Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 129321
عدالت اجتماعی و دولت روحانی
مستضعفین در دولت یازدهم یتیمند!
هوار شدن تکنوکرات‌ها بر سر اقتصاد این‌بار به نام «تدبیر»
چهارشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۴۰
 
تئوریسینهای دولت و نحوه اظهار نظر و آثارشان، سیاستگذاری‌هایی که در زمینه خصوصی‌سازی، نرخ ارز و مقررات‌زدایی که در پیش گرفته‌اند و همچنین خصوصی‌سازی در آموزش و پرورش و نهادهای دیگر نشان می‌دهند که بی‌توجهی مفرطی به اقشار مستضعف دارند....
انقلاب و عدالت اجتماعی

پایگاه خبری انصارحزب‌الله: عدالت اجتماعی و یا به عبارت بهتر تخصیص درست و به‌جای منابع بین مردم، شاید بدیهی ترین انتظاری است که مردم هر کشوری از مسئولان خوددارند، این مهم در کشورهای اسلامی با توجه به تأکید فراوانی که پیامبران و امامان معصوم کرده‌اند از اهمیت بیشتری برخوردار است.

نگاهی به آرمان‌های انقلاب و اندیشه بنیان‌گذار انقلاب اسلامی هم نشان می‌دهد که یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) از بین بردن بی‌عدالتی و برقراری عدل و عدالت در جامعه بوده است.

مقام معظم رهبری نیز بارها در سخنرانی‌های خود از اهمیت عدالت و توجه دولت‌مردان به این مهم سخن گفته اند، ایشان با ضروری و مهم خواندن عدالت می‌فرمایند: «نباید ارزش عدالت به‌عنوان یک ارزش درجه ۲ کم کم در مقابل ارزش‌های دیگر به فراموشی سپرده شود؛ در نظام ما این خطروجودداشته است.

ارزش‌های دیگر هم خیلی مهم است؛ مثلاً ارزش پیشرفت و توسعه، ارزش سازندگی، ارزش آزادی و مردم‌سالاری. مطرح کردن ارزش عدالت مطلقاً به معنای نفی این‌ها نیست؛ اما وقتی ما این ارزش‌ها را عمده می‌کنیم و مساله عدالت و نفی تبعیض و توجه به نیازهای طبقات محروم در جامعه کمرنگ می‌شود، خطر بزرگی است؛ اما با عدالت محور بودن یک دولت، این خطرازبین می‌رود یا ضعیف می‌شود.»

علاوه بر این، اهمیت عدالت به حدی است که در قوانین مالیاتی و سایر قوانین کشورهای مختلف به این مهم اشاره‌شده است به‌طوری‌که در میزان دریافت مالیات وبهای سایر خدمات ، همواره بر روی عادلانه بودن و نگاه یکسان داشتن بین افراد جامعه تأکید شده است.

شعارهای خوش‌رنگ بدون عمل!

حال در چنین شرایطی در کشورمان شاهد هستیم که هرروز آمارهای مختلفی از میزان دریافتی مدیران دولتی منتشر می‌شود، اتفاقی که نه‌تنها با قوانین کشور مغایرت دارد بلکه موجب ایجاد بی‌اعتمادی شدید بین مردم و مسئولان می‌شود.

بی‌شک همگی اذعان دارند بیش از هر کس دیگری این مقام معظم رهبری است که همواره عدالت اجتماعی را فریاد می‌زند. ایشان بارها بر اهمیت عدالت اجتماعی تاکید کردند و فرمودند: «آنچه که در این بین باید با وسواس و دقت دنبالش باشید، مسئله «عدالت اجتماعی» است که با رشد و توسعه هم سازگار است. بعضی این‌طور تصوّر می‌کردند – شاید حالا هم تصوّر کنند – که ما باید دوره‌ای را صرف رشد و توسعه کنیم و وقتی که به آن نقطه مطلوب رسیدیم، به تأمین عدالت اجتماعی بپردازیم. این فکر اسلامی نیست. «عدالت» هدف است و رشد و توسعه مقدمه عدالت است. آن روزی که در کشور عدالت اجتماعی نباشد، اگر بتوانیم باید آن روز را تحمّل نکنیم.»

