم رهبري مي‌فرمايند يادتان نرود ما هنوز تا رسيدن به مقصد نهايي راه در پيش داريم. نبايد به دنبال خشت و گل و خانه و ماشين و تقسيم غنايم باشيم. ما هنوز پايين قله هستيم و به ارتفاع صعود نکرده‌ايم؛ چرا که افقهاي انقلاب اسلامي خيلي بالاست. کي به فکر اين هست که ملتهاي منطقه که مسلمان هستند را بيدار کند؟ کي به فکر اين هست که حتي با اين وهابي‌ها و سلفي‌ها مقابله کند.يا اينکه آ‌نان را راهنمايي و فکرشان را عوض کند؟ 

بايد بدانيم که ما به عنوان طلايه‌دار ظهور حضرت بقيه‌الله‌ الاعظم(عج) هيچ گاه نبايد از پا بنشينيم تا فرهنگ غربي در کشورمان و ساير کشورهاي اسلامي رشد کند و مردم از خداوند بيگانه شوند؛ خلاصه «يتمتّعون و ياکلون کما تاکل‌الارض» هر کانديدايي که شعارهايي داد که بر طبق آنها بايد به مسائل دنيا اين قدر اهميت داده شود، معلوم است که دنياگراست و نبايد به او راي داد. چرا که ما جز براي دو کار خلق نشده‌ايم يکي ياد خدا و ديگري مبارزه با دشمنان خدا. هرکسي در جهاد با دشمنان خداست، پيروز است. 

دو دسته‌اي که پشت سر آقاي هاشمي هستند 

اما راجع به اوضاع واحوال فعلي نامزدها؛ مي‌دانيد که آقاي هاشمي به صحنه آمده است و کساني که پشت سر او به راه‌ افتاده‌اند دو دسته شده‌اند. يکي اصلاح‌طلبان که مي‌گفتند ما نمي‌خواهيم در انتخابات شرکت کنيم و ليکن حالا که آقاي هاشمي مي‌آيد، بايد بياييم؛ ديگري گروهي از جامعه ما و مردم کوچه و بازار و عوام که از اين گراني‌ها لطمه خورده‌اند. آنها در ذهنشان اين است که اگر هاشمي بيايد، وضعيت بهتر مي‌شود. 

در صورتي که چنين نيست و آدمهاي ضعيف در زمان تصدي او زير چرخ به اصطلاح «توسعه» له شدند. ما آن زمان دو تا دعوا با آقاي هاشمي داشتيم. يکي بحث فرهنگي بود. ايشان مي‌گفت آقاي فلاحيان، اين بازي که تو در تهران به راه انداختي، نتيجه نمي‌دهد. به او گفتم: چرا نتيجه نمي‌دهد؟ ما هر مجله سکسي و هر نوارمبتذلي مي‌آمد جمع‌آوري مي‌کرديم و در مرز جلوي آن را مي‌گرفتيم و نمي‌گذاشتيم توزيع شود. دختران بدحجاب را جمع‌آوري مي‌کرديم. 

ايشان مي‌گفت: آقاي فلاحيان حالا تو اين دختر‌ها را مي‌گيري و مي‌بري شلاق مي‌زني اين ديگر نه خودش و نه بابا و نه آبا و اجدادش اصلا مسلمان نمي‌شود. من مي‌گفتم: اين دستور اسلام است. کسي که تهتّک و تبليغ ضد ديني مي‌کند، اصلا نمي‌خواهد مسلمان شود. ولي اين دخترهاي مومنه را هم تحريک مي‌کند که آنها هم چادر يا روسري‌هايشان را بردارند. ما نبايد اجازه دهيم. چطور آقاي سارکوزي اين قدر اصرار بر جلوگيري از حجاب در سطح مدارس فرانسه را داشت. او معتقد بود که حجاب يک برگه تبليغاتي است و به ما مي‌گويد که شما بي‌خود کرديد و من هم مخالف هستم.چطور او مي‌فهمد ولي ما نمي‌فهميم که دختر خانمي که با آن وضع زننده در خيابان حاضر مي‌شود، موجب توسعه فحشا و فساد در جامعه مي‌شود. البته ما به اين که کسي تحريک مي‌شود يا نه کاري نداريم؛ ولي توسعه اين فرهنگ براي جامعه سمّ مهلکي است. 

