سايت خبری انصار حزب الله (يالثارات) - آخرين عناوين فرهنگی :: rss_full_edition http://yalasarat.com/vsnd2fl06tmcy.a2y.html Sun, 12 Mar 2017 13:28:29 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://yalasarat.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سايت خبری انصار حزب الله (يالثارات) http://yalasarat.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سايت خبری انصار حزب الله (يالثارات) آزاد است. Sun, 12 Mar 2017 13:28:29 GMT فرهنگی 60 «آقا» سخن چه شهیدی را یادآوری کرد http://yalasarat.com/vdcc0iqs42bq1m8.ala2.html به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از مشرق، رهبر معظم انقلاب روز گذشته در سخنانشان در جمع دست اندرکاران راهیان نور فرمودند: این مطلبی که ایشان نقل کردند از من، حرف من نیست؛ حرف یک رزمنده‌ی همدانی است که اگر چنانچه از سیم خاردار میخواهی رد بشوی، اوّل باید از سیم خاردار نفْست عبور کنی. اشاره معظم له به شهید علی چیت سازیان بود که به تازگی خاطرات یکی از همرزمان این شهید با نام علی خوش لفظ در قالب کتاب «وقتی مهتاب گم شد» به دست ایشان رسیده و تقریظی را بر آن نوشته اند. همچنین در همین ایام، خاطرات همسر این شهید به قلم بهناز ضرابی زاده در کتابی با عنوان «گلستان یازدهم» نیز به چاپ رسیده و مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. مدتی است به همت نویسندگان توانمند همدانی، خاطرات رزمندگان و شهدای این استان در قالب کتاب هایی خواندنی و جذاب به بازار کتاب عرضه شده. سال گذشته نیز کتاب «دختر شینا» با استقبال قابل توجهی روبرو شد و به شمارگان چند صد هزار نسخه ای رسید. این کتاب نیز خاطرات همسر یکی از شهدای معروف استان همدان بود.روز گذشته نیز پاسداشتی برای دو نفر از نویسندگان مطرح همدان در حوزه ادبیات پایداری یعنی حمید حسام و بهناز ضرابی زاده در حوزه هنری برگزار شد. ]]> فرهنگی Tue, 07 Mar 2017 07:12:24 GMT http://yalasarat.com/vdcc0iqs42bq1m8.ala2.html عکس/ دیدار دست‌اندرکاران راهیان نور با رهبر انقلاب http://yalasarat.com/vdci5raz5t1apy2.cbct.html ]]> فرهنگی Mon, 06 Mar 2017 10:17:54 GMT http://yalasarat.com/vdci5raz5t1apy2.cbct.html هنرمندی که برای جوانان از آبرویش مایه گذاشت http://yalasarat.com/vdcgqx9qnak9wu4.rpra.html به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، به مناسبت اولین سالگرد درگذشت فرج‌الله سلحشور به همت خبرگزاری فارس، نشستی با حضور عوامل و دوستان نزدیک او در سریال یوسف پیامبر(ع) برگزار شد. در این مراسم، جمال شورجه، حسین زندباف (تدوینگر)، منصور براهیمی (پژوهشگر و مدرس سینما)، محمد مختاری (کارگردان قصه‌های تبیان)، نصیری (کارگردان قصه‌های تبیان) و سلمان امیری (مدیر روابط عمومی مؤسسه تبیان) حضور داشتند. **شورجه: مرحوم سلحشور انس بسیاری با قرآن داشتدر ابتدای این نشست، جمال شورجه کارگردان سینما و تلویزیون از آشنایی خود با سلحشور گفت: سابقه آشنایی من با او به ۳۰ سال پیش برمی‌گردد. ما اولین بار یکدیگر را در حوزه هنری دیدیم. سلحشور آن زمان مشغول فعالیت‌های تئاتری بود و در کنار آن اغلب کارهای حوزه را از کارهای فنی گرفته تا حل اختلاف بین بچه‌ها به عهده داشت. وی ادامه داد: برخلاف ظاهر خشنی که داشت و همین باعث شده بود تا خیلی‌ها در برخورد اول نتوانند با او ارتباط برقرار کنند، اما همانها زمانی که از نزدیک با او آشنا می‌شدند، به مهربانی و رئوف بودنش پی می‌بردند. شورجه در ادامه بیان داشت: سلحشور تحصیلات آکادمیک در زمینه هنر نداشت و از طریق کشف و شهود و تجربه توانسته بود به اینجا برسد. او در مسجد جوادالائمه با قرآن و روایات و مباحث دینی آشنا شده بود، حتی روایتی شنیدم که می‌گویند پدرش همه نمازهای خود را ۲ و ۳ بار تکرار کرده بود و بر همین اساس، ریشه مذهبی قوی در خانواده داشت. این کارگردان با اشاره به خاطره‌ای از سلحشور در ساخت سریال «مردان آنجلس»، گفت: یادم هست زمانی که مردان آنجلس را تولید می‌کردیم، گاهی در زمینه فنی به مشکل برمی‌خوردیم، سلحشور خودش همه کارها را درست می‌کرد و همین روحیه فنی‌اش باعث شده بود که در حوزه هنری هم طراحی و چیدمان سالن آمفی‌تئاتر را به او بسپرد. کارگردان فیلم «حماسه مجنون» درباره اینکه سلحشور به صورت ذاتی و تجربی کارگردانی می‌کرد و بعدها به کارگردانی مؤلف تبدیل شد، گفت: این مطلب کاملاً درست است و معتقدم که این موضوع به سلوک او با قرآن برمی‌گردد. او مبانی قصه‌های اسلامی را از آیات قرآنی کشف می‌کرد. وی در باره «قصه‌های تبیان» نیز بیان داشت: «قصه‌های تبیان» از قصه‌های روز و واقعی گرفته و به داستان تبدیل شد. این قصه‌ها حاصل تئوری‌های سلحشور بود که در حال حاضر از شبکه ۵ سیما پخش می‌شود. معتقدم که قصه اسلامی را می‌توان در همین قصه‌های تبیان جست وجو کرد و نباید منتظر ارتباط سینمایی و درام غربی در آثار بود. حتی مقام معظم رهبری در سخنانی گفتند در بطن مباحث اسلامی به اندازه کافی جذابیت وجود دارد و ما باید آنها را در قالب تصویر خوب نشان دهیم. قصه‌های تبیان حاصل زحمت‌های مرحوم سلحشور است و مطمئنم اگر او الان زنده بود، اصلاً دوست نداشت که این سریال هم‌زمان با فرار از زندان، خندوانه و ... پخش شود. وی با اشاره به مخالفت سلحشور با مجموعه «کلید اسرار»، گفت: او از کلید اسرار خوشش نمی‌آمد و معتقد بود که قصه‌های آن به لحاظ فرم، شباهت‌هایی به قصه‌های ما دارد، اما در محتوا نه. شورجه با اشاره به مجموعه «شفایافتگان» افزود: این مجموعه تلویزیونی در مورد معجزه‌های امام رضا(ع) بود و حضور معنوی امام رضا(ع) را در این قصه‌ها می‌توانید ببینید. **براهیمی: سلحشور یک فرد نبود؛ او یک جریان بودمنصور براهیمی پژوهشگر و مدرس سینما در ادامه این نشست گفت: بعد از زمان انقلاب در تجمع هنرمندان مسلمان او را دیدم و او محور نهادی این تجمع بود. در ادامه قصد داشتیم کهب ه سمت تشکل خصوصی رویم، اما بعد از مدتی قاصله‌ای میانمان افتاد، تا زمانی که در سریال یوسف پیامبر به عنوان مشاور در کنارش حضور داشتم. با درگذشت او لااقل می‌توانیم راهش را ادامه