سايت خبری انصار حزب الله (يالثارات) - پربيننده ترين عناوين اخبار انصار :: rss_full_edition http://yalasarat.com/vsnhtmynd31g2.ft2.html Fri, 17 Feb 2017 09:57:20 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://yalasarat.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سايت خبری انصار حزب الله (يالثارات) http://yalasarat.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سايت خبری انصار حزب الله (يالثارات) آزاد است. Fri, 17 Feb 2017 09:57:20 GMT اخبار انصار 60 هفته نامه يالثارات شماره617 http://yalasarat.com/vdcf.tdmiw6d0jgiaw.html ]]> اخبار انصار Wed, 13 Apr 2011 12:02:14 GMT http://yalasarat.com/vdcf.tdmiw6d0jgiaw.html سينماي ايران رو به ابتذال است/جوانان حزب‌الله وضعیت کنونی را تغییردهند http://yalasarat.com/vdcb5zba.rhbaspiuur.html پایگاه خبری انصارحزب الله: سعید مستغاثی، منتقد سینما و تلویزیون در جلسه هفتگی انصار حزب الله، درباره حال و روز این روزهای سینما به سخنرانی پرداخت که متن کامل آن تقدیم می شود: اقدام قابل تحسين انصار امروز فضاي فرهنگي کشور ما فضاي مطلوبي نيست و اين خود دليلي بر اقدام قابل تحسين اخير انصارحزب‌الله در مقابل فيلم جيراني است. گروهي مثل انصار بايد بر اين حرکات خويش ايمان داشته باشند و تا حدي که مورد رضايت خداوند و مقام عظماي ولايت هم باشد که ان‌شاءالله هست. اين که چنين فيلم‌هايي مي‌تواند اکران شود يا خير، بايد در مورد آن بحث شود؛ چرا که مخالفان حرکت‌هاي اخير انصار معتقدند اين کار غيرقانوني است. ما آيين‌نامه سينماها و موسسات نمايشي در وزارت ارشاد را داريم که به طور خيلي واضح تاکيد کرده که فيلم‌ها و يا قسمت‌هايي از يک فيلم که مخل مباني اسلام و ارزشهاي اسلامي و مقدسات باشد، قابل حذف و پيگيري است. آيين‌نامه‌هايي که جدّي گرفته نمي‌شوند جالب است که اين آيين‌نامه مربوط به امروز هم نيست بلکه در زمان رژيم طاغوت که يک رژيم ضد اسلامي بود و در صدد اسلام‌زدايي از جامعه برآمده بود، مربوط به آن زمان است. البته اينکه عمل مي‌شده يا خير بحث ديگري است و خيلي جالب است که آيين نامه مربوط به خرداد۱۳۲۹ است يعني حدود ۶۰ سال پيش است که در ماده ۵۵ آن آمده است: کميسيون نمايش با رعايت موارد پانزده‌گانه زير از کليه فيلمهاي صاحبان سينما و سنديکا و تلويزيون بازديد نموده و از نمايش فيلم يا قسمتهايي از فيلم که منطبق با موارد زير باشد جلوگيري خواهد کرد:۱- مخالف با مباني ديني و تبليغ عليه اسلام و مذهب اثني عشري است. ماده ۱۱ آن مي‌گويد: «صحنه‌هايي از فيلم که در آن روابط نامشروع زنان شوهردار و يا فريب و اغفال دختران نمايش داده شود، قابل نمايش نيست.» در سوم مرداد ۱۳۴۵ آيين‌نامه‌اي به تصويب رسيده که در آن آمده نمايش قسمتي از فيلم که متضمن نکات مشروحه در ذيل باشد در سراسر کشور ممنوع است: «۱- اهانت به توحيد و پروردگار و اديان و کتب آسماني و پيامبران و مقدسات۲- اهانت به دين مبين اسلام و کيش شيعه اثني عشري و مقدسان و مقدسات آن.» جالب است که در ماده ۱۲ آن آمده است:«‌تشويق اعمال رذيله و غيرانساني از قبيل خيانت، جنايت، جاسوسي، زنا، همجنس‌ دوستي، دزدي، ارتشاء، تجاوز به حقوق غير يا نتايجي از آن عايد شود که به طور حتمي دال بر برائت و موجّه ساختن ارتکاب اعمال ناشايست و غيرانساني باشد.» ماده ۶ آن مي‌گويد: «هر نوع فيلم که در آن قاتل و جاني و سارق در نتيجه قتل بدون مجازات مانده باشد. فيلم‌هايي که مخالف با آداب و رسوم و سنن ملي کشور باشد.» در ماده ديگر آمده است: «فيلم‌هايي که موجب فساد اخلاقي جامعه يا برخلاف عفت عمومي جامعه باشد.» اينها مرّقانون در آن زمان بوده است و بالطبع الان خيلي قاطع‌تر از آن موقع وجود دارد. يعني وجود يک صحنه يا ماجرايي که خلاف محکمات قرآني و اسلامي باشد، خلاف است. قصاص يکي از محکمات قرآني است و ما در طول انقلاب هم با آن برخورد