بعضي‌ها آن موقع که به من خرده مي‌گرفتند که تو تندروي کردي چرا که مي‌گفتم بعضي از لباسها را نبايد پوشيد؛ چرا که تشبّه به کفار است و مزاج جامعه را عوض مي‌کند. در زمان مرحوم کردان که لاريجاني در صدا و سيما بود، به لاريجاني گفتم تو هم که مثل بقيه هستي. اين چه برنامه‌هايي است که شما به مردم نشان مي‌دهيد؟ مگر شما ابتکار نداريد؟ کارگردان نداريد؟ قدرت تخيل نداريد؟ اين همه داستان در تاريخ اسلام که مي‌تواند هزاران سوژه باشد نداريم؟ بايد يک فيلمي بسازيد که بچه‌ها سرگرم شوند. اينها که پخش مي‌کنيد چيست؟! 

گفتند: ما اينها را پخش مي‌کنيم که بچه‌ها پاي ماهواره ننشينند.
گفتم: شما متوجه نيستيد که با اين کار مذاق مخاطبان را عوض مي‌کنيد و اين زمينه‌سازي براي ماهواره است. 

پس اين خيلي مهم است که نامزد رياست جمهوري براي دين مردم و فرهنگ اين جامعه چه برنامه‌اي دارد. حکومت جمهوري اسلامي تشکيل داديم براي اينکه در اين حکومت انوار الهي و احکام الهي پياده شود و با کساني که مي‌خواهند حدود الهي را زيرپا بگذارند مبارزه کنيم. 

البته بعضي‌ها بر آمدن هاشمي يک سودي را مترتب نظام مي‌دانند و معتقدند از آنجايي که ما در پيچ هسته‌اي قرار گرفته‌ايم و آخرين دورهاي مذاکره را با ۱+۵ برگزار مي‌کنيم، اگر انتخابات ما پرشور نشود اينها مي‌گويند شما مشروعيت خود را از دست داده‌ايد و چکيده ملت نيستيد و ملت شما را نمي‌خواهند. پس اين استفاده را آقاي هاشمي دارد. البته اگر بتواند. از طرف ديگر دولت هم مي‌خواهد يک نفر را بياورد.آنها هم حرفشان اين است که برنامه‌هاي ما براي کشور برنامه‌ خوبي بوده است و اگر کس ديگري بيايد طبق معمول برنامه‌هاي ما را هوا خواهد کرد و ما را زير سوال خواهد برد.
بنابراين بهتر است که دولت بعدي ادامه دهنده برنامه‌هاي ما باشد. يک گروه سومي هم وجود دارد که اصولگرايان هستند. که متاسفانه به سه گروه تبديل شده‌اند و اين کار را قدري دشوار کرده است.
عده‌اي معتقدند به دکتر ولايتي و عده‌اي معتقد به دکتر جليلي و عده‌اي ديگر هم متفرق در ميان ساير کانديداهاي اصولگرا هستند. 

وظيفه دوچندان اصولگرايان 

لذا وظيفه ما دو چندان است که در ميان اصولگرايان يک رئيس جمهوري را انتخاب کنيم که به گفتمان انقلاب اسلامي اعتقاد داشته باشد و ثابت هم کند که قبلا اجرا کرده است و الان هم توان اجراي آن را دارد. اين طور نه خيانت به ملت مي‌شود و در آينده هم پشيمان نمي‌شويد. اما اگر به صورت احساساتي تصميم گرفتيد، حالا ممکن است شخص مورد نظر به گفتمان اعتقاد داشته باشد ولي در عمل نتواند و گير بيفتد و عده‌اي دور و بر او بيايند و در کارش خلل ايجاد کنند. مگر آقاي احمدي‌نژاد بد بود؟ ولي يک عده دور و برش آمدند و فکرش را تغيير دادند. شخص بايد خيلي پخته باشد که به اين طرف و آن طرف نزند و ديگر اين که برنامه داشته باشد؛ هم براي کارهاي اقتصادي وهم نظامي و امنيتي تا ان‌شاءالله ما بتوانيم به يک جايي برسيم.