رهبری در برابر سیاست‌های اقتصادی دولت‌های مختلف بارها تکرار و تاکید می‌کردند که دو مشخصه بارز حاکمان اسلامی ۱- زهد ۲- عدالت خواهی است...؛ شاخصه‌هایی که در دهه اول انقلاب و روزگار رجایی‌ها در سیستم اداره کشور جریان داشت.
اما منش دولتها برای اجرای عدالت اجتماعی فقط در حد شعار باقی ماند. برخی از دولتها هم مانند دولت فعلی که به کل در این زمینه سخنی نمی‌گوید.

اینکه آمار و ارقام در این زمینه چه می‌گویند در این مقال نمی‌گنجد اما با یک ارزیابی کلی از وضع جامعه متوجه میزان برقراری عدالت اجتماعی در بین توده‌های مردم می‌شویم.

نولیبرال‌های جاخوش کرده در دولت

در همین رابطه دکتر شهریار زرشناس، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، پیرامون ارزیابی خود از تحقق عدالت اجتماعی در دولت یازدهم بیان داشت: مشخص است که هیچ کاری صورت نگرفته چون خود امام خامنه‌ای با نامگذاری امسال به نام «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل” به نوعی فرمودند که تا کنون اقدام خاصی در این زمینه صورت نگرفته و هر چه بوده همایش بوده و حرکت‌های فرمایشی.

وی دولت روحانی را دولتی به دور از عدالت اجتماعی دانست و افزود: در مورد عدالت اجتماعی اساسا به نظر می‌رسد که سیاست دولت، توجه به عدالت اجتماعی نیست. این دولت مدل اقتصادی خودش رو از تئوریهای اقتصادی اقتصاددانهای نئولیبرال و نئوکلاسیک گرفته و این چیزی هم نیست که پنهانش کنند.

شکاف طبقاتی افزون شد

زرشناس در تبیین این باور خود گفت: «تئوریسینهای دولت و نحوه اظهار نظر و آثارشان، سیاستگذاری‌هایی که در زمینه خصوصی‌سازی، نرخ ارز و مقررات‌زدایی که در پیش گرفته‌اند و همچنین خصوصی‌سازی در آموزش و پرورش و نهادهای دیگر نشان می‌دهند که بی‌توجهی مفرطی به اقشار مستضعف دارند و همین کاملا نشان می‌دهد که دولت اساسا هدف و برنامه و ماموریتی در مورد عدالت اجتماعی برای خود قائل نیست و به همین دلیل است که شکاف طبقاتی از زمان روی کار آمدن دولت روحانی در کشور بیشتر شده است.

دولت شعار و برچسب‌های پوپولیستی

این استاد دانشگاه افزود: افزایش حجم نقدینگی که درحال حاضر به مرز هزار میلیارد تومان رسیده به وضوح نشان دهنده روند ناعادلانه و ناسالمی است که در اقتصاد ما وجود دارد. دولت هم از روز اولی که قوه مجریه را تحویل گرفت و فارغ از شعارهایی که داده مانند بهبود مسکن و… هیچ برنامه مدون و رسمی به عنوان برنامه عدالت طلبانه اعلام نکرد و با توجه به تیم اقتصادی دولت و مشاوران اقتصادی که در دولت وجود دارند و نگاهی که در این تیم حاکم هست انتظار اینکه دولت یازدهم بخواهد جهت‌گیری عدالت طلبانه را دنبال کند اساسا وجود ندارد.

دکتر شهریار زرشناس ادبیات دولت را نیز مورد نقد قرار داد و گفت: به همه اینها اضافه کنید که ادبیات دولت هم اصولا ربطی به عدالت اجتماعی ندارد و رویکردهای عدالت طلبانه را با اطلاق برچسب‌هایی نظیر پوپولیستی بودن محکوم کرده و مورد استهزا قرار می‌دهند.

اقدامات دولت تعجب‌آور نیست

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دولت یازدهم را دولت اقتصاد نئولیبرالی دانست و گفت: کل جهت‌گیری اقتصادی دولت مبتنی بر جهت‌گیری‌های اقتصادی نئولیبرال است؛ این چیزی است که قبلا کارگزاران و اصلاح‌طلبان داشتند و امروز هم دولت یازدهم که مولود این دو جریان است دارد.

