Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 123648
مرحبا به این همه رأفت!!
از پلیس و اسلام تا رحمت و عدلیه
پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۳
 
چرا پلیس بین همه پیامبران سراغ جرجیس رفته؟ چرا می خواهد اسلام را اجرا کند؟ یعنی هیچ کار دیگری ندارد که انجام بدهد؟ مثلأ برود ازکنسرتهای موسیقی حفاظت کند! یا کسانی که با ارتکاب « نهی از منکر» مزاحم خلوت و آسایش دخترها و پسرها در خیابانها و پارکها می شوند را اعمال قانون کند!...
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب‌الله،هفته‌نامه یالثارات‌الحسین(ع) در ستون سیاست به روایت همولایتی نوشت:

پلیس و اسلام

اخیرأمجتهدحقوق خوانده‌ای فرموده: «پلیس نباید اسلام را اجرا کند. » با توجه به تخصص جناب مذکوراین عبارت می تواند واجد معانی زیر باشد:

الف)حصر مفعولی: یعنی پلیس باید احکام و قوانین یهودیت، بودایی، مسیحیت و..... را اجرا کند فقط حق اجرای احکام اسلام را ندارد.

ب) حصرفاعلی: یعنی به جز پلیس همه می‌توانند احکام و قوانین اسلام را اجرا کنند. (در این حالت صلاحیت پلیس برای اجرای احکام اسلام خدشه می‌پذیرد).

ج ) حصر فعلی: در این حالت پلیس می‌تواند هر کاری درباره اسلام انجام دهد (مثلأ آن را تبلیغ یا تقدیس کند!) فقط حق اجرای آن راندارد!

د) حصر محذوف به قرینه حالیه: گوینده در این عبارت تلاش کرده بگوید حیف پلیس است که اسلام را اجرا کند! اصلأ این همه کار خوب! چرا پلیس بین همه پیامبران سراغ جرجیس رفته؟ چرا می خواهد اسلام را اجرا کند؟ یعنی هیچ کار دیگری ندارد که انجام بدهد؟ مثلأ برود ازکنسرتهای موسیقی حفاظت کند! یا کسانی که با ارتکاب « نهی از منکر» مزاحم خلوت و آسایش دخترها و پسرها در خیابانها و پارکها می شوند را اعمال قانون کند!

ه) حذف مشهود به قرائن احوالیه: در این حالت مجتهد فوق الذکر خواسته بگوید چرا پلیس اسلام و احکام آن را اجرا کند؟ خودمان اجرا می کنیم باقلوا! مگر ما مرده ایم که پلیس اسلام را اجرا کند؟ اصلأ مگر ما می گذاریم که افتخار این مسئله نصیب پلیس بشود؟اصلأ از کی تا حالا ما نشسته ایم و پلیس اسلام را اجرا کرده است؟ اصلأ پاسبان را چه به اجرای اسلام؟ پلیس! اجرای اسلام؟! مگر از روی نعش من رد بشوند که بتوانند اسلام را اجرا کنند!

رحمت و عدلیه

* یک کلاهبردار که تعدادی دختر جوان را فریب داده و از آنها سوء استفاده کرده بود دستگیر شد. این فرد از سال ۱۳۷۹ تا کنون ۱۵ مرتبه به واسطه ارتکاب اعمالی مانند سرقت، کلاهبرداری ، خیانت و تحصیل مال نامشروع در تهران، اهواز، بوشهر، شیراز و... دستگیر شده است. (جراید ۹۴/۲/۱۶)

-۱ طبق آمار این مجرم محترم در طول ۱۵ سال گذشته ۱۵ مرتبه دستگیر شده و این نشان از پشتکار و همت بالای این متخلف شریف در مسیری که برای زندگی برگزیده دارد و بعید نیست که یکی از دلایل چشم پوشی قضات محترم از جرائم ایشان همین نکته باشد! (بالاخره وقتی طی ۱۵ سال اخیر ۱۵ مرتبه دستگیر شده یعنی دادگاهها به گونه ای او را مجازات کرده‌اند که او برای دفعات بعد نیز فرصت تکرار جرائم را پیدا کرده و توانسته استعدادش را در ارتکاب جرائم مختلف و متنوع بیازماید! اگر در این میان یک قاضی پیدا می شد و برخلاف سیره جاریه «ترحم بر مجرمان» حکم خداوند را درباره او به اجرا می گذاشت آیا این مجرم باز هم فرصت شکوفا کردن استعدادش را پیدا می کرد؟)

۲– اصولأ فلسفه وجودی عدلیه آن است که استعدادهای مختلف مجرمان را بشناسد و امکان و زمینه را برای شکوفایی آن فراهم کند. در عدلیه یک اصل اساسی وجود دارد و آن مستعد بودن مجرمان است. مجرم صاحب استعداد است و اگر مستعد نبود می‌رفت مثل هزاران آدم معمولی دیگر به زندگی معمولی مشغول می‌شد. همین که یک فرد، نخواسته معمولی باشد و معمولی زندگی کند و مسیر پر هیجان خلافکاری را برگزیده، نشان از فوق‌العاده بودن اوست و همین نکته برای عدلیه کافی است تا پس از کشف استعداد در مجرمان نوپا و مبتدی، آنها را برای استراحت و آموزشهای لازم به مکانی به نام زندان اعزام کند.