من معتقدم مسير حرکت ملت بي‌بازگشت است؛ چرا که خداوند تصميم گرفته است اين ملت پيروز شوند و مقدمه ظهور حضرت شوند. ما فقط ممکن است قدري خرابکاري در اين مسير کنيم اما اين تصميم الهي است که بنده به آن ايمان دارم. 

پرسش و پاسخ 

* باتوجه به سابقه امنيتي جنابعالي به نظر شما عملکرد و واکنش آقاي هاشمي در صورت رد صلاحيت چه خواهد بود؟ اطلاعات موثق حاکي از رد صلاحيت مشايي است و از طرفي اين گروه تدارکات ويژه‌اي براي بعد از رد صلاحيت در نظر گرفته است، آيا عملکرد هاشمي و مشايي ممکن است به يکديگر گره بخورد و يک عملکرد واحدي در مقابل نظام بگيرند؟ 

- اطلاع من اين است که همچنان باهم مخالف هستند. آقاي هاشمي هم اگر ردصلاحيت شود کاري نمي‌کند چرا که قبلا هم کاري نکرد. در مورد آقاي هاشمي خيلي معتقدند او مي‌آيد و به نفع آقاي روحاني کنار خواهد رفت. به روحاني هم گفته‌اند به نفع هاشمي کنار برو و گفته تاييد بشوم کنار مي‌روم. البته نمي‌دانم من به نفع آقاي هاشمي کنار مي‌روم يا آقاي هاشمي به نفع من کنار مي‌رود. 

به نظر من انحرافي‌ها تظاهر به مانور مي‌کنند که ما استعفا مي‌دهيم يا انتخابات را برگزار نمي‌کنيم و الا چيزي دست رئيس جمهور نيست و فرمانده کل قوا مقام معظم رهبري هستند و نيروهاي مسلح و امنيتي ما گوش به فرمان ايشان هستند لذا اين تظاهر به مانور است و اگر هم بخواهند در جريان انتخابات اخلالي ايجاد کنند، راه به جايي نخواهند برد. لذا در صورت استعفاي رئيس جمهور هم در قانون پيش‌بيني شده که معاون او کار را به دست خواهد گرفت. البته باز نمي‌دانيم مشايي صد درصد رد شده يا خير. 

* در صورت پيروزي هاشمي در انتخابات فضاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي کشور را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟ باتوجه به اين که شنيده شده مهدي هاشمي گفته در صورت پيروزي پدر عملا من رئيس جمهور خواهم بود. 

- اگر مهدي هاشمي چنين حرفي زده باشد خالي بسته است. الان نيروهاي مخلص و باايمان در صحنه حضور دارند و ديگر از آن اتفاقات نخواهد افتاد و ما مصمم هستيم ان‌شاءالله گفتمان رهبري را جلو ببريم. 

* در دولت شما برخورد با بدحجابي و ماهواره و ناهنجاري‌هاي اخلاقي چگونه خواهد بود؟ آيا قايل به برخورد هستيد؟ 

- ما اعتقاد داريم که مردم اصلا نبايد پاي ماهواره‌ها بنشينند. چرا که هرکس پاي حرف يک سخنگويي بنشيند به سمت او مي‌رود. الان در ماهواره حتي راجع به امام زمان(عج) جرئت کرده‌اند و او را نفي مي‌کنند. يقينا نشستن پاي ماهواره حرام است. ما فکري که کرديم اين است که همه برنامه‌هاي مفيد ماهواره را جدا و مونتاژ کنيم و در هر محله‌اي يک سالن آمفي‌تئاتر باشد که مردم از آن استفاده کنند، به نمايش بگذاريم.


در مورد بي‌حجابي هم بايد حکم الهي اجرا شود. منتها با دومکانيزم اين کار عملي مي‌شود. من همان طرح فرهنگسراي محلات را که دادم اين بود که خانواده‌ها بايد با مرکز فرهنگي و مساجد مرتبط باشند و مرتبا روي افراد کار شود و خواست فرهنگي به وجود آيد تا هرکسي که بخواهد روسري خود را عقب ببرد همه او را به گونه‌اي ديگر نگاه کنند. بايد جوّ جامعه را به گونه‌اي تغيير دهيم که منکر معروف نباشد. الان در محافل علمي و مدارس، دختران با پوشش چادر مورد تمسخر همکلاسي‌ها قرار مي‌گيرند. 

