Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 110308
رهسپاری با ولایت تا ظهور
میراث ماه‌مبارک؛ پیش‌نیاز تحقق فرج حضرت‌حجت(عج)
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۲۴
 
کاش می شد یک جوری به رئیس حالی کرد که باباجان! اشتباه گرفتی مشکل زیر سر آن «عده ای» نیست که امر به معروف و نهی از منکر می کنند، مشکل (معاذالله) از خداست که مصالح و مواعدی برای بشر قرار داد که گناه سوز است مثل همین ماه رمضان...
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب‌الله، مدیرمسئول هفته‌نامه یالثارات‌الحسین(ع) در سرمقاله این هفته‌نامه نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
بلده طیبه و رب غفور۱

در این سلسله گفتارها ذیل عنوان «سخن اول» بحث و راهیابی بر موضوع کلی «رهسپاری با ولایت تا ظهور» بوده است و ضمن آن نخست با ارزیابی شرایط روز و مخاطرات رهزن، سرانجام به بررسی و رهیافت چشم انداز مورد انتظار اولیای اسلام برای بازشناخت تکلیف و وظیفه در عصر حاضر می پرداختیم.

معمولاً قاریان خوش ذوق و خوش لحن، مقارن ورود ماه مبارک رمضان آیات الهی متناسب با ظرف زمان را تلاوت می کنند:«ای مومنان، روزه ماه رمضان بر شما واجب شده...» آن گاه پروردگار رئوف در ادامه می فرماید: اگر طاقت نداشتید به جای روزه داری به نیازمندان غذا بدهید، خداوند برای شما سختی و دشواری نخواسته است. اما در عین حال بدانید که روزی داری برای شما بهتر است.

در ادامه و پس از بیان ضرورت روزه داری که موجب کسب تقوا و خویشتن‌داری و خدا گونگی انسان می شود، می‌فرماید: اگر بندگان از من پرسیدند (و با من سخنی و از من تقاضایی داشتند) من نزدیکم و دعای بنده ام را آنگاه که مرا بخواند اجابت می کنم.
(با این وصف) بندگان دعوت مرا اجابت کنند و به من ایمان بیاورند تا به رشد و مقصد برسند.۲

آری ماه رمضان، ماه مهمانی الهی است و به قول یکی از اولیای الهی اگر چیزی بهتر از گرسنگی و تشنگی برای رشد جان انسان مناسب بود، خداوند حتماً در این ضیافت ما را بدان پذیرایی می‌کرد.*

بیان برازنده و زیبای حضرت نائب الامام خامنه‌ای (مدظلّه) در توصیف ماه رمضان را اکثراً شنیده‌ایم: «رمضان قطعه‌ای از بهشت الهی در جهنم سوزان دنیای مادی است.»

اکنون مناسب است که بیان خدای رئوف که خود صاحب ضیافت و مهمانی است را درباره مهمانانش متذکر شویم: در دعای جوشن کبیر که خود، حدیث قدسی است، صاحب ضیافت راز لطف و محبت ، راه و رسم خواندن پروردگاری که همو وعده اجابت آن را نیز داده است، این گونه آموزش مي دهد: « ای گرداننده دل‌ها، ای طبیب دل ها، ای روشنی بخش دل ها، ای انیس و مونس دل ها و ... »۳

آری؛ مگر نه این است که جاذبه های فریبنده دنیای مادی، چهره و روی دل ما را به سراب اغواگر خود گردانیده و مادیات مذموم وجهه همت دل و جان ما شده است و این عشق و محبت جعلی دل ها را بیمار کرده است. دود تیرگی های این جهنم ، دل های ما را سیاه کرده و چشم حقیقت بین دل را کور. و انیس دل ما خیالات کاذب و اوهام واهی و شیاطین جن و انس شده است.

در والایی این تحفه بی بدیل که صاحب ضیافت مهمان نواز در این ضیافت به مهمانان ارزانی می کند، همین بس که بدانیم جز همو هیچ کس قادر به گرداندن روی دل از هلاکت به سعادت ابدی نیست؛ چراکه در همان حدیث قدسی(جوشن کبیر) فرمود:«ای آنکه کسی جز او قلب ها را نمی گرداند»۴

باری؛ آنچه پروردگار متعالی برای بندگان خواسته و امکانات آن را فراروی آنان قرار داده همانا محيط ها و شهرها و کشورهایی پاک و پیراسته است از هر آنچه ظلم و پستی و تباهی و رذالت اخلاقی است و برتر از همه آنکه خدای آمرزنده مافوق بندگان و البته در نزدیکی بندگان خود حضور دارد. (بلده طیبه و رب غفور) اما چه باید کرد که بشر نادان و هواپرست محیط زندگی خود و دیگران را به جهنم سوزان مبدل کرده است و از همه بدتر که این جهنم تباهی و فساد را در قالب ایسم ها و مسلک های الحادی، تئوری پردازی نیز می کند و در عصر ما از همه بارزتر و البته پلیدتر؛ لیبرالیسم! مرام و مسلک مبتنی بر گناه و آزادی هوای نفس-که خود ریشه ایجاد جهنم مادی در روی زمین است.