زرشناس افزود: در دیدگاه نئولیبرال هیچ جایی برای عدالت اجتماعی وجود ندارد و بنابراین تعجب آور نیست که دولت در خصوص عدالت اجتماعی کاری نکرده باشد.

نطفه‌ای برای جهانی شدن

این استاد دانشگاه، دولت یازدهم را بی اعتقاد به عدالت اجتماعی دانست و گفت: وقتی که با تکیه بر مانورهای پولی که در زمره سیاست‌های نئولیبرال‌ها است، وقتی قصد دارند تورم را به نفع رکود کنترل کنند و وقتی کل نطفه اقتصاد را بر مسئله‌ی جهانی شدن قرار دهند آن هم جهانی شدنی که یک سرمایه‌داری امپریالیستی بر آن سیطره دارد طبیعی است که در این مجموعه چیزی و جایی برای عدالت اجتماعی در جامعه ایران باقی نمی‌گذارد و من فکر می‌کنم که اگر هراس از مقاومت‌های اجتماعی نبود حتی روند عدالت‌زدایی در سیاستهای اقتصادی ما تندتر از این حرکت می‌کرد.

وی اظهار کرد: بنابراین اگر بخواهیم از منظر عدالت اجتماعی نظر دهیم دولت نه می‌خواهد کاری کند نه کاری کرده و نه در برنامه‌اش است که برای مردم مستضعف کاری کند.

اقتصاد مقاومتی در کما!

این استاد دانشگاه در خصوص اجرای برنامه اقتصاد مقاومتی افزود: شعار هم از اقتضائات سیاست شان هست که وقتی دستور حضرت آقا صادر می‌شود باید ناگزیر شعار دهند و بگویندکه ما می‌خواهیم بخوانیم/ بتوانیم! اما در عمل برای اینکه بخواهند تغییر ساختاری در اقتصاد ایران بدهند و این عدم توازن را دگرگون کنند و بخش مولد را تقویت کنند هیچگونه برنامه‌ای حتی وجود ندارد، حالا اجرا پیشکش!

بازهم هوار شدن تکنوکرات‌ها بر سر اقتصاد

زرشناس، روند اقتصادی فعلی دولت را بازسازی اقتصاد شبه مدرن پهلوی دانست و گفت: تیم اقتصادی دولت دنبال این هستند که این اقتصاد شبه مدرن ایران را که میراث زمان پهلوی هم هست بر مبنای نئولیبرالیزم بازسازی کنند یعنی همان کاری که تیم تکنوکرات کارگزاران در دولت سازندگی دنبالش بود و تا حدود زیادی هم این کار را انجام داد و بسیاری از مسائل و مشکلاتی که امروز با آن روبه رو هستیم نتیجه همان سیاستهای غلط نیولیبرالی آن تیم است.

این استاد دانشگاه در انتها خاطر نشان کرد: در مجموع دولت فعلی، نگاه همان نگاه هست حتی اگر چند نفر از دولتمردان عوض شده باشند بازهم نگاه همان است و اساسا از این تیم نمی‌توان این انتظار را داشت با آن نگاه و مدل تئوریک و عملی که پیش گرفته است که قدمی در راستای بهبود عدالت اجتماعی بردارد.

مردم حق دارند باور نکنند

عدالت اجتماعی درد مشترک تمام جوامع است و به همین دلیل همیشه یک پایه اساسی جنبش‌های بشری است. اما مسئله‌ی دردآور این است که موضوعی به این اهمیت در میان کسانی که خود را معتقد به راه امام معرفی می‌کنند از هر گرایش سیاسی که باشند به حاشیه رانده شده و قربانی منافع حزبی و جناحی گشته است. از این جهت به نظر می‌رسد بخشی از نارضایتی‌ها و بی‌اعتمادی‌های جامعه حق است و نمی‌شود با استدلال فلسفی و اعتقادی به آن پاسخ داد.

مردم اگر با دیدن اینکه فلان مسئول با ماشین بنز تردد می‌کند اما آنها باید برای خرید یک پراید باید وام بگیرند حق دارند که باور نکنند درد این مسئول درد مردم است.