دهیم. او بعد از ساخت یوسف پیامبر اعتقاد خاصی به کار گروهی پیدا کرد و بسیار زیاد اهل مشورت و منعطف بود. همچنین در حوزه‌های ایمانی پای اصول و عقایدش می‌ایستاد و کوتاه نمی‌آمد. وی درباره «قصه‌های تبیان» بیان داشت: سلحشور در این کار هسته‌های دینی را مهمتر از هر چیزی می‌دانست و شخصیت‌های داستان‌ها را خودش تأیید کرده بود. او نه تئوریسین بود و نه تحصیلات آکادمیک داشت، اما از طریق قصه‌های تبیان، تئوری شکل داد و اصلاً دوست نداشت که فردی بخواهد امری دینی را شخصی کند. وی ادامه داد: برخی‌ها بر این باورند که در قصه‌های تبیان بعد جدیدی از شخصیت سلحشور کشف شده و ما باید بپذیریم که سلحشور یک فرد نبود بلکه یک جریان بود. یکی از دلایلی که حفاظت از راهی که او رفته ضرورت دارد این است که او پیوند عمیقی با مردم داشت و این پیوند یک جریان مردمی بود. آرزوی دور و دراز سلحشور، پیوند هنر با دین بود. ما نیز در این میان برای حفظ و استمرار راه او قدم برداشتیم. براهیمی درباره هنرمندانی که در زمان حیات سلحشور مقابل او جبهه‌گیری کردند، گفت: سلحشور بیشتر به پیوندها فکر می‌کرد تا دفع آنها و بیشتر طرفدار صلح بود. شاید نحوه بیانش تند بود، اما در حوزه دینی هسته‌هایی را برای خود مهم تعریف کرده بود و در جهت آنها گام برمی‌داشت. وی با اشاره به سریال حضرت موسی(ع) گفت: سلحشور قصه این سریال را با قرآن و آیات قرآنی نوشته است، پیوندی که او با قرآن داشت همچنان یگانه مانده است و متأسفم که الان در بین ما حضور ندارد تا خودش این سریال را بسازد. در همان زمان که یوسف پیامبر را ساخته بود، خیلی افراد نقدهای مختلفی درباره این سریال داشتند و منتقدان اصلاً فکر نمی‌کردند که این سریال اثری ماندگار شود. او همیشه حرف های مخالفان خود را نیز می‌شنید. **زندباف: زلیخا به قدری برای کتایون ریاحی جذابیت داشت که دیگر بازیگری را کنار گذاشتحسین زندباف تدوین‌گر سریال «یوسف پیامبر(ع)» در ادامه این نشست گفت: من از زمان ساخت «یوسف پیامبر(ع)» با ایشان همکار شدم و همین الان هم اگر صدایش را بشنوم حس و حال دیگری پیدا می‌کنم. ما نمی‌توانیم پرونده بزرگان کشورمان را ببندیم. یادم است کتایون ریاحی در آخرین جلسه‌ای که عوامل یوسف پیامبر با عزت‌الله ضرغامی (رئیس وقت سازمان صدا و سیما) داشتند، گفت بعد از بازی در نقش زلیخا از بازیگری خداحافظی می‌کنم، در حقیقت آنقدر این اثر برایش جذابیت داشت که نمی‌خواست خاطره دیگری اضافه‌تر از یوسف داشته باشد. وی با یادآوری سکانس معجزه جوان شدن زلیخا در این سریال بیان داشت: یادم است زمانی که گروه مشغول دکوپاژ این سکانس بودند، چشمم به سلحشور افتاد و دیدم که گریه می‌کند، هنگام مونتاژ، خودم با دیدن این سکانس گریه کردم و زمان پخش نیز خانواده و اطرافیانم تحت تأثیر این سکانس قرار گرفتند، همانجا متوجه شدم که این موضوع از سلحشور به همه مردم انتقال پیدا کرده و همه را تحت‌تأثیر خود قرار داده است. زندباف در ادامه افزود: همان زمان به این دلیل که مطمئن بودم این سریال بین مردم محبوب می‌شود، به سلحشور گفتم در برابر نقدهای منفی سکوت کن. از همان زمان می‌دانستم که این سریال خیابان‌ها را خلوت می‌کند.وی ادامه داد: زمانی که فیلمنامه داستان حضرت یونس را برایم خواند، بسیار لذت بردم و قصه جذابی به نظرم آمد. سلحشور همه واقعیت را می‌گفت و حرفی را نگفته درون خود نگه نمی‌داشت. این تدوین‌گر افزود: آقای ضرغامی اصرار داشت تا یوسف پیامبر زودتر از موعد مقرر پخش شود و سلحشور این موضوع را با من مطرح کرد. من نیز مخالفتم را با دلیل به او گفتم و او هم قبول کرد. در حال حاضر می‌بینیم که تأثیرات قصه یوسف پیامبر میان مردم مانده است و این برخلاف صحبت‌هایی است که بسیاری از کارگردان‌ها می‌کردند. **نصیری: هیچ‌کس به اندازه سلحشور به جوانان اعتماد نکردنصیری کارگردان «قصه‌های تبیان» در ابتدای صحبت‌های خود گفت: آشنایی من با سلحشور به تماشای سریال یوسف پیامبر برمی گردد و بعد از آن آقای شورجه مرا به ایشان معرفی کرد. برای من، همکاری با این بزرگان افتخار بود. در اولین جلسه‌ای که با او داشتیم، درباره تربیت کارگردان تراز اسلامی صحبت کرد و قصد داشت یک دوره یک ساله و نیمه را برای تربیت کارگردان تراز اسلامی برگزار کند و این کار را انجام داد و ما در آن دوره شرکت کردیم. در حال حاضر هیچ کس به اندازه سلحشور به ما اعتماد نکرده است. وی ادامه داد: سلحشور معتقد بود که سینما از جنس ما نیست، اما اندیشه آن می‌تواند از جنس ما باشد. تأکید او روی این بود کهن همه آنچه یاد گرفتیم را به اصل و ذاتمان برگردانیم. او می‌گفت خودمان باید از درون باشیم و این را در کارهایمان نشان دهیم. حتی در تولید کارهایش بر نیروی انسانی تأکید داشت. برای مثال؛ یک بازیگر چهره و شناخته‌شده را برای یکی از نقش‌های قصه‌های تبیان انتخاب می‌کردیم، اما او می‌گفت این بازیگر با اندیشه‌های ما در به نتیجه رسیدن این نقش تفاوت دارد. **مختاری: سلحشور برای جوانان از آبرویش مایه گذاشتمختاری در ابتدای صحبت‌های خود گفت: سلحشور برای جذب نیروهای جوان از آبروی خود مایه گذاشت. او به ما اعتماد کرد و الان هر وقت یادش می‌افتم دعایش می‌کنم. او در حق جوان‌هایی که هیچ آشنایی غیر از خدا نداشتند، لطف بسیاری کرد و کاری کرد تا ما بتوانیم زیر نظر اساتید هنر که روزی دیدار آنها برایمان آرزو بود، کار کنیم. وی در ادامه بیان داشت: همه ما می‌دانیم که خیلی‌ها در این حیطه با رابطه کار می‌کنند، اما سلحشور اینطور نبود. **امیری: سلحشور به کادرسازی نیروهای انقلابی بهای بسیاری می‌دادامیری در ادامه این نشست گفت: حین تویلد «یوسف پیامبر»، طوفان‌هایی به سمت ما می‌آمد که اگر سلحشور نبود کار به نتیجه نمی‌رسید. او فرد دورویی نبود و با کسی بازی نمی‌کرد، اگر دوست نداشت با کسی کار کند به راحتی به او می‌گفت و او را بازی نمی‌داد. برای تولید آثارش پنج گزینه اصلی داشت که همه آن را می‌دانند. وی ادامه داد: در دورانی که بیماری‌اش اوج گرفته بود، دارالقرآنی واقع در کرج با ما تماس گرفتند و گفتند عده‌ای از بچه‌ها دوست دارند کلاس فیلمنامه‌نویسی را از مرحوم سلحشور یاد بگیرند. با اینکه حال خوبی نداشت، اما