جای دوری نرویم؛ در ارکان نظام ولایی و مقدس ما که به وصف اسلامی مفتخر است، فردی با وعده و وعید حل معضلات کشور از بندگان خدا رأی می گیرد و در آغاز به کار خود در پیشگاه خدا و نمایندگان ملت، سوگند موکّد یاد می کند که پاسدار و عامل به مذهب حقّه و قانون اساسی-که ساز و کار و ضامن ایجاد همان اهداف الهی است- باشد. اما پس از مدتی اندک اندک سر از گورستان هلاکت و تباهی لیبرالی و اباحی گری در می آورد!

هنوز طعنه های چندی پیش جناب رئیس به ماموران رسمی حافظ امنیت اخلاقی و روانی جامعه را فراموش نکرده بودیم۵ که افاضه جدید فرمودند:«متأسفانه در جامعه امروز ما نهی از منکر فقط در برخی از خیابان ها و آن هم علیه زنان است و بس. امروز بزرگترین منکر ما بیکاری و کم آبی است و بزرگترین معروف ما توسعه اقتصادی کشور است. چطور منکر و معروف این قدر مقامش پایین آمد و کی منکر و معروف را از مسائل اساسی به چند فرع تنزّل داد. البته فروع اسلام هم مهم است.»۶

کاش می شد یک جوری به رئیس حالی کرد که باباجان! اشتباه گرفتی مشکل زیر سر آن «عده ای» نیست که امر به معروف و نهی از منکر می کنند، مشکل (معاذالله) از خداست که مصالح و مواعدی برای بشر قرار داد که گناه سوز است مثل همین ماه رمضان؛ که رسول‌الله معظم صلوات الله عليه فرمود:«ماه رمضان به آن جهت رمضان نامیده شد که گناهان را می سوزاند»۷ ضمن آنکه پیشاپیش، پروردگار رسول الله، خود فرمود که حکمت روزه آن است که به تقوا برسید، یعنی پرهیز از گناه و طبعاً حساسیت به آن!

ضمناً جهت اطلاع رئیس معروض می داریم: همان خدایی که ما را به حساسیت و پرهیز از گناه فرمان داده، مشکل کم آبی مربوط به همان خداست و نه مومنان آمر به معروف و ناهی از منکر!

چنانکه در کتاب مبین و متین خود، فرو فرستادن باران و حل مشکل کم آبی را در قبضه قدرت خود منحصر کرده و در حدیث قدسی سابق الذکر(جوشن کبیر) نیز فرموده است:«تو آن خدایی هستی که کسی جز تو باران نمی فرستد»۸

با این اوضاع آقای رئیس بفرمایند ما چگونه چنین خدایی را (معاذالله) امر به معروف و یا نهی از منکر کنیم؟! کار، کار خود شماست و ما روی و جرئت و عرضه آن را نداریم، «گر تو بهتر می زنی بستان بزن»

***
همانطور که برادران و خواهران همراه پیگیر این مجموعه نوشتارها مستحضرند، در آخرین نوشتار از این سلسله با عنوان«فرج امام قــائــمعجل الله تعالی فرجه هدف در دسترس» با استناد به سخنی از آن امام منتظر علیه السلام بدین عبارت که «اگر شیعیان ما-که خداوند در اطاعتش آن ها را یاری کند- در وفا به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شده، مصمم و وفادار باشند، نعمت لقاء و دیدار ما (با فرج ظهور) از آنان به تاخیر نمی افتد.»

برای شرح بیشتر بیان حضرت می توان پرسید: این عهد و پیمانی که حضرت وفای به آن را شرط فرج و پایان عصر غیبت ذکر نموده اند چیست. اولاً و کی و در کدام موطن این پیمان از شیعیان گرفته شده است. ثانیا.ً پاسخ آن است که بنابر تفسیر امام بحق جعفر صادق‌علیه السلام ذیل «آیه میثاق»، خداوند در آغاز آفرینش انسان ها – در عالم ذرّ و میثاق- چنین پیمان گرفته است: « آیا من پروردگار شما و محمدصلی الله علیه و آله نبی شما، علی علیه السلام امام شما و ائمه معصومین علیهم السلام هادی و رهبر و پیشوای شما نیستند؟ همه انسان ها پاسخ دادند: بله»۹

یعنی خداوند در سرشت و فطرت ما، معرفت و اقرار به ولایت و امامت ائمه معصومین علیهم السلام از جمله پذیرش ولایت حضرت حجت‌علیه السلام را قرار داده است. و این مسئله به میثاق فطرت نیز معروف است.