مجرمان مستعد ولی ناشی و تازه کار با حضور در زندان ضمن برخورداری رایگان از غذا، لباس، جای خواب، وسایل ورزشی،کتابخانه و ... فرصت تلمذ در مکتب اساتید فنون مختلف خلاف‌کاری را پیدا کرده و هر کدام حسب استعداد و علاقه درونی خود به یک یا چند رشته از اعمال خلاف وارد شده و در آن به کسب تجربه می پردازند.

بالاخره زمان کوتاه حضور در زندان به پایان می‌رسد و مجرم نوپای سابق، آبدیده و کارکشته از حبس بیرون می آید و با اراده‌ای جدی و مصمم پا در مسیر خلاف می گذارد چرا که مطمئن شده نان خوردن از راه خلاف بسیار ساده تر و کم دردسرتر از کسب روزی حلال است و دستگیری احتمالی و دادگاه وزندان چونان استراحت‌گاهی است که هر مجرمی برای تجدید قوا و بهره‌گیری از آخرین دستاوردها و تجربیات خلافکاران پیشکسوت به آن نیازمند است! چرا که اگر یک خلافکار نتواند خود را به روز کند و از آخرین تحولات و ابداعات حوزه تخصصی‌اش (از کلاهبرداری گرفته تا سرقت مسلحانه!) مطلع شود آنگاه نه تنها در زندگی موفق نخواهد بود بلکه مایه ننگ همکاران و صنفش نیز خواهد شد.

و این چنین است که در کشورمان بسیار خلافکارانی داریم که دهها بار زندان را تجربه کرده و هر بار پس از ترک زندان با کوله باری آکنده از تجربیات جدید و روشهای روزآمد به آغوش جامعه بازگشته و خلقی را متحیر استعداد خود ساخته اند‌! مثلأ سارقانی که در عنفوان شباب رکورد سرقت هوشمندانه را به نام خود ثبت کرده و در ۱۵ ثانیه قفل هر خودرویی را به مدد هوش و استعداد سرشار خود باز کرده و طی یک ماه بیش از یکصد خودرو را سرقت و به مالخر مربوطه تحویل داده اند! به راستی اگر یک قاضی حکم «قطع ید» را درباره این مجرم خلاق به اجرا گذارده بود آیا باز هم شاهد چنین رکوردها و شکوفا شدن چنین استعدادهایی می‌شدیم؟

۳– مرام عدلیه مملکت ما رحمت و رأفت با مجرمان است و اگر جز این بود این چنین شاهد توسعه اقسام و عرصه های مختلف خلافکاری و بروز خلاقیتهای مجرمانه در کشور نبودیم! وقتی قاتلی در آستانه اعدام با استفاده از مرخصی قانونی از حبس بیرون می‌آید و همان روز ۵ نفر دیگر را در یک درگیری مسلحانه به آن دنیا روانه می‌کند چه می توان گفت جز مرحبا به این همه رأفت!!

۴– عدلیه ما به جد معتقد است زندگی بدون خلافکاران طعم و رنگ خاص خودش را نخواهد داشت و جامعه بی‌خلاف، جامعه‌ای بی‌تحرک، بی‌هیجان ، یکنواخت و تکراری است. اگر سارقان و کیف قاپان و زورگیران و سارقان مسلح و متجاوزان به عنف و .... نباشند پس تکلیف روزنامه نگارانی که صفحات حوادث جراید را سیاه می‌کنند چه می‌شود؟ چه کسی پاسخ گوی بیکاری این مطبوعاتی‌های شریف خواهد بود؟ اصولأ بدون وجود مجرم، پلیس و عدلیه و شحنه و داروغه خاصیت خود را از دست می دهند و آنگاه باید شاهد بیکاری و عاطل و باطل ماندن قضات و محتسبان و داروغه‌گان باشیم ! مگر نه این است که وقوع جرم در یک محله تا مدتها موجبات تنوع میان مردم آن سامان را فراهم خواهد آورد و زندگی را از تکرار رهایی خواهد داد!

۵– حال که چنین است بایسته است به‌سان قضات و عدلیه دور اندیش‌خود با اجرای احکام شرعی درباره مجرمان مخالفت ورزیده و مانع از ریشه کنی جرایم در کشور شویم و ایمان پیدا کنیم جامعه بدون خلافکار جامعه‌ای ناقص است!