پنج جلسه این کلاس‌ها را برگزار کرد و معتقد بود از این هنرجوها، نویسنده‌های خوبی وارد حیطه هنر می‌شوند. امیری افزود: حتی خلاف بسیاری از کارگردان‌های حاضر، برای اینکه حق الناس به گردنش نباشد، هزینه دستمزد همه عوامل را قرض می‌کرد و به آنها می‌داد، حتی اگر کسی درخواست دستمزد بیشتری داشت، آنها را راضی می‌کرد. سلحشور یک فرد نبود، یک گفتمان و جریان بود که باید ادامه پیدا می‌کرد. او کادرسازی کرد و افراد متخصص و متعهد را در هنر شناسایی کرد. پس بیاییم به تفکر سلحشور بها دهیم. یادم است اواخر زندگی خود حتی به سختی راه می‌رفت، اما همچنان کار می‌کرد و نظرهای خود را ارائه می‌داد. وی ادامه داد: موسی و قصه‌های تبیان با تلاش شورجه و براهیمی به نگارش درآمد و یادم هست قبل از تولید اپیزود امدادگر، سلحشور با قرائت قرآن، تولید آن را آغاز کرد. افرادی که قرار بود با او در قصه‌های تبیان همکاری کنند، باید از چند فیلتر می‌گذشتند.**شورجه: برای ساخت سریال موسی از هیچ ارگانی اهتمام جدی نمی‌بینیمجمال شورجه در ادامه گفت: از مجموعه «قصه‌های تبیان» حدود ۲۰ سیناپس داشتیم که به مدیریت براهیمی تبدیل به طرح داستان و فیلمنامه می‌شد. از بین این طرح‌ها، برخی انتخاب شدند، سازمان بسیج کمک‌های فراوانی را به ما ارائه داشت، اما در اواخر تولید این مجموعه، به بی‌پولی سازمان صدا و سیما خوردیم. در شرایطی که ۲۰ سیناپس و ۵۰ طرح آماده و ۱۱ فیلمنامه داشتیم، این سریال متوقف ماند، حتی نمونه‌کار، طرح و سیناپس این اثر را به ارگان‌های مختلفی از جمله بیت رهبری، سازمان فرهنگی ـ هنری اوج، حوزه هنری، سازمان برون‌مرزی، مؤسسه شهید آوینی فرستادند، اما با اینکه یک سال از درگذشت سلحشور می‌گذرد، هیچکدام از این مراکز جوابی به ما ندادند. این در شرایطی است که طی حکمی به ما ابلاغ کرده بودند چراغ تبیان بعد از فوت سلحشور خاموش نشود. ما در حال حاضر آماده‌ایم، اما بودجه‌ای برای ادامه کار به ما تعلق نگرفته است. وی افزود: تا به حال نزدیک به ۲۵ کارگردان، آموزش و تربیت کردیم که اینها آینده درخشانی در سینما دارند. امیدواریم که این حرکت ادامه پیدا کرده و بودجه خوبی را به این مجموعه اختصاص دهند. هدف ما در اصل، جذب نیروهای جدید و فرستادن آنها به مراحل بالاتر است. اگر این اتفاق بیفتد، حداقل تا سه سال دیگر می‌توانیم ۲۰ نیروی جوان انقلابی پیرو خط رهبری وارد سینما کنیم. براهیمی درباره مجموعه «اصحاب اخدود» گفت: این اثر کلاً کنار گذاشته شد، اما سلحشور شخصیت‌های آن را حفظ کرد. همچنین وی فیلمنامه «عزیر نبی» را نیز نوشته بود، یادم است شنیدم سعید حدادیان زمانی که فیلمنامه یونس نبی را خوانده بود، بسیار شیفته آن شده بود و به سلحشور گفت به جای موسی(ع) این را بساز. شورجه با اشاره به تولید سریال حضرت موسی(ع) گفت: برای ساخت این سریال اهتمام جدی از سمت هیچ ارگانی نمی‌بینم، تنها چیزی که می‌شنوم این است که همه می‌گویند این سریال باید ساخته شود. حتی در مصاحبه‌ای گفتند می‌خواهند این اثر را در بخش خصوصی تولید کنند که با اعتراض مسئولین سازمان مواجه شدند. آنها گفتند این اثر متعلق به ماست. اما در اصل با امروز و فردا کردن، ما را در برزخ قرار دادند. فکر می‌کنم مشکل‌شان من باشم که اگر این را بگویند، حاضرم کنار روم تا این اثر که میراث سلحشور است به نتیجه برسد. وی افزود: حداقل دوست داریم که تکلیف‌مان را مشخص کنند، موافقت یا مخالفت خود را به ما بگویند، البته این را هم می‌دانیم که سازمان بودجه کافی برای تولید چنین آثاری ندارد. اگر پیرو ولایت فقیه هستیم، حداقل باید به فرمایش مقام معظم رهبری عمل کنیم. ایشان سه بار از من پیگیر تولید این سریال بودند، و الان شاید فکر می‌کنند که من توانایی تولید چنین کاری را ندارم. زمانی که رهبری از من این کار را پیگیری می‌کنند، دیگر تکلیف گردن ما می‌افتد. فکر می‌کنم مدیران فرمایش رهبر را نمی‌خوانند و انجام نمی‌دهند و حتی پیگیر تولید این سریال نیز نمی‌شوند. چندی پیش شنیدم برای تولید این سریال دنبال کارگردانی دیگر می‌گردند که آنها اجتناب کردند و گفته‌اند این اثر صاحب دارد و به او بسپارید. شورجه ادامه داد: من به همراه میرعلائی تهیه‌کننده موسی در حال تلاشیم تا بتوانیم بودجه‌ای را برای ساخت این سریال به سازمان صدا و سیما تزریق کنیم. اگر بودجه‌ای هست باید به سازمان سینمایی، وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما تزریق شود تا آنها این بودجه را در اختیار سریال‌سازان قرار دهند. من فکر می‌کنم که دولت کنونی به همکاری با امثال من رغبتی ندارد و ما برای تولید این آثار باید به سمت نهادهایی برویم که همفکر ما باشند. ]]> فرهنگی Mon, 27 Feb 2017 05:06:30 GMT http://yalasarat.com/vdcgqx9qnak9wu4.rpra.html آیت الله مکارم:تذکر لازم را به وزیر کشور خواهیم داد http://yalasarat.com/vdcezw8zxjh8xfi.b9bj.html به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از فارس، در پی سخنان هنجارشکنانه استاندار خراسان جنوبی یکی از مردم متدین و انقلابی خراسان جنوبی نامه‌ای به دفتر آیت الله مکارم شیرازی پیرامون این سخنان ارسال کرده است که ایشان نیز نسبت به آن واکنش نشان دادند.متن این نامه و پاسخ این مرجع عالیقدر به شرح زیر است:محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالیسلام علیکم، با آرزوی صحت و سلامتی برای جنابعالی، احتراما به استخضار می رساند با توجه به خبرهای واصله و مکتوب مبنی بر اظهارات موهن استاندار خراسان جنوبی راجع به مسئله رقص زن و مرد و اینکه این مطلب ضرری به اسلام نمی‌زند و با توجه به اینکه این مطلب احساسات دینی و مذهبی و غیرت اسلامی مردم شریف آن خطه را جریحه دار نموده، اولا: برای دلگرمی و تسکین درد و رنج مردمان غیور آن سامان و ثانیا: برای روشنگری در مورد خلاف بودن این اظهارات، از محضر مبارک خواستاریم پیرامون این مسئله اظهار نظر بفرمایید. با تشکر و امتنان فراوان.