حق دارند وقتی می‌بینند فقط بودجه عمرانی یک نهاد که ضرورت چندانی هم ندارد دویست میلیارد تومان است و آن‌ها لنگ شش میلیون وام ازدواج هستند ناراضی بشوند.

حق دارند وقتی می‌بینند پسران فلان مسوول ردپایشان در نیمی از فسادهای اقتصادی مملکت است بدبین شوند.

حق دارند وقتی می‌بینند معوقات بانک چهل نفر اندازه کل معوقات بانکی کشور است ولی با وجود این هنوز هم چشم دولت به چهل و پنج تومان یارانه‌ی آن‌هاست معترض شوند.

این‌ها چیزی نیست که بشود بر مردم ایراد گرفت، ایراد از خود ماست! متهم کردن مردم به بی‌دین شدن خیلی هم درست نیست وقتی که ما اینقدر از آرمان‌های امام و انقلاب فاصله گرفته‌ایم.

آنهایى که می‌خواهند خودشان را حفظ کنند

مگر همین امام در اهمیت ساده زیستى روحانیت و مسئولان اینگونه نفرمودند: «از اهم مسائلى که باید تذکر بدهم، مسئله‏اى است که به همه روحانیت و دست اندرکاران کشور مربوط می‌شود و همیشه نگران آن هستم که مبادا این مردمى که همه چیزشان را فدا کردند و به اسلام خدمت کرده و به ما منّت گذاشتند، به واسطه اعمال ما از ما نگران بشوند؛ زیرا آن چیزى که مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطه آن دنبال ما و شما آمده‏اند و اسلام را ترویج کرده و جمهورى اسلامى را به پا کردند و طاغوت را از میان بردند، کیفیت زندگى اهل علم است. اگر خداى نخواسته، مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر داده‏اند، عمارت درست کرده‏اند و رفت و آمدهایشان مناسب شأن روحانیت نیست و آن چیزى را که نسبت به روحانیت در دلشان بوده است از دست بدهند، از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسلام و جمهورى اسلامى همان... شما گمان نکنید که اگر با چندین اتومبیل بیرون بیایید وجهه‏تان پیش مردم بزرگ مى ‏شود، آن چیزى که مردم به آن توجه دارند و موافق مذاق عامه است، اینکه زندگى شما ساده باشد، همان طورى که سران اسلام و پیغمبر اسلام و امیرالمؤمنین و ائمه ما زندگى‏شان ساده و عادى بود، بلکه پایین‏تر از عادى. همه آنهایی که جمهورى اسلامى را بپا کردند، مردم عادى هستند و کسانى که بالابالاها نشسته‏اند، هیچ دخالتى در این مسائل نداشته و ندارند. این مردم بازار و کشاورز و کارگران کارخانه‏‌ها و طبقات ضعیف- به حسب دنیا و قوى به حسب آخرت- هستند که این توقع را دارند که اگر خداى نخواسته، نفوس این مردم از ما منحرف بشود، ضرر آن براى ما تنها نیست، بلکه براى اسلام است و ما باید حفظ کنیم آنهایى را که اسلام و جمهورى اسلامى را نگه داشته‏اند و بعد از این هم نگه خواهند داشت، و حفظ آن به این است که زندگى ما ساده و عادى باشد. آنهایى هم که می‌خواهند خودشان را حفظ کنند، باید بدانند که گاهى با یک اتومبیل پیکان بهتر مى‏توانند محفوظ باشند تا وسیله دیگر.»

گمشده امروز

این مردم همان مردمی‌اند که وقتی صداقت و ساده زیستی امام را دیدند فرزندانشان را پیشکش آوردند و فدای این نهضت کردند. ما مصداق دین نیستیم که اگر مردم ما را نخواستند بی‌دین شوند. گمشده‌ی این نسل اعتقاد نیست بلکه اعتماد است و اگر ما نتوانیم آن را جلب کنیم جامعه ناخواسته در دامن جریان‌ها و گروه‌های تقلبی که دغدغه شان سرمایه‌داری است نه عدالت می‌افتد به قول شهید مطهری بزرگوار: «من تاکید می‌کنم اگر انقلاب ما در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به پیش نرود، مطمئنا به نتیجه نخواهد رسید و این خطر هست که انقلاب دیگری با ماهیت دیگری جای آن را بگیرد»