بنده طرح ايجاد فرهنگسراها را دادم، منتها آقاي کرباسچي طرح را خراب کرد. ما گفتيم در هر محله يک فرهنگسرا باشد و کارهاي علمي و هنري و تفريحي و ورزشي آنجا باشد و اوقات فراغت در آنجا سپري شود. در آنجا انسانهاي عاقل محله چه دانشگاهي و چه فرهنگي و چه روحاني سازماندهي شوند و با مردم کار کنند. ما اين کار را در اهواز کرديم و بچه‌ها را به مسجد آورديم ما الان در اهواز ۱۲ مسجد داريم که همه آنها بچه‌هاي بين ۱۴ تا ۲۴ سال هستند.براي اينها برنامه‌هاي جالب تدارک ديديم؛ از جمله برنامه‌هاي تفريحي، ورزشي، اردوهاي زيارتي و سياحتي در نظر گرفته‌ايم. خلاصه جوّي درست کرديم که اينها در گروه خودشان مورد قبول واقع شده‌اند. ما از اين احتياج بايد استفاده کنيم و نگذاريم بچه‌هايمان طعمه گرگ شوند. 

* لطفا بفرماييد آقاي هاشمي با سابقه خرابي که در زمينه اقتصادي براي کشور دارد، چطور مي‌خواهد وضعيت اقتصادي کشور را سر و سامان بدهد؟ 

- اين را بايد از خود ايشان بپرسيد. در آن زمان هر وقت که اوضاع خيلي خراب مي‌شد به ما دستور مي‌دادند پيگير باشيم. 

* اگر شما دولت را تحويل بگيريد براي ريشه کن کردن تورم و معضلات اقتصادي چه برنامه‌اي داريد؟ اجمالا بفرماييد. 

- در مورد تورم، ما ۴ برنامه داريم. تورم يعني مقدار پول کاغذي و نقدينگي ما ضرب در سرعت گردش پول. اگر توليد ناخالص ملي يعني محصولات صنعتي و کشاورزي و خدمات ما به اندازه نقدينگي باشد تورم نيست. مثلا اگر شما ۱۰ جفت کفش توليد کرديد با ۱۰۰تومان پول کاغذي. اين کفش هر کدام ۱۰تومان مي‌شود. اگر ۱۱۰تومان پول کاغذي چاپ کرديد۱۱ تومان مي‌شود. بنابر‌اين اولين‌کاري که مي‌کنيم توقف گراني‌هاست يعني ما ديگراز بانک مرکزي استقراض نمي‌کنيم.


۲-‌‌ سرعت گردش پول را هم کاهش مي‌دهيم. ۳- توليد ناخاص ملي را افزايش مي‌دهيم.
و با اين کار نقدينگي نزديک به توليد ناخالص ملي مي‌شودو اين طور يک شيب ارزاني را ايجاد مي‌کنيم. در رابطه با اشتغال بايد ببينيم در چه زمينه‌هايي بستر سرمايه‌گذاري فراهم است. لذا در آن زمينه‌ها سرمايه‌گذاري مي‌کنيم و شکل کارش هم شکل کار آقاي هاشمي نيست يعني نه کارخانه‌اي است و نه توجه فقط به کارآفرينان است، بلکه هم‌جهت عدالت را در آن لحاظ کرديم و هم‌جهت پيشرفت را پيش‌بيني کرديم. ما کارخانه‌اي را با مشارکت مهندسين و کارگران؛ تاسيس مي‌کنيم يعني ۲۰ درصد دولت، ۲۰ درصد سرمايه‌گذار و بقيه سهام به مهندسين و کارگران داده مي‌شود تا عدالت رعايت شود و سعي مي‌کنيم آن چيزهايي که مزيت نسبي و بازار دارد را افزايش ‌دهيم که اين محصولات قابل رقابت براي صادرات باشد و اين‌گونه ايجاد اشتغال مي‌شود. 

ممکن است اين سوال مطرح شود که اصلا پول از کجا مي‌خواهيد بياوريد. بنده اصلا پولي لازم ندارم. بنده کارخانه نخ‌ تاير را در زنجان تاسيس کردم. آلمانها را در اين پروژه بدون پرداخت هيچ پولي به آنها مشارکت داديم و آنها فقط ۲۵ درصد محصولات را براي سرمايه خود برداشتند و اين‌گونه اشتغال ايجاد شد. 