آیت الله مکارم شیرازی نیز در پاسخ این نامه نوشته اند:بسمه تعالیما تذکر لازم را به وزیر کشور خواهیم دادهمیشه موفق باشید ]]> فرهنگی Mon, 27 Feb 2017 04:53:51 GMT http://yalasarat.com/vdcezw8zxjh8xfi.b9bj.html حساس‎ترین مقطع تاریخی زندگی حضرت زهرا(س) http://yalasarat.com/vdcgzx9q3ak9wu4.rpra.html به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، محمدحسین رجبی‎دوانی، محقق تاریخ اسلام و عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع)، با بیان اینکه اصل مراجعه به تاریخ و گرفتن درس‎ها و عبرت‎ها از آن، در فرهنگ قرآن و عترت بسیار مورد تأکید قرار گرفته است، گفت: حدود یک سوم مسائل مطرح شده در قرآن به مباحث تاریخی اختصاص دارد و این، اهتمام قرآن به مسألۀ تاریخ را نشان می‌دهد.این محقق تاریخ اسلام با تأکید بر اینکه حضرت زهرا(س) الگوی برتر بهترین فرزند، همسر و مادر است، اظهار کرد: حضرت زهرا(س) نه تنها در مسائل شخصی و خانوادگی، بلکه در عرصۀ اجتماعی نیز برای تمام مردان و زنان الگویی عالی برای شناخت مسیر حق و حرکت در آن هستند.عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) با بیان این مطلب که تمام مقاطع زندگی حضرت زهرا(س) کوتاه، اما پربار است، گفت: مهم‌ترین و حساس‎ترین مقطع تاریخی زندگی حضرت زهرا(س) که به وظایف اجتماعی و سیاسی و در نتیجه سعادت جامعه و امت اسلامی مرتبط می‌شود، مقطع پایانی عمر شریف حضرت زهرا(س) است.رجبی‎دوانی با بیان اینکه این مقطع حساس، از زمان رحلت پیامبر اکرم(ص) آغاز و تا شهادت حضرت زهرا(س) ادامه دارد، افزود: این مقطعی است که حضرت زهرا(س) در آن به عرصه‌‎های اجتماعی و سیاسی ورود کردند و راه مقابله با غصب، ظلم و استبداد و انحراف را به ما نشان دادند و در این مسیر از همه پیشی گرفتند و الگویی بزرگ برای شناخت و دفاع از ولایت به شمار می‌روند.وی با بیان اینکه لازمۀ ولایت‌مداری اطاعت محض از ولیّ خداست، گفت: حضرت زهرا(س) با رفتارشان در قبال امام خود در آن برهه از زمان که دشمنان به بهانه‌های مختلف بدترین رفتارها در قبال امیر‏المؤمنین(ع) و اهل‌بیت ایشان نشان می‌دادند، اسوه‌ای برای دفاع از ولایت شدند و حتی در روایتی ایشان خود را کنیز حضرت علی(ع) خطاب کردند.این محقق تاریخ اسلام با بیان اینکه امروزه برخی بزرگان و علما در اینکه مقام امیر‏المؤمنین(ع) بالاتر است یا حضرت زهرا(س)، هنوز به نتیجه‌ای نرسیدند، گفت: آنان تنها توانستند به این نتیجه برسند که امیر‏المؤمنین(ع) فقط به واسطۀ ولایتشان به حضرت زهرا(س)، مقامشان بالاتر است. به عبارت دیگر، مقام حضرت زهرا(ع) کم از مقام امیر‏المؤمنین(ع) نیست و برتری حضرت علی(ع) به واسطۀ مقولۀ ولایت است.منبع: تسنیم ]]> فرهنگی Mon, 27 Feb 2017 04:32:12 GMT http://yalasarat.com/vdcgzx9q3ak9wu4.rpra.html مراسم عزاداری ایام فاطمیه با حضور رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی http://yalasarat.com/vdccxiqsi2bq1m8.ala2.html به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از دفتر اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، هم‌زمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت فاطمة‌الزهرا (سلام‌الله‌علیها)، امسال نیز همچون سال‌های گذشته، مجلس عزاداری در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.این مراسم از دوشنبه ۹۵/۱۲/۹ تا جمعه ۹۵/۱۲/۱۳ به مدت پنج شب از نماز مغرب و عشاء در حسینیه‌ی امام خمینی (رحمه‌الله) واقع در خیابان فلسطین جنوبی، پایین‌تر از تقاطع جمهوری برگزار می‌شود.همچنین پیش از آغاز مراسم، حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده به بیان احکام شرعی خواهد پرداخت.از عموم مردم عزیز و عاشقان اهل‌بیت عصمت و طهارت‌ (علیهم‌السّلام) دعوت می‌شود تا در این مراسم شرکت فرمایند. ]]> فرهنگی Sun, 26 Feb 2017 11:19:10 GMT http://yalasarat.com/vdccxiqsi2bq1m8.ala2.html ماجرای تکریم آیت‌الله خوشوقت توسط رهبر انقلاب http://yalasarat.com/vdcg3x9qqak9w34.rpra.html به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله؛ [*] مرجع بودند، اما خود را مطرح نمی‌کردندبعد از انقلاب هم همچنان که مشرب امام، مشرب عرفان بود و به‌ خاطر انقلاب وارد مسائل انقلاب شدند، ایشان نیز به فراخور احتیاجی که انقلاب به ایشان داشت، وارد مسائل انقلاب شدند و به فرمان امام خمینی رحمه‌الله به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمدند. بعدها با اقبال بیشتر جامعه به سوی ایشان، جلسات بانشاط و شیوایی برای تشنگان معرفت الهی ترتیب دادند.مقام علمی و معنوی مرحوم آقای خوشوقت برای همه‌ی فضلایی که سوابق ایشان را در قم می‌دانستند، روشن بود. ایشان از شاگردان خوب حضرت امام رحمه‌الله بودند و در درس مرحوم آقای آیت‌الله‌العظمی بروجردی شرکت کرده بودند. حتی امکان مرجعیت برای ایشان فراهم بود و می‌توانستند رساله بدهند؛ کما‌این‌که برخی از خواص و افرادی که ایشان را می‌شناختند، از ایشان تقلید می‌کردند و فتوا می‌گرفتند، با این‌که رساله هم نداشتند. در عین حال، ایشان تمایلی به مطرح‌شدن نداشتند.ایشان اسوه بود و کارهایی که می‌کردند، همچون کار پیامبر اکرم (ص) بود که «طَبیب‌ٌ دَوّارٌ بِطِبّه» این جمله را حضرت امیر (ع) درباره‌ی پیامبر خدا ‌گفتند که ایشان طبیبی بود که در مطبّش نمی‌نشست، بلکه بیماران را در منازل‌ خود آنها معاینه می‌کرد و دنبال بیمارها می‌گشت.پس از انقلاب، ایشان به غیر از عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، به کار تربیت جوانان و پاسخگویی به شبهات اعتقادی و سیاسی آنان می‌پرداختند. خود این کار، بسیار بزرگ بود. ایشان بدون هیچ تکلّفی در اختیار انقلاب بودند و برای انقلاب، نظام و ولایت مایه می‌گذاشتند.[*] طبیبی بودند در جستجوی مداوای بیمارانآن‌قدر این مرد بزرگ متواضع بود که با آن مقام علمی و معنوی، هیچ حد و حریمی برای خودش قرار نداده بود. بلکه به خانه‌های اشخاص می‌رفت و در مجالس شهرهای کوچک حضور می‌یافت. هر کسی هم از دور و نزدیک می‌خواست ایشان را ببیند، هیچ مشکلی نداشت. یک تواضع و سعه‌ی صدری داشتند که همه‌کس می‌توانست مسائل خودش را با ایشان مطرح بکند. از این جهت من نظیر و شبیهی برای مرحوم آیت‌الله خوشوقت سراغ ندارم.