داشته‌ايم. از جمله حضرت امام خميني(ره) دو بار در زمان سخنراني‌شان آيه استرجاع را خواندند؛ يک بار براي تصويب کاپيتولاسيون در سال ۱۳۴۳ و يک بار براي اهانتي که جبهه ملي به حکم قصاص کرده بودند که در سال ۱۳۶۰ بود و در آن جبهه ملي را مهدورالدم خواندند. تعرض غير مستقيم به حکم قرآني قصاص متاسفانه نه فيلم اخير بلکه تعداد فيلم‌هاي متعددي به همين قضيه پرداخته‌اند يعني به کرّات مي‌بينيم که در فيلم‌ها و حتي برخي سريالها مقوله قصاص مطرح مي‌شود و آن چيزي که صراحت قرآن است يعني «لکم في‌القصاص حياه» وجود ندارد.بنده مراجعه‌اي به تفسير الميزان علامه طباطبايي(ره) راجع به تفسير اين آيه «کتب عليکم القصاص...و لکم في‌القصاص حياه» داشتم علامه آيه را چنين تفسير مي‌کند که اگر قصاص صورت گيرد خيلي بهتر از بخشش خواهد بود. نه تنها در اين فيلم بلکه در فيلم «انتهاي خيابان هشتم» که اخيرا نمايش داده شده است، دقيقا ضد قصاص بود و از هيچ کسي هم صدايي به مخالفت درنيامد. داستان فيلم «انتهاي خيابان هشتم» اين‌چنين بود که شخصي محکوم به قصاص مي‌شود و در نتيجه آن يک خانواده ازهم مي‌پاشد؛ آن هم به جهت اين که مي‌خواهند ديه آن را پرداخت کنند. دختر خانواده به فحشا کشيده مي‌شود و پسر خانواده دچار معضل مي‌شود و يک وضعيت بسيار ناهنجاري به وجود مي‌آيد. يا فيلم «سوت پايان» خانم نيکي کريمي که نه فقط مقوله قصاص که بسياري از ارزشهاي اسلامي را زير سوال مي‌برد. توليد چنين فيلم‌هايي در سينماي ايران محصول يک جرياني است که حساب شده عمل مي‌کند. به طور کلي بايد گفت همانطور که امام جمعه کاشان آيت‌الله نمازي فرموده بودند، سينماي ايران رو به ابتذال است و در اين زمينه مي‌توان يک‌يک فيلم‌ها را تحليل کرد. دقيقا همين چيزهايي است که در سينماي امروز وجود دارد و مخالف قانون‌هايي است که حتي ۵۰-۶۰ سال پيش در رژيم طاغوت وضع شده بود، چه برسد به امروز که اسلامي است(!) اين جريان نه تنها يک جريان در سينما بلکه در کل فرهنگ ماست. چون فضا دست يک گروه شبه روشنفکر است؛ به قول حضرت آقا، روشنفکري بيمار. به نظر من اين چيز عجيبي نيست. گروهي شبه‌روشنفکر وجود دارند که رسانه‌هاي گوناگون را در اختيار دارند و ذهن و فکرشان همين است. اصلا اين‌گونه نيست که تعمدي هم در کار باشد بلکه فضاي فکري اينها چنين است. شما فيلم‌هاي قبلي آقاي جيراني را که ملاحظه کنيد از همين دست مقولات در آن به چشم مي‌خورد. از قبيل آب و آتش، شام آخر، سالاد فصل و... البته اين تفکر مختص آقاي جيراني هم نيست وفقط در فيلم اخير «من مادر هستم» خيلي نمايان است. البته نبايد از اين نکته هم غافل شويم که اکثر اين فيلم‌ها علاوه بر اين اشکالات داراي نقدهاي سينمايي بسياري هستند؛ از روايت تا ساختار و شخصيت‌پردازي. يعني اگر بخواهيم مثلا يک نمره فيلميک به فيلم من مادر هستم بدهيم يک چيزي حدود ۲ يا ۳ مي‌گيرد. ضرورت ورود متدينين به حوزه فيلمنامه‌نويسي و فيلمسازي اينها که به ما مي‌گويند شما از سينما چيزي نمي‌فهميد و فقط ما مي‌فهميم(!) بايد گفت اصلا چنين چيزي نيست و با ادله و برهان ثابت مي‌کنيم. پس ما نبايد هراس داشته باشيم از اينکه به ما بگويند سينما بلد نيستيد. بايد به آنان گفت خودتان سينما بلد نيستيد. الان وقت آن رسيده که بچه‌هاي حزب‌اللهي وارد ميدان شده و گروه فيلمسازي تشکيل دهند و اين اصلا چيز وحشتناکي نيست. اين آدمهايي که الان در ورطه سينما هستند که از ازل سينماگر نبوده‌اند و خيلي از اينها الان هم نيستند. يکي خبرنگار صفحه حوادث فلان روزنامه بوده و ديگري ژورناليست و ديگري گزارشگر دادگاه‌هاي طلاق بوده است و ليکن اينها آمده‌اند و از يک فضاي خلاء استفاده‌ کرده‌اند که فيلمسازان قبلي نمي‌توانستند استفاده کنند و لذا دوربين برداشته‌اند و به قول خودشان سياه مشق کرده‌اند و هنوز هم ادامه مي‌‌دهند.