Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 129040
رهسپاری با ولایت تا ظهور
این جاهلیت جدید!
يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۱۶
 
بازهم متأسفانه باید اقرار کرد،خدایی که اکثر ما به او قائلیم و احیاناً شاید به خیال خود او را هم بپرستیم، چه بسا بی عرضه تر،موهوم تر ووارفته تر از همان سنگ وجوب‌های تراشیده مشرکان حجاز بوده باشد...
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب‌الله، مدیرمسئول هفته‌نامه یالثارات‌الحسین (ع) در سرمقاله این هفته‌نامه با عنوان «محنت امام عجل‌اللهّ‌تعالی‌فرجه در «غیبت»» نوشت: کل دعوت و سخن رسول الله(صلی الله علیه و آله)یک جمله بود که در مقابل مشرکان جاهلیت فرمود: بگویید لااله‌الاالله تا رستگار و سعادتمند ابدی شوید. آری فقط لااله الاالله (البته این جمله مقدس شرطی دارد که موضوع ثابت بخش دوم این سخنان است) توضیح آنکه مشرکان عصرجاهلیت، به گواهی قرآن کریم، خدا را به عنوان خالق و حتی به صورت کلی به عنوان صاحب و پروردگار پذیرفته بودند،اما به عنوان معبودی که باید فقط او را پرستش کنند؛ نه!

متأسفانه مشکل بسیاری از مردم مسلمان عصر ما نیز، همان مشکل دوران جاهلی است؛ جاهلیت همان جاهلیت است، حداکثر این که، آن جاهلیت اولیه بود و این جاهلیت جدید!

به صرف نظر از تعارفات و لاپوشانی‌های متداول،یک سئوال جدی آن است که آیا مسلمانی ما، لااله‌الاالله دارد یا نه؟! اگر ما جز و امت لااله‌الاالله گو هستیم، پس کو فکر و ذکر و مشی و مرام موحدّانه؟! و این اوضاع ساخته دولت‌ها که در حال و فضای آن نفس می‌کشیم دیگر چیست؟!

بازهم متأسفانه باید اقرار کرد،خدایی که اکثر ما به او قائلیم و احیاناً شاید به خیال خود او را هم بپرستیم، چه بسا بی عرضه تر،موهوم تر ووارفته تر از همان سنگ وجوب‌های تراشیده مشرکان حجاز بوده باشد زیرا: «اقرار به حضور و نظارت عام خداوند، مقدمه برانگیختگی شرم است. حضور و نظارت خداوند،واقعیتی غیرقابل تغییر است؛ اما این مقدار برای برانگیختگی حیا کافی نیست. آنچه حیا را بر می‌انگیزد «درک» این واقعیت است و این درک،تصویر انسان را از خدا خلق می‌کند. کسی که این واقعیت را درک کند و به آن ایمان داشته باشد. اهل شرم از خداوند است»۱

باید افزود همان خداوندی که درک حاضر و ناظربودن او ، بودن او مایه شرم و حیاست ، همو به دلیل اهمیت مسئله حیا ، ناظران دیگری نیز مقرر فرموده که عبارتند از «خود» انسان ، مردم ، فرشتگان الهی و پیامبر و امامان علیهم السلام ، که بحث خود را، البته در جای خود دارد. اما اجمالاً در مورد اول یعنی«خودانسان» این همان است که گاهی در عرف به عنوان «خجالت کشیدن از خود» مطرح می‌شود، اما این که چرا انسان شرم از خود ندارد «به نظر می‌رسد میان شرم نکردن از خود با خودفراموشی،همبستگی وجود دارد. احتمالاً کسانی که به خود فراموشی مبتلا هستند ، هویتی برای خود قائل نیستند و خودی نمی‌بینند تا برای آن ، ارزش قائل شوند و حرمتش را حفظ کنند»۲

و در مورد ناظران دسته دوم، یعنی ملائکه و فرشتگان، خوب است بدانیم که نه تنها دو ملک «رقیب»و«عتید» ناظر و ثبت‌کننده تمامی اعمال و گفتار انسانند، بلکه مطابق نقلی از پیامبرمکرم، آن حضرت بیست ملک را بر شمرده‌اند که موّکل و گمارده شده بر انسانند و هر کدام هم با مأموریتی خاص۱/۲.