در گوشه و کنار تهران، مجالسی بود که از ایشان دعوت می‌شد و ایشان بدون هیچ‌گونه تکلفی این مجالس را قبول می‌کردند و می‌رفتند. بسیاری از علما که جزو چهره‌های نورانی بودند، مرکزی داشتند که همه می‌رفتند آن‌جا و اغلب خیلی اهل رفت‌و‌آمد نبودند و یک کانونی داشتند که همه می‌آمدند آن‌جا و استفاده می‌کردند. حضرت آقای خوشوقت اما گاهی برای اداره‌ی جلساتی به ورامین می‌رفتند، گاهی به محلات تشریف می‌بردند. یک عالِم برجسته از تهران مثلاً برود به ورامین تا عده‌ای جوان از ایشان استفاده کنند.ایشان اسوه بود و کارهایی که می‌کردند، همچون کار پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بود که «طَبیب‌ٌ دَوّارٌ بِطِبّه»۱ این جمله را حضرت امیر علیه‌السلام درباره‌ی پیامبر خدا ‌گفتند که ایشان طبیبی بود که در مطبّش نمی‌نشست، بلکه بیماران را در منازل‌ خود آنها معاینه می‌کرد و دنبال بیمارها می‌گشت.یکی دیگر از ابعاد وجودی ایشان این بود که مشاور امینی بود برای جوانان و غیر جوانان. هر کسی در هر بُعدی تحیّری داشت، بر سر دوراهی بود و تکلیف خودش را نمی‌دانست، به آیت‌الله خوشوقت مراجعه می‌کرد و با مشورت با ایشان مشکل حل می‌شد.از دیگر ویژگی‌های برجسته‌ی ایشان، دوام حضور ایشان بود. با این‌که خیلی هم اهل رفت‌و‌آمد بودند و دورش همیشه شلوغ بود و مراجعه‌کننده‌ی زیادی داشتند، اما مصداق آیه‌ی کریمه‌ی «رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ»۲ بود. هیچ نوع مراوده و رفت‌و‌آمد و صحبتی مانع حضور و اتصال ایشان به مبدأ غیب نبود. همیشه حالت حضور داشتند. برنامه‌های ذکری خودشان را همیشه داشتند. برنامه‌هایی که اهل سیر و سلوک دارند، اذکار محاسبه‌شده‌ای را که به طور مستمر جزو برنامه‌هایشان است، ایشان هیچ‌گاه از یاد نمی‌برد. برنامه‌ی ختم صلوات یکی از برنامه‌های ایشان بود که هم سفره‌ی رحمت الهی بود و هم بهانه‌ای بود که اشخاص آن‌جا جمع بشوند و ایشان برای آنها نورافشانی و روشنگری و رفع ابهام کنند.[*] ماجرای تکریم آیت‌الله خوشوقت توسط رهبر انقلابسابقه‌ی آشنایی رهبر انقلاب با حضرت آیت‌الله خوشوقت و علاقه‌ی رهبری به ایشان، به مدرسه‌ی حجتیه‌ی قم بازمی‌گردد. بعد از انقلاب هم مشورت‌هایی با ایشان داشتند. تکریم عجیبی حضرت آقا از ایشان داشتند. یک بار یادم هست که آیت‌الله خوشوقت برای حضور در یکی از مجالس، خدمت حضرت آقا رفته بودند و از در حیاط وارد شده بودند و کفش‌ها را هم همان‌جا گذاشته بودند. بعد از پایان مجلس، همه حرکت کردند برای صرف شام. حضرت آقا و آیت‌الله خوشوقت کنار یکدیگر بودند. حضرت آقا وقتی متوجه شدند که کفش‌های ایشان در آن‌جا نیست، کفش‌های خودشان را برداشتند و مقابل پاهای آیت‌الله خوشوقت جفت کردند. آیت‌الله خوشوقت هرچه اصرار کردند، آقا قبول نکردند. آیت‌الله خوشوقت هم کفش‌های آقا را پوشیدند و بعد، اطرافیان برای حضرت آقا کفش آوردند. حضرت آقا علاقه‌ی فوق‌العاده‌ای به ایشان داشتند. فراتر از علاقه، بلکه اعتقاد بود.رهبر معظم انقلاب آیت‌الله خوشوقت را جزو کسانی معرفی می‌کردند که جلوی طوفان‌ها را می‌گیرند و نمی‌گذارند دل‌ها را باد ببرد. ایشان فرمودند که طوفان‌ها زیاد است و مقاومت‌کردن در برابر این طوفان‌ها مشکل است. به یک جایی وصل بشوید که این بادها شما را با خودش نبرد. سؤال کردیم مثلاً به چه کسی؟ فرمودند به آیت‌الله خوشوقت.آیت‌الله خوشوقت همچون دریا بود. ان‌شاءالله خداوند ما را با ایشان که از دستمان رفته است، محشور کند. خداوند ایشان را در دریای رحمتش مُستغرق، و با اولیاء‌الله محشور کند.پی‌نوشت‌ها:۱. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۰۸۲. قرآن کریم، سوره‌ی مبارکه نور، آیه‌ی ۳۷گفتاری از: حجت‌الاسلام‌والمسلمین کاظم صدیقی امام جمعه‌ی موقت تهرانپایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)*مشرق ]]> فرهنگی Mon, 20 Feb 2017 07:06:36 GMT http://yalasarat.com/vdcg3x9qqak9w34.rpra.html زی زی گولو بهتر جشنواره برگزار می کند تا اینها! http://yalasarat.com/vdcdsx0ffyt0s96.2a2y.html به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از مشرق - تصمیم‌گیری و سیاستگذاری‌های دست‌اندرکاران برگزاری جشنواره فیلم فجر،‌ دوره سی و سوم جشنواره را با تغییری اساسی در شکل و نوع اجرا مواجه کرد. در این دوره جداسازی بخش بین‌الملل از ملی صورت گرفت، در شرایطی که از ابتدا در صحبت مدیران بحث توجه به سینمای منطقه مدنظر بود اما در طول این دو دوره هیچ توفیقی در سینمای منطقه کسب نشد. با توجه به روند تفکیک بخش بین‌الملل از بخش سینمای ایران شاهد این مهم هستیم که این جداسازی فاقد ساز و کارهای منطقی است و این سوال در نظر هر مخاطبی شکل می‌گیرد که آیا جداسازی بخش بین الملل از سینمای ملی توانسته جایگاه و اعتبار جشنواره فیلم فجر را ارتقا دهد؟در طول دو سال برگزاری جشنواره در سطح جهانی به نظر می آید تنها «هدف» برگزاری جشنواره است و بخش بین‌الملل تنها یک عنوان است. همانطور که مقررات جشنواره برای برگزاری در سطح ملی، بومی سازی نشد در بخش بین‌الملل هم موفقیت چندانی کسب نکردیم.وقتی از جشنواره بین‌المللی نام می‌بریم باید از الزامات و استانداردهای جهانی تبعیت کنیم. در سال گذشته درباره این استانداردها تنها عدم اعلام هیات انتخاب برای گزینش فیلم ها را شاهد بودیم. اگر توجه درستی به آثار ارایه شده در بخش ملی امسال و سال گذشته بیاندازیم خواهیم دید آثار معدودی با کیفیت استانداردهای جهانی ساخته شدند. نکته جالب دیگر این که فیلم‌هایی که با استانداردهای جهانی ساخته می‌شوند شانس خود را برای اکران در یک جشنواره بین‌المللی به حضور در جشنواره فیلم جهانی ترجیح می‌دهند زیرا یکی از الزامات حضور در جشنواره های جهانی نمایش اولین بار فیلم مورد نظر است. با این توصیفات جشنواره وجهه جهانی خود را از دست می‌دهد. این در حالی است که هزینه برگزاری این جشنواره می تواند صرف بخش سینمای ملی و جوایز ارزنده‌تر به فیلمسازان داخلی شود.نکته مهم دیگر اینکه، جشنواره جهانی فجر در شرایطی آغاز به کار می‌کند که زمان برگزاری آن نزدیک به برگزاری جشنواره کن است و این نزدیکی باعث می‌شود که اکثر فیلمسازان یا علاقمندان به بازار ایران هم برای حضور در ایران و استفاده بازار جشنواره دچار تردید شوند.