اثر درخشان «آخرين روزهاي زمستان» الان ۹۰ درصد فيلم‌هاي سينمايي امروز ايران در هيچ استانداردي نمي‌گنجد. اخيرا سريال مستند «آخرين روزهاي زمستان» درباره شهيد حسن باقري پخش شد؛ آدمي که اصلا در دوران دبيرستان درس نمي‌خواند و مي‌گفتند زياد هوش بالايي نداشته است و از دانشگاه هم فراري بوده است ولي در زمان جنگ به يک دفعه واحد اطلاعات - عمليات سپاه را چنان تشکيل مي‌دهد و کاري مي‌کند کارستان که هنوز برخي از عملکردهايش در دانشگاه‌هاي استراتژيک جنگ دنيا تدريس مي‌شود. به نظر من اين چيزي جز خودباوري نبوده است و خداوند هم هدايت کرده است. جريان سينمايي در کشور ما امروز اين بهانه را دارند که آقا شما فقط مي‌گوييد اين فيلم‌ها نباشد. در صورتي که ما نبايد چنين باشيم بلکه بايد قصه و فيلمنامه بنويسيم. گروهي که سريال حسن باقري را ساختند يک گروه تازه‌کار و جديد هستند ولي کار درخشاني کردند که به نظر من به لحاظ سينمايي يکي از درخشان‌ترين کارهاي مستند نمايشي در طول ۳۰ سال گذشته است. جشنواره فيلم عمار چند وقت ديگر جشنواره فيلم عمار برگزار مي‌شود که توصيه مي‌کنم برادران بروند و ببينند که این همه مخلص‌ و تازه‌کار چه فيلم‌هايي را ارائه داده‌اند. البته ممکن است مانع زياد باشد ولي شما از همين موسسه مي‌توانيد کار را شروع کنيد بدين صورت که مستندهاي کوتاه را در سي‌دي، فضاي اينترنت، بلوتوث راه‌اندازي کنيد. و اين جماعت سينمايي شبه روشنفکر را کنار بزنيد.نگاهي گذرا به برخي فيلم‌هاي جشنواره سی‌ام بنده براي روشن شدن مطلب نگاهي گذرا به فيلم‌هاي جشنواره سي‌ام مي‌اندازم. ۱- فيلم «تلفن همراه رئيس جمهور» که فکر مي‌کنم هنوز اکران نشده است. داستان اين فيلم از اين قرار است که تلفن همراه رئيس جمهور به دست راننده‌اي مي‌افتد و او مخاطب همه کساني که به رئيس جمهور تلفن مي‌زنند، قرار مي‌گيرد. و متوجه مي‌شود که مردم چه مشکلاتي دارند و انگار رئيس جمهور در يک برج عاج نشسته است. در پايان اين شخص ديوانه مي‌شود و حتي در طول فيلم به دختري کمک مي‌کند که در زندان است و به نظر مي‌آيد از اهالي فتنه بوده است. اين آقا چون با وانت رانندگي مي‌کرده، وانت خود را مي‌فروشد و به دختر مريض صدقه مي‌دهد ولي در آخر آنجايي که احتياج دارد، هيچ کس به او کمکي نمي‌کند.اينجا به طور کاملا ظريفي يکي از مباني ديني و عرفي تضعيف مي‌شود. يعني اين که مي‌گويند «تو نيکي مي‌کن و در دجله انداز» يک چيز بي‌معنايي است و اين که خداوند مي‌فرمايد صدقه بدهيد چرا که فرض است که خداوند در جايي خودش جبران مي‌کند، همه در اين فيلم زير سوال رفته است. نويسنده اين فيلم علي عطشاني است که سه فيلم ديگر هم دارد؛ يکي به نام «پوست موز» است و راجع به آدمهايي است که به آن دنيا مي‌روند. آن دنيا را به تصوير مي‌کشد. شخصيتي را نشان مي‌دهد که دلال عزرائيل است و کلا اين فيلم آن دنيا را به مضحکه کشيده است. جالب است که ما فيلمي در تاريخ سينماي ايران به نام «شب‌نشيني در جهنم» داريم که مربوط به سال ۱۳۳۶ است و آن را يک بهايي به نام مهدي ميثاقي ساخته است. در اين فيلم يک حاجي بازاري است که در خواب مي‌بيند که به خاطر بدي‌هايي که کرده به جهنم مي‌رود و دوباره برمي‌گردد و بدي‌ها خود را جبران مي‌کند و بعد دوباره مي‌ميرد و به بهشت مي‌رود. اين داستان يک خواب است که آن زمان مورد اعتراض واقع شد. ولي در فيلم «پوست موز» و فيلم بعدي ايشان به نام «دموکراسي تو روز روشن» کسي خواب نمي‌بيند. بلکه دنياي آخرت به طور خيلي رئال به سخره گرفته مي‌شود(!) من نمي‌دانم آنهايي که مي‌گفتند فيلم شب‌نشيني در جهنم يک فيلم کفر‌آميزي بوده است راجع به اين فيلم‌ها چه نظر دارند. اين که به همين راحتي معاد و قيامت زير سوال برده مي‌شود و هيچ کس هم دم برنمي‌آورد(!) آيا اين مخل به مباني اسلام نيست؟ فيلم ديگر جشنواره سي‌ام به نام «يک سطر واقعيت» اثر علي وزيريان است که ظاهرا از فيلمسازان متعهد بوده است اما در اين فيلم يک زوج روزنامه‌نگار را نشان مي‌دهد که مي‌خواهند به خارج از کشوربروند. بعد يک سازمان از خارج از کشور با آنها تماس مي‌گيرد تا آنها يک‌سري از وبلاگ‌نويس‌ها را در روزنامه‌هايشان معرفي کنند تا آن سازمان پول بدهد که بتوانند به خارج از کشور بروند. در نگاه اول به نظر مي‌رسد تهيه کننده قصد دارد راجع به کودتاي مخملي و بنياد سوروس و غيره صحبت کند. ولي وقتي اينها به خارج از کشور مي‌روند متوجه مي‌شوند که در اين مدت سر کار بوده‌اند، يعني به بيان ديگر، تماشاگر سر کار بوده است. يعني درواقع با زبان بي‌زباني مي‌گويند اين داستانهاي کودتاي مخملي و غيره توهمي بيش نيست. فيلم ديگر «پنج‌شنبه آخر ماه» است که داستان گروهي از جوانان است که پدر و مادرشان آدمهاي مذهبي هستند. يکي از خانواده‌ها به حج يا مشهد مي‌روند و خانه که خالي مي‌شود اينها در آن خانه جشن برپا مي‌کنند و دختر و پسر باهم هستند. بعد يک روحاني زنگ در را مي‌زند و اينها در يک اتاقي مخفي مي‌شوند و روحاني يک‌سري ‌سي‌دي براي اينها آورده که پسر خانواده تکثير کند. يک‌سري سي‌دي‌ها راجع به توبه است و يک‌سري راجع به ازدواج است. بعد مي‌گويد اين سي‌دي‌هاي توبه مربوط به زنان و مردان پير است و سي‌دي‌هاي ازدواج مربوط به جوانان است. حواست باشد که اشتباهي تکثير نکني. اين فيلم مي‌خواهد بگويد اصولا توبه خاص پيرمردان و پيرزنان است و اصلا مربوط به جوانان نمي‌شود و تا وقتي که پيرمرد و پيرزن نشديد هر کاري که خواستيد مي‌توانيد انجام دهيد. جوانان اين فيلم يا آدمهاي بي‌بند و بار هستند و يا آدمهاي خشک مغز و خبري از جوانان انقلابي، عالم و دانشمندي که امروز اين افتخارات علمي را براي کشور دارند، در سينماي ما نيست. فيلم ديگري به نام «ميگرن» با سه اپيزود است که سه خانواده را نقد مي‌کند؛ يک خانواده مذهبي، يک خانواده نيمه‌مذهبي و خانواده غير مذهبي. خانواده‌هاي مذهبي دائم درگير هستند. يکي از آنها به خارج از کشور مي‌رود و همسرش را در خانه حبس کرده است و او حتي نمي‌تواند با کامپيوتر کار کند که آن زن غيرمذهبي مي‌آيد و به او ياد مي‌دهد. در اپيزود سوم که حالتي فمینيستي دارد و زن زندگي را خودش اداره مي‌کند، مقداري معقول است و باز او هم از اجتماع گريزان است؛ چرا که در اجتماع درگيري و قتل است. و اجتماع يک اجتماع بحران زده قلمداد مي‌شود به گونه‌اي که همه درگير هستند. فيلم ديگري به نام «خرس» است که متاسفانه برخي از افرادي که انتظار ديگري از آنها داريم در اين فيلم شريک هستند. اين فيلم راجع به يک رزمنده‌اي است که مفقودالاثر است و به يک دفعه برمي‌گردد و متوجه مي‌شود که همسرش با کس ديگري ازدواج کرده است چرا که تصور شده بود او شهيد شده است. او هنوز همسرش را دوست دارد و سعي مي‌کند او را به سمت خودش جذب کند؛ اين يک اشکال شرعي. دوم اينکه مردي که آنجا همسر آن زن است خيلي خشن است و چون مي‌خواهد خانواده‌اش را حفظ کند با اين رزمنده درگير مي‌شود و خلاصه در جريان درگيري، مرد زن و بچه خودش را مي‌کشد و آن رزمنده هم همين‌طور علاف مي‌ماند. در اينجا نه رزمنده مقصر جلوه داده مي‌شود ونه آن مرد چون مي‌خواسته خانواده‌اش را حفظ کند و لذا جنگ و دفاع مقدس مقصر جلوه داده مي‌شود که باعث شده خانواده‌هايي ازهم بپاشند. اين يک فيلم به تمام معنا ضد دفاع مقدس است. ديگر بايد به چه زباني گفته شود؟ کجاي دنيا يک فيلم ضد دفاع ساخته شده است؟ باور کنيد نه در آمريکا و نه در اروپا چنين فيلمي ساخته نشده است. البته فيلم ضد جنگ داريم که فيلم‌هاي خوبي هم هست؛ اما فيلم ضد دفاع نداريم يعني هيچ جايي ديده نشده که کسي بگويد دفاع چيز خوبي نيست. به قول آيت‌الله مصباح يزدي حفظه‌الله، دفاع را هر حيواني دارد. يعني کسي که دفاع نکند از حيوان هم پست‌تر است. حالا رزمندگان ما که به خاطر حفظ دين رفتند، آيا رواست که چنين قضاوتي در مورد آنها شود؟! متاسفانه امروز همه‌جا تبليغ مي‌شود که رزمندگان به خاطر دفاع از خاک رفتند! اين همه وصيتنامه از شهدا موجود است؛ بروند، بخوانند. فيلم ديگري به