* موضع شما در مورد موسوي و کروبي چه بود؟ 

- آن روز که فتنه بود، مي‌گفتند اعدام کنيد، ما گفتيم اعدام براي آنها کم است. بالاخره اينها آبروي ما را در دنيا بردند. اصلا ۴ سال رياست جمهوري چه ارزشي دارد که آدم نظام را در دنيا اين طور زير سوال ببرد؟ من از سال ۴۳ در کنار کروبي بودم، آن وقتي که در مسجد اعظم کتک خورد و عمامه‌اش افتاد. ولي آقاي کروبي، به فرض حالا خلافي هم اتفاق افتاده است در همه دنيا اعلام مي‌کني که زندانبان ما فلان کار را با متهم کرده است؟! اصلا فکر آبروي اين همه شهدا و ملت را نمي‌کني؟ 

* شما مي‌گوييد آقاي احمدي‌نژاد در صورت رد صلاحيت مشايي هيچ کاري نخواهد کرد و هيچ اتفاقي نخواهد افتاد، اين مسئله را چگونه توجيه مي‌‌کنيد؟ 

- البته امکانات امنيتي تامين شده است و ما هم نمي‌دانيم که اينها طرفدار دارند که اگر مشکلي پيش بيايد به خيابان بريزند؛ چرا که در مدت خانه‌نشيني کسي به خيابان نيامد. الان طرفداراني ندارند که بخواهند کاري انجام دهند. 

* آيا تاييد صلاحيت هاشمي را به نفع نظام مي‌دانيد؟ 

- از آنهايي که تاييد مي‌کنند بپرسيد. من که نمي‌خواهم کسي را غير از خودم تاييد کنم. 

* در دسته‌بندي‌هاي رايج سياسي شما اصلاح‌طلب هستيد يا اصولگرا؟ 

- من جزء طيف اصولگرايان هستم. درحال حاضر هم جامعتين بنده را به عنوان نامزد انتخابات مجلس خبرگان به مردم خوزستان معرفي کرده‌اند. من عضو فدائيان اسلام هستم.


* چقدر به ائتلاف‌هاي صورت گرفته خوشبين هستيد؟ آيا تا آخر مي‌مانيد؟ 

- اينها به اين ائتلاف‌ها پايبند نخواهند بود. اين مسخره کردن مردم است که ائتلافي صورت پذيرد و همه ثبت نام کنند. من فکر مي‌کنم راهي جز انتخاب بنده در ميان اصولگرايان باقي نخواهد ماند. 

* شيعه در بلاغت کلام و دفاع از حق، حرف اول و آخر را مي‌زند. چرا از گفت و گو با آمريکا مي‌ترسيد؟
- چه کسي مي‌ترسد؟ ما نمي‌ترسيم. آمريکايي‌ها که قايل به مذاکره نيستند آنها مي‌گويند ما ابرقدرتيم، پس شما گوش به حرف ما بدهيد. وقتي رئيس‌جمهور کشور ما، خطاب به شوراي امنيت سازمان ملل گفت که اين چه شوراي امنيتي است که هم دادستان و هم قاضي آن خود شما هستيد؟ البته آن موقع جواب آنها منعکس نشد. آنها در جواب گفتند: درست است؛ ولي شما معادلات قدرت را بلد نيستيد برمبناي اعتقاد ما هر ملتي به اندازه‌اي حق دارد که قدرت سياسي، نظامي و اقتصادي دارد. يعني مي‌گويند حق از لوله تفنگ درمي‌آيد. عدالت به اين معنا نيست کي حق دارد و کي حق ندارد. منتها به اين معناست که کي چقدر زور دارد حقش را بگيرد. شما اين قدر زور نداريد.


احسان
۱۳۹۲-۰۳-۰۶ ۰۹:۱۵:۱۳
با سلام
کاش از ایشان می پرسیدید چه برنامه ای برای امنیت عمومی داخلی (نظیر زورگیران خشن )دارند متاسفانه هیچیک از کاندیداها دراینمورد برنامه ای اعلام نکرده چون خود آقایان که مشکلی ندارند