در دو سال برگزاری جشنواره جهانی فیلم فجر به صورت مستقل مشخص نشد منظور از برگزاری این جشنواره تأثیرگذاری در چه حوزه ای است. قصد داریم در سینمای خاورمیانه، آسیا و یا سینمای دنیا تأثیر گذار باشیم.وفور جشنواره های سینمایی در دنیا که در سطوح و استانداردهای بالاتری اقدام به برگزاری جشنواره بین المللی می کنند، جداسازی این جشنواره از جشنواره ملی را زیر سوال می برد. این جشنواره در سطحی که برگزار می شود نمی تواند در حد جشنواره‌های درجه یک منطقه نیز ارتقاء یابد حتی اگر با رایزنی های محمد مهدی عسگرپور در میان رویدادهای ثبت شده فیاپف هم قرار گیرد باز هم نمی تواند به دلیل محدودیتهایی که در انتخاب فیلم دارد در سطح منطقه تاثیرگذار باشد.منبع: فارس ]]> فرهنگی Wed, 15 Feb 2017 12:58:15 GMT http://yalasarat.com/vdcdsx0ffyt0s96.2a2y.html گوینده مشهور خبر: بی دلیل معلق شده‌ام! http://yalasarat.com/vdchiinz-23nx-d.tft2.html به گزارش صبا، مدتی بود که که وقتی به بخش‌های مختلف خبری تلویزیون نگاه می‌انداختیم رد و نشانی از رضا حسین‌زاده؛ گوینده خبر با سابقه نمی‌دیدیم تا این‌که چندی پیش خبر وخامت حال او و بستری‌شدن این گوینده در بیمارستان منتشر شد. علت غیبتش در بخش اخبار تلویزیون را که جویا شدیم هر کسی دلیلی را برای آن آورد؛ عده‌ای کسالت و بیماری عده‌ای بازنشستگی و... اما خودش به‌هیچ‌وجه زیر بار برچسب بازنشستگی می‌رود و حرف‌های بسیاری دارد.با رضا حسین‌زاده درباره سال‌ها فعالیتش در عرصه خبر و علت غیبتش در این مدت به گفت‌وگو نشسته ایم که در ادامه می‌خوانیدگویندگان خبر به‌لحاظ شرایط کاری معمولا در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود محدودیت دارند آیامحدودیت‌های شغلتان باعث تغییر در روند زندگی‌تان شده است؟در مسیر گویندگی خبر، گوینده ابتدا خبرخوان، بعد کارشناس خبر و در نهایت سیاستمدار می‌شود و به‌دلیل ساختار سیاسی که این شغل دارد متاسفانه محدودیت‌هایی را به‌وجود می‌آورد. از جمله همین محدودیت‌ها برای من این بوده که به‌مدت دو سال درگیر داستان‌هایی شدم و چند ماهی است بدون هیچ دلیلی از کار معلق شده‌ام. من برای دوری از سیاه‌نمایی مورد نظر و تاکید مقام معظم رهبری سکوت محض کردم تا خدایی نکرده آب به آسیاب دشمن ریخته نشود و شبکه‌های ماهواره‌ای از حرف‌هایم سوءبرداشت نکنند. من خودم را سرباز این نظام و افسر جنگ نرم آن می‌دانم و تنها در خواستم این است که با ریاست‌ سازمان دکتر علی‌عسگری ملاقات کنم و حرف‌هایم را فقط و فقط به خودشان بزنم چراکه «گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش...» از وی می‌خواهم به تنها نامه من که روی میزشان است رسیدگی کنند.آیا دلیلی برای تعلیقتان از کار به شما ابلاغ شده است؟حتی من قرارداد همکاری تا پایان امسال را نیز داشتم اما بدون هیچ دلیلی از کار معلق شدم.شما می گویید محدودیت‌هایی وجود دارد به‌طور کل چقدر موافق و یا مخالف این فیلتر‌ها و محدودیت‌ها هستید؟یک گوینده خبر در بخش‌های مختلفی تحت عنوان صرفا جهت اطلاع، آن سوی خبرها و... مشکلات مردم را بازتاب می دهد اما هیچ وقت تریبونی وجود ندارد که مشکلات آن گوینده بیان شود. البته من تا حد بسیار زیادی موافق این فیلتر‌ها هستم و آن‌ها را قبول دارم که باید لحاظ شود اما در جایی هم باید صدای من به‌عنوان یک گوینده شنیده شود. یک گوینده خبر پول قابل توجهی از طریق این شغل به‌دست نمی‌آورد. از طرفی جای دیگر و در حوزه‌های دیگر هم نمی‌تواند اجرا کند و یا حتی اجازه مصاحبه ندارد همه این‌ها محدودیت است.برخی درباره بازنشستگی شما از کار حرف می‌زنند در صورتی که خودتان می گویید تعلیق از کار... یعنی این نکته را شایعه می‌دانید و تکذیبش می‌کنید؟من اصلا عنوان بازنشستگی را قبول نمی‌کنم و آن را به‌شدت تکذیب کرده و به آن اعتراض دارم. به عقیده من بازنشستگی برچسبی است برای کم‌رنگ نشان‌دادن زشتی خانه‌نشینی یک خبرخوان که یک سیاستمدار است. اگر در تاریخچه خبر صداوسیما نگاه کنید هیچ گوینده‌ای در ٤٨ سالگی بازنشسته نشده است. مگر برای وکلای مجلس و یا یک سیاستمدار بازنشستگی معنا دارد؟ تا کی آزمون و خطا؟ ١٨ ساله بودم که وارد‌سازمان صداوسیما شدم و سی سال است که در این حوزه فعالیت می‌کنم و درست در زمانی که یک گوینده به پختگی و اوج بلوغ رسانه‌ای رسیده و برند شده است که حالا می‌توان از تجربیات او بهترین استفاده را کرد کنار گذاشته می‌شود. در حالی که در حکم مقام معظم رهبری به دکتر علی‌عسگری به استفاده از نیروهای خبره و کار آمد فعلی و در کنار آن پرورش نیروی جوان اشاره شده است. متاسفانه آن‌چنان نیروی جوانی هم به‌ سازمان تزریق نشده است و این جای دلسوزی دارد. درد از این است که ٣٧ سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد و من ٣٢ سال پا‌به‌پای این نظام در هر شرایطی از صمیم قلب فعالیت کردم اما این‌که در ٤٨ سالگی بی‌هیچ دلیلی خانه‌نشین شوم بسیار زشت است.با تمام این تفاسیر اگر زمان به عقب برگردد باز هم همین حرفه را انتخاب می کنید؟با توجه به شناختی که از رضا حسین‌زاده دارم نه یک بار اگر بارها و بارها به عقب برگردم باز هم همین مسیر را انتخاب می کنم چرا که هدفم کسب شهرت نبود و نیست. در حال حاضر به اندازه کافی از آن برخوردارم. هدف و اولویت من خدمت بوده و هست و به‌نظرم اکنون به بلوغ رسیده‌ام و حتی بهتر و بیشتر از سابق می‌توانم در این عرصه خدمت کنم.برخی از مردم نسبت به اخبار پخش‌شده از صدا‌وسیما خوشبین نیستند و اعتماد لازم را ندارند. چقدر با این نکته موافق هستید و با توجه به سال‌ها فعالیت در این حوزه علت آن را چه می دانید؟بحث اعتماد مخاطب هم به‌نوعی به گوینده برمی‌گردد وقتی مخاطب از کودکی تا بزرگسالی با گوینده‌ای بزرگ شود و با صدای آن بسیاری از اخبار مهم را بشنود ناخودآگاه به آن گوینده و کلام آن اعتماد می‌کند. یک رسانه وقتی بی‌شناسنامه شد و برندش را از دست داد بی‌هویت می‌شود. تغییر و تحول در‌سازمان و به‌طور مشخص در سیستم خبر مربوط به تعویض خبرخوان‌ها نیست باید این مسئله و ریزش مخاطب صداوسیما به‌معنای واقعی به‌صورت عمیق کالبد شکافی و کارشناسی شود. همه دنیا برندسازی می‌کنند و از آن بهره می‌گیرند اما ما روی فرد مشخصی سرمایه‌گذاری می‌کنیم وقتی برند شد و قابلیت‌های آن شناخته شد فردی خنثی را جایگزین میکنیم به نظرم این نوع سیاست‌گذاری نقش بسیاری در ریزش مخاطبان رسانه ملی دارد.