همچنین در دعاها و اعمال عبادی روز غدیر، مجددا به همین مسئله اشاره و تاکید شده است: «خدایا، همانگونه که دین ما را با ولایت اولیایت– ائمه معصومین- و بیزاری از دشمنانشان تکمیل نمودی و نعمت هایت را با یادآوری و تجدید پیمان و عهد با امامان‌علیهم السلام تمام کردی، زیرا در آن موطن-میثاق فطرت- ما شهادت داده بودیم به آنکه امیرالمومنین علی‌علیه السلام و فرزندان از نسل او و پیامبر، ولی و سرپرست ما هستند»۱۰

بنابراین اقرار به وفای عهد ولایت و امامت امامان در روز غدیر تجدید شده است و روز غدیر، روز تجدید میثاق همه موحدان حاضر در غدیر و دیگرانی که با گذشت زمان به دنیا می‌آیند می‌باشد، همانگونه که پیغمبر صلی الله علیه و آله در غدیر فرمود این عهد و پیمان را حاضران به غایبان برسانند و ما نیزبه عنوان غایبان غدیر از راه اعمال عبادی و دعا که همه ساله در سالروز غدیر قرائت می کنیم، به این عهد و پیمان واقف و ملتزم می شویم و حضرت حجت‌علیه السلام وفای به همین عهد و پیمان فطری تجدید شده در روز غدیر را از شیعیان خواستار است تا زمینه های حضور آشکار و ظهور و حکومت حضرت توسط شیعیان وفادار به عهد فطرت و غدیر مهیا شود.

و اما در مورد معنا و مفهوم و خاستگاه ولایت، ضمن آخرین سخنی که مولای متقیان قبل از شهادت به یکی از یاران خاص فرمود، هویدا می شود؛ «امیر مومنان‌علیه السلام فرمود، پیامبرصلی الله علیه و آله در واپسین ساعات رحلت به من فرمود به مسجد برو و از قول من چنین بگو: « من مولای شما هستم، ارتباطتان را با من قطع نکنید. من اجیرم، اجرتم را بدهید.» محصول زحمات چندین‌ساله‌ام این است که شما دوست علی و اولاد علی باشید... دستورات را از این ها بگیرید و پیروی را نسبت به این ها داشته باشید. مزد رسالت من محبت به این هاست. محبت، محصول معرفت و معرفت هم محصول اطاعت است.»۱۱

با این توصیف، آن ولایتی که حضرت حجت وفاي به آن را خواسته است، اطاعت عاشقانه و مبتني بر شاکله محبت از آن حضرت است. و اتفاقاً تقوا و دوری از گناه، اولین پیش نیاز وفای به عهد ولایت آن حضرت است. چه اینکه خود فرمود: «ما را از ایشان (شیعیان) دور نمی دارد مگر آن دسته از کردارهای آنان که ما را ناپسند و ناخوشایند است و از آنان روا نمی‌داریم.»۱۲

نقل سخنی از امام راحل، آن منتظر راستین، در شرح فرموده حضرت حجت‌علیه‌السلام بجا و مناسب است:«نامه اعمال ما می‌رود پیش امام زمان‌سلام‌الله‌علیه، هفته ای دو دفعه(بر حسب روایت)... من خوف آن دارم که کاری بکنیم که امام زمان‌سلام‌الله‌علیه پیش خدا شرمنده بشود؛ این ها شیعه تو هستند که این کار را می‌کنند... نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان‌سلام‌الله‌علیه یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمانسلام‌الله‌علیه باشد»۱۳

و آخر سخن آنکه پرهیز از هیزی و دزدی و انجام وظایف واجب و البته اندک و سهل عبادی، همان ترک محرمات و انجام واجبات است که ترجمان تقواست و کار دشواری هم نیست. علیهذا میراث ماه رمضان (تقوا) پیش نیاز وفای به عهد و فرج و دیدار و ظهور قائم آل محمدصلی الله علیه و آله است. تا مجالی دیگر...

والسلام

۱- سوره سبأ، ی۱۵ / ۲- سوره بقره ، آیات روزه /
* ميرزا جواد آقا ملكي در مراقبات ؛ اعمال و آداب ماه رمضان ۳- دعای جوشن کبیر، بند۱۲ / ۴- همان ، بند۹۰ / ۵- سخنرانی در سفر خراسان شمالی / ۶- سخنرانی در بزرگداشت مرحومه ثقفی، همسر امام(ره) ، نقل از خبرگزاری تسنیم / ۷- نقل از کتاب ماه خدا ، محمدی ری شهری ، ج ۱، ص۱۴ / ۸- دعای جوشن کبیر، بند۹۰ / ۹- تفسیر برهان، نقل از کتاب اسرار آفرینش اهل بیت،ص۱۵/ ۱۰- ترجمه کتاب اقبال الاعمال ، اعمال روز غدیر، ج۲، ص ۳۹۱ / ۱۱- امالی شیخ صدوق، ص۴۰۲ ، نقل از «حکمت عبادات» آیت الله جوادی آملی، ص۲۵۲ / ۱۲- بحار الانوار ، ج۵۳، ص۱۷۷ / ۱۳- صحیفه نور ، ج۷، ص۲۶۷