اما اگر به ذهن کسی خطور کند با وجود نظارت تمام و کمال خداوند بررفتار و گفتار انسان،نظارت سایر ناظران، از جمله فرشتگان برای چیست؟ باید گفت «فلسفه وجودی این فرشتگان، برانگیختگی، حیا در انسان است، نه کمک به خداوند برای آگاهی از اعمال بندگان»۳

وبالاخره دسته دیگر از «ناظران»حجت‌های خداوندند. این حضور و نظارت آن چنان گسترده است که فقط به زمان حیات دنیوی و یا حضور جسمانی آنان محدود نیست از جمله در حالتی که «حجت خداوند، حیات و حضور دادر؛ اما ظهور ندارد و در غیبت به سر می‌برد و لذا، مردم ایشان را نمی بینند ولی او مردم را می‌بینند»۴

***

سخن در باب «انتظار» از این بود که امام قائم عصرما عجل الله فرجه هم منتظَر است و هم منتظِر. واشارتی رفت بر این حقیقت که در بین منتظران فرج ظهور، امام قائم عجل‌اللهّ‌تعالی‌فرجه هم خود آن حضرت، منتظرترین است! به دو علت: اولاً هدایت خلق به امام علیه‌السلام سپرده شده است. چنانچه در زیارت جامعه کبیره امام هادی علیه‌السلام به همین حقیقت اشاره می‌کند آنجا که به هر امام از جمله امام حجت بن الحسن علیه‌السلام چنین خطاب می‌شود: «به حق آنکه شما را نسبت به سّر خود امین قرار داده و شما را مسئول کار خلق خود کرده است...»۵

و دوم آنکه: حجم وسیعی از گرفتاری‌های شیعیان هم‌اینک بر دل و جان پر شفقت حضرت ولّی عصر سنگینی می‌کند. به طوری که به حق باید گفت: «یکی مهم‌ترین ابعاد گرفتاری‌های شخص امام عصر(علیه السلام) در این زمان به مشکلات و رنج‌ها و گرفتاری‌های شیعیان ایشان مربوط می‌شود»۶ با این توضیح که امام علیه السلام چون مظهر قدرت الهی هستند حتماً می‌توانند، دوستان و شیعیان خود را از گرفتاری‌ها خارج کنند اما سنّت الهی در ابتلای مؤمنان در عصرغیبت،اقتضای دیگری دارد و «تنها زمانی که خداوند اجازه چنین اظهار قدرتی را به طور کامل، به امام علیه السلام می‌دهد، وقتی است که دیگر فرصت امتحانات به سر می‌آید ووقت پاداش مؤمنان و کیفر کافران در دنیا فرا می‌رسد.

و این زمان، همان عصرظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. بنابراین ظهور حضرت،هم فرج خود ایشان است و هم فرج همه دوستان و شیعیانشان»۷ چنانچه در برخی دعاها اشاره شده است:«خدایا،درود بفرست بر ولّی خودت که در انتظار امر تو و در انتظار فرج دوستان تو است»۸

و اما شدت گرفتاری امام عصر علیه السلام را،تا حدی، می‌توان از کلماتی که حضرتش در مناجات و عرض حال با خداوند اظهار داشته اند، پی برد؛ دعایی که هم از اول سخن از اشک و آه و گرفتاری است؛دعای عبرات:«گرفتاری امام در حدی است که به تعبیر خودشان،ایشان را در بدحالی زیرورو می‌کند و رنج‌های ایشان که همان رنج‌ها و مصائب مظلومان و ستمدیدگان بلکه عمیق تر از آنهاست به اندازه ای عمیق است که قلب مقدسشان را به آتش کشیده و دل مبارکشان را سوزانده است»۹

و بالاخره با این بیان شاید هم راز دعای رهبرمعظم و عزیز ما که در دعا به درگاه خداوند، خواستار راضی نمودن قلب مقدس ولّی عصر از ما (امت امام مهدی علیه‌السلام) هستند و هم سرّ نام بردن از حضرتش به عنوان مضّطر حقیقی در زبان اهل منابر آشکار شده باشد. اما تو خود بگو من و ما چه بگوییم با این فهم ناقص و کردار سرریز از خطا و پرحاشیه از جفا در حق حضرت مولا عجل‌اللهّ‌تعالی‌فرجه.

والسلام

۱- پژوهشی در فرهنگ حیا ، ص۸۳ / ۲- همان ، صص ۶۸و۶۷ / ۱/۲- بحارالانوار، ج۵، ص۳۲۴ ، ح۱۲/ ۳- همان ، ص ۷۵/ ۴- همان ، ص۶۹/ ۵- زیارت جامعه کبیره ، مفاتیح الجنان/ ۶-«سلوک منتظران»، ص۹۱/ ۷-«سلوک منتظران» ، ص۹۲ / ۸- فرازی از دعای روز عیدفطر ، اقبال الاعمال، باب ۳۷، ص۲۸۴ ، نقل از همان مأخذ پیش گفته ص۹۳ / ۹- سلوک منتظران، ص۹۸