از نظرتان نقاط ضعف و قدرت سیستم خبر صداوسیما چیست؟یکی از نقاط ضعف اصلی آن عمل نکردن به حکم و توصیه‌های مقام معظم رهبری است. مقام رهبری همواره به استفاده از نیرو‌های با تجربه، متخصص و متعهد و در کنار آن جوان‌گرایی تاکید داشتند اما متاسفانه نه تجربه و تخصص و نه جوان‌گرایی هیچ‌کدام مطرح نشد.و نقطه قوت؟نقطه قوت آن این است که صداوسیما در چارچوب از پیش مشخص و تعیین شده وظایف خود را انجام می‌دهد.شرایط مالی برای یک گوینده خبر چگونه است؟ عده‌ای از مردم تصور می‌کنند حقوق مجری و گوینده خبر، دقیقه‌ای محاسبه می‌شود.؟نه اصلا به این شکل نیست، برای آمدن و ماندن در این حرفه که بسیار سخت و حساس است تنها باید عشق داشت آن وقت حتی استرس‌های آن هم لذت‌بخش می‌شود.با مزه‌ترین و یا به‌یادماندنی‌ترین تپقی که در سال‌ها فعالیتتان زدید چه بود؟به‌دلیل این‌که گویندگی خبر در فرمت زنده اتفاق می افتد لحظه لحظه آن خاطره و به‌یادماندنی است اما بگذارید این‌گونه جواب شما را بدهم با مزه‌ترین تپق و حرفی که در مورد من زده شده زدن برچسب بازنشستگی به من در سن ٤٨ سالگی است در حالی که اینگونه نیست و این برای من بسیار بامزه و خنده‌دار است.شرایط ورود برای علاقه‌مندان به این عرصه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟در سال‌هایی که من وارد ‌سازمان شدم شرایط ورود به مراتب سخت‌تر بود اما در حال حاضر این فیلتر‌ها و مراحل ورود بسیار راحت‌تر شده در حالی باید حساسیت‌ها به اندازه و درست باشد. گویندگی خبر بازیگری نیست یک بازیگر می تواند خطا کند اما کسی که آنتن زنده تلویزیون دست او است اجازه خطا کردن ندارد و همین حساسیت کار را بالا می‌برد. ]]> فرهنگی Tue, 14 Feb 2017 08:13:27 GMT http://yalasarat.com/vdchiinz-23nx-d.tft2.html سنمای ایران را ابتذال گرایان آنور آب، برده اند! http://yalasarat.com/vdch6inzz23nxmd.tft2.html به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از مشرق - احمد رضا معتمدی کارگردان سینمای ایران در نامه ای خطاب به رئیس جمهور عنوان نمود: کارگزاران شما با نحوه داوری و گزینش جشن سینما که قرین با دهه انقلاب است، متأسفانه تعریفی تازه‌ نیز از دهه فجر به دست داده‌اند و این هزینه گزافی بود که بر شما و سایر اصحاب انقلاب تحمیل کردند.به گزارش مشرق، احمدرضا معتمدی کارگردان سینمای ایران که کارگردانی آثار همچون بوف کور، آلزایمر، قاعده بازی، دیوانه از قفس پرید و ... را در کارنامه خود دارد، با انتشار نامه ای خطاب به حسن روحانی رییس دولت یازدهم، نسبت به عملکرد مدیریت سینمای کشور و برگزار کنندگان جشنواره فیلم فجر انتقاد نمود. سینمای ایران را ابتذال‌گرایان، مجیزگویان و وابستگان آن سوی آب برده‌اند! متن نامه معتمدی به شرح ذیل است: محضر گرامی ریاست‌جمهوری اسلامی ایرانجناب آقای دکتر حسن روحانیبا سلام؛ ما ذلک ظن بک… این گمان به تو نمی‌رفت و این رفتار از تو بعید بود!این رنجنامه‌ای است از یک شهروند درجه «دو» و «سه»؛ به فردی که در صدر مقامات کشور نشسته است. شما مرا نمی‌شناسید، اما من شما را خوب به خاطر دارم. ما در اوایل دهه ٦٠ یک سال در یک مجموعه فرهنگی هنری همکار بودیم. آن هم در یک واحد و یک طبقه. آن زمان من یک دانشجوی نحیف فلسفه و هنر بودم و جناب‌عالی سرپرست و رئیس شورا.هرچند آن دوره، دولت مستعجل بود و شما به دلیل اقدام به برکناری مدیرعامل وقت، استعفا کردید و ما نیز به‌ دلیل کارمند جزء بودن و شهروند درجه‌چندم تلقی‌شدن، مدتی از کار افتادیم، اما نکته خاطره‌انگیز و جذاب در وجود شما، دیدگاه آزاد درباره هنر و روشنفکری معطوف به موسیقی به‌ویژه موسیقی کلاسیک بود؛ که هنوز در حافظه بنده باقی مانده است.آقای دکتر! شما رئیس‌جمهور کشوری هستید با سابقه فرهنگ و تمدن دست‌کم پنج‌هزارساله. ایرانی که اگر در دوره باستانی، قدرت برتر سیاسی و نظامی جهان بود، پس از انقلاب تکاملی آخرین فرستاده الهی، قرن‌ها در برترین قله علمی، فرهنگی و هنری جهان ایستاد. نام‌هایی مانند فارابی، ابن‌سینا، رازی، سهروردی، فردوسی، خیام، صدرا، سعدی، حافظ و مولوی و… حتی در جهان معاصر کمتر همتایانی در حد اصالت و اعتبار خویش یافته‌اند.شما میراث‌بر این عناوین و نام‌ها و آثار گران‌سنگ فکری و فرهنگی ایشان هستید؛ چه بخواهید و چه نخواهید. من می‌دانم حضرت سهروردی تنها در زیر بار ارثیه حکمت خسروانی کمر دوتا کرد، اما نمی‌دانم شما در زیر بار صخره‌سنگ‌های این مرده‌ریگ کمر خم کرده‌اید یا احساس استواری و پابرجایی می‌کنید؟ و باز نمی‌دانم می‌توانم از شما پرسش کنم، آیا به زعم شما شرایط کنونی هنر در این دوران: این سینما، این نمایش، این رسانه، این موسیقی و… در شأن این فرهنگ و تمدن با این زمینه و پیشینه هست؟!آقای رئیس‌جمهور! چرا بایستی دانش نظری موسیقی را بزرگانی مانند فارابی، ابن‌سینا، عبدالقادر مراغه‌ای، صفی‌الدین اُرموی، قطب‌الدین شیرازی و… در احصاءالعلوم، الکبیر، شفا، دانشنامه علایی، النجاه، مقاصدالالحان، الادوار، رساله شریفه، ایقاع، درة‌التاج و… در ‌هزاره گذشته بنیان‌گذاری کنند. اما موسیقی فاخر و شریف و معنوی با نام‌هایی از بلاد غرب مانند باخ، موتسارت، بتهوون، چایکوفسکی و… قرین باشد.شما خود بهتر از امثال بنده می‌دانید که بزرگانی که نام برده‌ام همه در سایر شقوق تفکر دینی از فقه و کلام و فلسفه و حکمت و ادب و هیئت و… صاحب‌نظر و معرکه‌گردان بوده‌اند و در عدم نسبت و بی‌تفاوتی با شریعت و احکام به نظریه‌پردازی در موسیقی اهتمام نداشته‌اند. به نظر می‌رسد پاسخ این پرسش در ظاهر پر از ابهام و ایهام، یک عبارت بیش نیست: آن موسیقی فاخر و شریف که از آن آوای مینوی، صدای آسمانی و در یک جمله «ندای الهی» به گوش ‌رسد، بالطبع سیاست‌زدگان و دغدغه‌پیشگان نیست. حاکمیت ابتذال در هنر و موسیقی و سینما به نفع کسانی است که روزی در خاموشی آن پاکوبی کنند و روزی در مرثیه آن سراندازی… .آقای دکتر! شما که پیش از بنده این درس‌ها را آموخته‌اید، بهتر می‌دانید که موسیقی تنها هنری است که بازنمایی مطلق «زمان» است. سایر هنرها از نقاشی، معماری، سینما، عکاسی و… همه بازنمایی «مکان»اند و هنرهای فیزیکی به شمار می‌روند. «موسیقی» یگانه هنر «فرامکانی» و «متافیزیکی» است؛ و از این رو نزدیک‌ترین زبان به زبان متافیزیک و معنویت و ملکوت و قدس و ورجاوندی است.چرا کارگزاران شما فیلمی را که دردمندانه از کسانی که زبان باطنی عالم تجرید و روحانیت را به تخدیر آلوده‌اند، گلایه کرده و نالیده است. از شرکت در جشن هنر متعهد انقلاب که هنر «درد» و «دغدغه» است، محروم کرده‌اند؟ من مدعی پیکاسو و داوینچی نیستم. درد و دغدغه و رنج انسانی از پیشانی آثار من هویداست. این هنرشناسان چرا این‌قدر با «اضطرار» و «شوریدگی» روح انسانی بیگانه‌اند؟ مدعیان تمییز آثار هنری، باید پدیدارشناسی اثر هنری را به جان آزموده و آموخته باشند تا دریابند یک اثر چقدر «دردمند» است؟ چقدر دغدغه‌مند است؟ چقدر «مضطر» است؟رئیس‌جمهور محترم، روحانی دانا؛ تو بسیار بیشتر و بیشتر از من می‌دانی که حکما انسان را حیوان ناطق برشمرده‌اند.«زبان»، حیات انسان و انفتاح و گشودگی به جانب هستی است. انسان چون «زبان» است، می‌اندیشد. نخستین خطاب «وجود» به «موجود» یک دستور زبانی است: بخوان! و این دستور زبانی، «دستور زبانِ» فرهنگ و اندیشه و دین و اعتقاد ماست. من در فیلم «راه‌رفتن روی سیم» که متأسفانه به نام گروه موسیقی‌اش به «بوف کور» مشهور شده است، از نسلی سخن گفته‌ام که خانه «زبان» بر «باد» بنیاد کرده است. من از درد و رنج نسلی سخن گفته‌ام که از گسست «فرهنگی»، «معنایی» و «زبانی» در پریشانی و آشوب به سر می‌برد. من در فیلم از نسلی نالیده‌ام که در زمانه عسرت شاعرانگی «خانه» و «سکونتگاه» خویش را از دست داده و در جست‌وجوی مأوا و پناهگاه، از وادی «غربت» سر برآورده و از «منزلت» خویش باز مانده است. حقیقت «هنر»، که گفت اصیل «زبان» و آخرین معجزه الهی: الف- لام، میم را که گشودگی «موجود» به جانب‌ «وجود» است، فراموش کرده و به جای سکونت و عمارت در «زبان» که خانه وجود است به صورتی گریزناپذیر در غربت غریبه جان و تن سپرده است. ابتذال هنر معاصر، ظاهر ماجراست. به داد نسلی برسید که دچار بحران هویت، ‌بحران زبان و بحران حکمت شده است. نوای الهی و صدای آسمانی را با نفیر گوش‌خراش خشم و ترس و شهوت ‌آلودن یک ظهور بیّن و آشکار از عصر ارتباطات است که «زبان» و «هنر» را رسانه ارتباطی می‌شناسد و نه روشنگاه هستی و گشودگی حقیقت.استاد ارجمند! شما خود دانشمند و صاحب‌نظر در یکی از شاخه‌های علوم انسانی هستید. شما دقیق‌تر از من می‌دانید که دستیابی به مرتبه رأی و حکم و دادرسی در یک رشته از دانش بشری تا چه اندازه زحمت، کوشش، تحقیق و پژوهش و گردوخاک‌خوردن کتابخانه‌های قدیم و جدید می‌طلبد. پس چگونه به این تخطی از متدلوژی دانایی تن در داده‌اید که عده‌ای ولو دانشمند و نخبه در یک شاخه از معرفت بشری در اوقات فراغت به شاخه‌ای دیگر از علم و دانایی سرک بکشند، و در همان سرخوشی گذران فراغت در شاخه بیگانه با دانایی‌شان داوری کنند و حکم نیز صادر کنند. هیچ شاخه‌ای از معرفت بشری گذرگاه فراغت یا حیاط‌خلوت شاخه‌ای دیگر از دانش انسانی نیست.«سینما»، امروزه به حوزه و آکادمی علوم سینمایی بدل شده است. نظریه فیلم، نقد فیلم، سبک‌شناسی، ساختارشناسی درام، فلسفه فیلم، کارگردانی، تدوین و… این دانشجوی نحیف فلسفه و هنر، پس از ٤٠ سال طلبگی در کرسی استادانی مانند علامه جعفری، مطهری، شهیدی، شریعتی، داوری، دینانی، مجتبوی، عبادیان، مجتهدی، جهانبگلو، عظیمی و… تنها توانسته‌ام به یک شاخه از دانش سینمایی یعنی فلسفه فیلم سرک بکشم و هرچند مجلات «فلسفه فیلم» را از پروفسور نصر در دانشگاه جورج ‌واشنگتن تا آیت رشاد و دکتر داوری که از دو سوی طیف وسیع یک مجادله قدیم فلسفی تقرر یافته‌اند، در یادداشت‌های آغاز کتاب، تأیید و توجیه کردند. اما خود بهتر از هرکس می‌دانم که هنوز طفل ابجدی در این مرتبه بیشتر نیستم.مجلد اول کتاب، شش فیلسوف و نظریه‌پرداز را مورد نقد و ارزیابی قرار داده است که انتساب به دوران کلاسیک دارند. اما نظریه معاصر فیلم ٦٠ فیلسوف دارد که یکی از آنها ژیل دلوز است که پیش‌نیاز فهم آراءاش، فلسفه زمان برگسون، ملاصدرا و میرداماد است و ١٠ سال است برای فهمیدن آن دست‌وپا می‌زنم. (یکی از همین نورچشمی‌های سینما که بودجه‌های ‌میلیاردی به او اختصاص می‌دهند، ١٠ سال پیش در درس کارگردانی من، وامانده بود که چرا من «سینما- زمان» دلوز درس می‌دهم) تنها یک شاخه نقد فیلم نیاز به دانش شیوه نقد و تحلیل دست‌کم ١٦ مکتب نقادی دارد. نقد پدیدارشناختی، هرمنوتیک، مضمونی، تکوینی، روان‌کاوانه و… تازه اگر از نماد افلاطون و نمایش سایه بر دیوارش و بوطیقا و دریطوریتای ارسطو و اتاق تاریک و شکست نور و عدسی ابن هیثم بگذریم… .آقای رئیس‌جمهور! حرف‌ آخر: بنا داشتم در جشن فجر، فیلمی که درباره زبان و شعر و موسیقی است به استاد ٣٠ساله خودم دکتر رضا داوری‌اردکانی که «زمانه عسرت شاعران» را از او آموخته‌ام، تقدیم کنم و به راستی اگر کار متفاوتی در آثارم نبود، چرا پس از آن همه جوایز داخلی و خارجی، این فیلم را باید تقدیم می‌کردم؟ نامه را به محضر دانا و عارف شما زمانی نوشتم که جشن سینما روزهای پایانی را می‌گذراند، تا من طلب و استدعایی از شما نداشته باشم.سینمای ایران را سه دسته برده‌اند: ابتذال‌گرایان، مجیزگویان و وابستگان آن سوی آب. پولشان شسته و ناشسته برجاست و آبشخورشان فیاض و سرریز. سینمای مستقل، ‌هنرجو و اندیشمند، مهجور و متروک، خودی‌های دلسوزی که از روی سادگی، زبانی نیز به انتقاد و خرده‌گیری گشوده‌اند! کارگزاران شما با نحوه داوری و گزینش جشن سینما که قرین با دهه انقلاب است، متأسفانه تعریفی تازه‌ نیز از دهه فجر به دست داده‌اند و این هزینه گزافی بود که بر شما و سایر اصحاب انقلاب تحمیل کردند… . برایتان سلامتی، توفیق خدمت به مردم و آرمان و سعادت دنیا و آخرت آرزو می‌کنم. از تصدیع اوقات عذرخواهم. ]]> فرهنگی Sat, 11 Feb 2017 14:08:42 GMT http://yalasarat.com/vdch6inzz23nxmd.tft2.html