نام «پذيرايي ساده» است که مربوط به ماني حقيقي است. داستان راجع به دو نفر است که اينها يک نذري را در کوهستانهاي کردستان مي‌دهند. از خارج کسي نذرکرده که پول هنگفتي را ميان آدمها تقسيم کنند. دراين نذر آدمهاي زيادي تحقير مي‌شوند؛ به طوري که در يک صحنه يک شخص بچه مرده‌اش را از گور بيرون مي‌آورد تا پول بگيرد. در اين فيلم يک ايراني باشرافت پيدا نمي‌شود. اين در حالي است که مي‌گويند فيلم «آرگون» هاليوود يک فيلم ضد ايراني است. اين فيلم که صد برابر ضد ايراني‌تر است(!) ضمن اين که نقد سينمايي اين فيلم‌ها به قوت خود باقي است. نقد فتنه ۸۸، تنها با يک فيلم! نکته قابل تامل ديگر اين که عليرغم اين که بيش از دو سال از فتنه ۸۸ مي‌گذرد، فقط تنها و تنها يک فيلم راجع به اين موضوع ساخته مي‌شود و آن هم «قلاده‌هاي طلا» بود! اين در حالي است که در آمريکا که حادثه ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد بعد از آن راجع به اين قضيه فيلم‌هاي زيادي ساخته شد و در جريان اصلي سينماي آمريکا هيچ وقت زير سوال برده نشد. هيچ جاي دنيا معمول نيست که آنهايي که از پول ملت ارتزاق مي‌کنند، ضد کشور خودشان فيلم بسازند؛ چرا که براي خود، مسئله ملي را يک خط قرمز مي‌دانند.من نمي‌دانم مسئله دفاع مقدس براي ما يک مسئله ملي است يا نه. متاسفانه چنان زير علامت سوال رفته که گويي همه چيز به‌هم ريخته است. البته مستندهاي مستقلي عليه ۱۱ سپتامبرساخته شد ولي هيچ زماني اکران نشد. يعني در کشورهاي غربي و آمريکا هيچ کمپاني به خود جرئت نمي‌دهد که ضد ۱۱ سپتامبر فيلم بسازد؛ چون آن را براي خود يک مسئله ملي مي‌داند. فيلم ديگر جشنواره سي‌ام فيلم «چک» است. فيلم داستان يک آقايي است که به نمازجمعه مي‌رود و يک شخص ديگر که عرق‌خور است. اينها باهم قاطي هستند. با همديگر به نمازجمعه مي‌روند و بعد باهم مي‌روند عرق مي‌خورند، تفريح مي‌روند و مي‌رقصند. داستان اين نتيجه را به دست مي‌دهد که همه بايد باهم باشيم و بعد جامعه را هم به عنوان يک جامعه شنگول به تصوير مي‌کشد. همين‌طور فيلم «پل چوبي» که مربوط به خيانت يک خانواده و عشق‌هاي ضربدري و قضيه فتنه است. فيلم «من همسرش هستم» باز ماجراي خيانت است. فيلم «خوابم مياد»، فيلمي کمدي و اومانيستي و تلخ است. جالب است که ما تا به حال فيلمي نداشته‌ايم که آخر آن با تلخي به پايان برسد. در اين فيلم و فيلم خرس آخرش با قتل تمام مي‌شود و جالب‌تر اين که در آيين‌نامه سينمايي داريم که موضوع فيلم که در آن جاني و سارق بدون مجازات باشند، نبايد نمايش داده شوند، تازه اين آيين‌نامه مربوط به زمان طاغوت هم هست. همين‌طور «نارنجي‌پوش» آقاي مهرجويي که خيلي هم مورد استقبال سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران قرار گرفت! و روي آن مانور زيادي داده شد که ضد فيلم «جدايي نادر از سيمين» است، همين‌طور در مورد عدم مهاجرت است. در اين فيلم يک خانواده را نشان مي‌دهد که مرد مي‌خواهد بماند و زن مي‌خواهد به خارج برود. زن دکتر و نابغه رياضي است و به سوئد مي‌رود و مرد مي‌ماند و سوپور مي‌شود. بعد يک ديالوگي دارد که قابل توجه است؛ زن به شوهرش مي‌گويد: چرا تو به خارج نمي‌آيي؟ مرد مي‌گويد: آنجا آشغال ندارد. بعد زن هم در کشور مي‌ماند و سپور مي‌شود. غير از اين است که فيلم براساس ترويج عرفانهاي نوپديد وانحرافي است؟! برخي کارگردانها بيشتر مقصرنديا آن که به اينها ميدان مي‌دهد؟ بر آقاي مهرجويي و جيراني وغيره حرجي نيست که چنين فيلم‌هايي بسازند؛ چرا که اين‌گونه فکر مي‌کنند و بر مبناي اين فکر فيلم مي‌سازند. آن که به اينها ميدان مي‌دهدتا با پول ملت فيلم بسازد و بيايد در يک جشنواره‌اي که منتسب به انقلاب و دهه فجر است، جايزه بگيرد مقصر است. فيلم «در انتظار معجزه» مربوط به آقاي صدرعاملي سومين اپيزود از سه اپيزودي است که براي آستان قدس تهيه کرد. «در انتظار معجزه» مربوط به ماجرايي است که در حرم مطهر امام‌رضا(ع) اتفاق مي‌افتد. چند نفر هستند که درمانده‌اند و به سوي حرم امام‌رضا(ع) حرکت کرده‌اند تا آنجا شفا بگيرند. يکي از آنها که پيرزني است که از خارج کشور آمده و در بين راه مي‌ميرد. دومي که فرزند فلجي دارد به حرم که مي‌رود از هر طرف که مي‌خواهد برود دربها بسته مي شود و هر چه تلاش مي‌کند موفق نمي‌شود. آخر برمي‌گردند و در بين راه تصادف مي‌کنند و در تصادف به بچه شوک وارد مي‌شود و بچه سالم مي‌شود. نمي‌دانم اين ضد ارزشهاي اسلامي هست يا خير؟ متاسفانه هزينه اين سه فيلم را آستان قدس رضوي پرداخته است. فيلم ديگر به نام «تهران ۱۵۰۰» اولين فيلم بلند انيميشن است که ماجراي نيروي انتظامي است که به همه گير مي‌دهد. من نمي‌دانم چه کساني در موسسه ناجي هنر نشسته‌اند و اين فيلم‌ها را بررسي مي‌کنند؟! چرا که تا فيلمنامه بررسي نشود، امکانات و نيرو و اجازه استفاده از امکانات نيروي انتظامي داده نمي‌شود. بها ندادن به فيلم‌هاي شانه تخم‌مرغي! يک‌سري فيلم‌هاي ديگر هم هست که به فيلم‌هاي «شانه تخم‌مرغي» مشهور است؛ از اين فيلم‌هايي که در بقالي‌ها به فروش مي‌رسد. جالب است که تا به حال هيچ وقت جشنواره فجر به اين فيلم‌ها بهايي نمي‌داد ولي در جشنواره سي‌ام اين فيلم هاي شانه تخم مرغي هم بوده است(!) جالب است در زمان طاغوت تلويزيون فيلمفارسي نشان نمي‌داد و فقط در موارد خيلي معدودي آن هم در بعضي از اعياد فيلم‌هايي را نشان مي‌دادند.روند قهقرايي سينمايي ايران! ولي متاسفانه کل سينماي ايران مسيرش عوض شده است و روندي قهقرايي سير مي‌کند و فضاي مسمومي شده است.نبايد فکر کنيم جشنواره امسال هم گلستان است، اين‌طور نيست و البته کاري هم نمي‌توان کرد؛ چرا که اين فضا محصول ۲۰۰ سال گذشته است. قشر شبه‌روشنفکري بر سينماي ما مسلط است. مثلا شما نمي‌توانيد که به آقاي مهرجويي بگوييد تو بيا حتما يک فيلم راجع به شهيد رجايي بساز. چرا که او اصلا در قد و قواره اين حرفها نيست. همچنين نمي‌توان از آقاي بيضايي توقع داشت که فيلمي راجع به دفاع مقدس بسازد. چرا که اساس شبه روشنفکري از مبناي ضد ديني برخاسته است و اينها هنوز خود را وامدار ميرزاملکم‌خان‌ها و تقي‌زاده‌ها مي‌دانند و علني در مجله «مهرنامه» و «آسمان» از آنها تقدير مي‌کنند. وقتي کسي چنين تفکراتي دارد از او چه انتظاري مي‌رود؟ بعد در دانشگاه‌هاي ما هم چنين تفکراتي را به دانشجويان آموزش مي‌دهند. ورود به ميدان هنر، راه‌حل اصلي و اساسي سينماي ما به مثال تيم فوتبالي است که تمام بازيکن‌هاي آن فاتحه‌شان خوانده شده است و اميدي به آن نمي‌توان داشت. اين که بگوييم حالا ممکن است جايي جرقه‌اي هم زده شود و شانسي يک توپ هم به گل وارد شود. اما آبي از اين تيم فوتبال گرم نمي‌شود. بنابراين بايد آستين‌ها را بالا زد و وارد ميدان شد؛ اين تنها راه حل است. واقعا بايد نيروهاي ارزشي وارد صحنه شوند؛ چرا که تجمع و پايين کشيدن فيلم راه حل نمي‌باشد. آنها هم مي‌گويند شما کاري بلد نيستيد. اگر حرفي تو بهتر مي‌زني بستان بزن.آقاي رئيس جمهور مي‌گويد فيلمنامه بياوريد، من نديده از آن حمايت مي‌کنم. البته آنها به ما اين‌گونه القا کرده‌اند که جاذبه با سکس و خشونت ايجاد مي‌‌شود. اصلا اين‌گونه نيست به ما اين‌طور القا کرده‌اند. اسلام چنان جاذبيتي دارد که همه فرهنگ‌ها را در خودش حل کرده است. خان مغول به ايران حمله مي‌کند و در ايران مسلمان مي‌شود و گنبد سلطانيه و مسجد گوهرشاد درست مي‌کند. اين اثر جذابيت فرهنگ اسلامي است. اين جاذبه به حدي است که چنان در غرب پيشرفت مي‌کند که آنها را به وحشت انداخته است. آنها مي‌گويند تا ۲۰سال آينده اسلام مذهب اول اروپا مي‌شود. همين امروز تعداد مسلمانان از کاتوليک‌ها در دنيا بيشتر شده است. اين اعترافات خود غربي‌هاست که به صورت مکتوب وجود دارد. ما بايد ازجذابيت اسلام بهره‌برداري بيشتري کنيم. امام جمعه نجف مي‌گفت که تا قبل از اين که سريال‌هاي ايراني مثل «مختارنامه» و «يوسف پيامبر» به عراق بيايد، همه سريالهاي ترکيه‌اي و مصري را تماشا مي‌کردند و خانواده‌ها به شدت در خطر افتاده بودند ولي همين سريالهايي مثل «يوسف پيامبر» و «مختارنامه» با همه نقايصش باعث مي‌شود که خانواده‌ها سريالهاي ترکي و مصري را کنار بگذارند و اينها را نگاه کنند. ضرورت بيان فرهنگ ديني با زبان امروزين هنر اين ناشي از جذابيت دين است. منتها بايد فرهنگ دين را با زبان هنري تبليغ کرد. هنر اسلامي در طول قرون متمادي درخشان‌ترين آثار را از خود خلق کرده است. بايد با چارچوب اسلام وارد کارزار شده و همه اين مرزهاي ساختگي را به هم بريزيم. شهيد آويني وقتي وارد عرصه سينما شد براي خودش چارچوب طراحي کرد. نمونه امروزي آن هم سريال «شهيدحسن باقري» است که فيلم بسيار جذابي هم هست. بايد وارد شد و ثابت کرد که ما مي‌توانيم. متاسفانه سينماي ايران به دليل تحليل غلط مسئولين خود از همان ابتداي انقلاب، نتوانست هويت انقلاب اسلامي را به خود بگيرد و براساس القائات ۲۰۰ ساله غرب که جدايي دين از زندگي، فرهنگ، هنر و علم را تبليغ مي‌کند متاسفانه اين تفکر ارتجاعي در ذهن برخي مسئولين ما باقي ماند که هنر و دين ارتباطي به يکديگر ندارند، لذا هويت و ريشه‌هاي اصلي ما و ايدئولوژي اسلامي را از سينما کنار گذاشتند و سينماي ما بيانگر تفکرات غربي شد، در نتيجه از گفتمان انقلاب اسلامي دور شد و خشت کجي بالا رفت که متاسفانه روز به روز کج‌تر مي‌شود. بايد با دست پر به اين ميدان آمد تا بسياري از افرادي که در عرصه سينما، کمتر معتقد به ارزش‌ها و باورهاي اسلامي هستند و حتي تخصص آنچناني هم ندارند کنار بروند. لذا با کمي خودباوري، حزب‌اللهي‌ها مي‌توانند فيلم‌هاي خوبي بسازند و در اين عرصه حضور داشته باشند. جوانان حزب‌الله در جشنواره عمار کارهاي خوبي را ساختند و مانند دوران جنگ نشان دادند که مي‌توانند در هر عرصه‌اي موفق باشند؛ مگر امثال شهيد حسن باقري به عنوان يک نابغه، دانشکده جنگ‌هاي استراتژيک ديده بودند؟ اما کارهايي کردند که در دانشکده‌هاي بزرگ جهان نيز تدريس نمي‌شد. بنابراين امروز بايد به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامي در عرصه‌هاي مختلف حضور داشت و کارهاي بزرگي انجام داد. جوانان حزب‌الله اندک نيستند و نبايد ظرفيت خود را در سينما به وضع موجود کنوني، محدود کنيم. بايد آب راکد را با يک آب تازه عوض کرد؛ با انگيزه‌هاي جديد، فضا را تغيير داد و در‌جا نزد. ]]> اخبار انصار Tue, 04 Dec 2012 09:26:18 GMT http://yalasarat.com/vdcb5zba.rhbaspiuur.html تقویت مقاومت فرهنگی لازمه مقابله با تهاجم فرهنگی است http://yalasarat.com/vdcezw8z.jh8z7i9bbj.html حجت الاسلام و المسلمین علیرضاپناهیان در جلسه هفتگي انصارحزب‌الله با موضوع از فرهنگ مقاومت تا مقاومت فرهنگی به سخنرانی پرداخت که متن کامل آن در پی می آید.فرهنگ مقاومت لازمه جهاد، ايثار و شهادت ايثار يعني از خودگذشتگي براي خدمت به ديگران و اين بالاتر از انفاق است؛ چرا که نوعي گذشت است که انسان براي منافع نسبتاً ضروري خويش داشته باشد و نه پول يا منافع اضافي که مي‌خواهد آن را صدقه دهد يا انفاق کند. البته گاهي اوقات انفاق، ايثار است آنجايي که مي‌فرمايد:« ... حتي تنفقوا مما تحبّون». ولي زندگي بدون ايثار معني ندارد و اين ايثار است که فرهنگ مقاومت را شکل مي‌دهد. هر کدام از عناصر کليدي فرهنگ مقاومت اگر حذف شود از ضرورت فرهنگ مقاومت کاسته مي‌شود؛ کما اينکه بعضي از جريانات روشنفکري يا غربگرا، اصلاً با مفهومي مثل فرهنگ مقاومت و جهاد و ايثار و شهادت رابطه خوبي ندارند و معتقدند زندگي را بايد به گونه‌اي تعريف کرد که بدون اينها قابل پيشرفت باشد. عناصر غربزده يا لايه‌هاي رفاه‌طلب و لذت‌جوي جامعه يا آدم‌هاي دين‌گريز و دنياطلب علاقه دارند که زندگي را بدون فرهنگ مقاومت تعريف کنند. البته اين تيپ آدم‌ها ممکن است با اين واژه‌ها مستقيماً مبارزه نکنند ولي دوست دارند بدون اينها زندگي کنند. مثلاً اگر روزنامه‌اي را منتشر مي‌کنند، ‌مي‌خواهند خالي از دشمن ستيزي و بدون توجه به مفهوم و مصداق دشمن باشد. دشمن‌شناسي جزء لاينفک زندگي انسان‌هاي مؤمن آيا اساساً زندگي را بايد به گونه‌اي تعريف کرد که فرهنگ مقاومت در آن جايي نداشته باشد؟ و آيا مي‌‌شود بدون فرهنگ مقاومت و عناصر کليدي آن زندگي را تعريف کرد؟ آيا خداوند هستي و حيات انسان را به گونه‌اي تعريف کرده است که دشمن در آن وجود نداشته باشد؟ چنين نيست؛ چرا که خداوند متعال در قرآن قبل از هر نزاع اجتماعي، شيطان را به عنوان دشمن معرفي مي‌کند و او را همراه انسان آفريده است. لذا عنصر دشمن را در زندگي نمي‌توان حذف کرد. قرآن کريم بعد از شيطان و شماري دشمنان ديگر براي انسان، منافقين را به عنوان اعدا عدو(دشمن‌ترین دشمن) مومنين معرفي مي‌کند؛ کساني که در بين مؤمنين زندگي مي‌کنند. جهاد، عنصر کليدي حيات انسان‌ها عنصر جهاد عنصر کليدي حيات انسانهاست و خداوند نيز اين دستور را به ما داده است و لذا نمي‌توان آن را در زندگي حذف کرد؛ چرا که ظاهراً خداوند زندگاني بشر را به گونه‌اي قرار داده است که محتاج جهاد است و جامعه نيز هميشه محتاج يک گروه جهادگر بوده است و در زمان حضرت صاحب‌الامر نيز اين جهاد ادامه خواهد داشت، البته ممکن است مصاديق و نوع آن تفاوت داشته باشد. رفع مشکلات اقتصادي تنها با جهاد اينکه امسال را حضرت آقا سال جهاد اقتصادي ناميده‌اند به اين خاطر است که مطابق روال معمول مديريت و سياست‌گذاري و اجراي قوانين؛ نمي‌شود مشکلات اقتصادي کشور را برطرف کرد و بايد با جهاد اين مشکلات را مرتفع کرد. امسال دولتمردان و مجلس و همه عناصر مملکت بايد گزارش جهاد و نه فعاليت عادي بدهند و ان‌شاءالله اين جور گزارش‌هاي جهادگونه در پرونده مسئولين داراي آمار بالايي باشد. ايثار، مهمترين ويژگي برجسته امت پيامبر آخرالزمان اگر بنا باشد که ما با دشمن مبارزه کنيم و در اين راه تلاش مجدانه و مجاهدانه داشته باشيم، ولي در عين حال خيلي مواظب خودمان باشيم تا اينکه کلاهمان را باد نبرد، اين‌گونه نمي‌شود. چرا که بخش مهم فرهنگ مقاومت ايثار است و ايثار مهمترين ويژگي برجسته امت پيامبر آخرالزمان است. حضرت موسي(ع) از خداوند درخواست کرد تا به او مقام امت پيامبر آخرالزمان را نشان دهد. خداوند متعال فرمود: تو طاقت ديدن مقام آن امت را نداري. حضرت موسي(ع) عرضه داشت به همان مقداري که طاقتش را دارم به من نشان بده و خداوند نيز تا آنجا که موسي ظرفيت داشت به حضرت نشان داد و موسي را حالت غش و بي‌طاقتي دست داد. وقتي که سر حال آمد گفت که خدايا اين مقام بلند معنوي براي امت آخرين پيامبر در اثر چه ويژگي است؟ خداوند مي‌فرمايد: در اثر ايثار آنان است. مجاهدت رزمندگان اسلام در جبهه‌هاي هشت سال دفاع مقدس بيهوده نام ايثار را به خويش نگرفت و لذا يکي از کساني که نام ايثار را براي جبهه‌ها و دوران دفاع مقدس استفاده فرمودند، حضرت امام خميني بودند. ايشان در بيان کلمات دقت خاصي داشتند. مثلاً زماني شخصي گفته بود که شهدا جانشان را به خداوند ايثار مي‌کنند و لذا حضرت امام فرمودند نگوييد به خدا ايثار مي‌کنند چرا که شهيد صاحب جان خويش نيست و صاحب جان، خداوند است و امانت را به خدا پس مي‌دهد و ايثار بين ما وجود دارد. لزوم توجه جدي به سه عنصر کليدي فرهنگ مقاومت بايد به سه عنصر جهاد، ايثار و شهادت که عناصر اصلي فرهنگ مقاومت است توجه جدي شود؛ چرا که بدون اين سه عنصر نمي‌توان زندگي کرد، حتي يک زندگي خانوادگي هم بدون ايثار شکل نمي‌گيرد و اين بايد براي آحاد جامعه ما جا بيفتد تا دشمني‌هاي بيهوده راحت‌طلبان و لذت‌پرستان با فرهنگ مقاومت از بين برود و اين فرهنگ بيش از پيش حرمت پيدا کند؛ کما اينکه شهداي ما امروز حرمت دارند. لذا بايد مراقبت کرد شهدايي که نزد همه حرمت دارند، فرهنگشان هم حرمت پيدا کند. در چندين سال پيش چفيه در برخي از مطبوعات مورد تمسخر واقع ‌مي‌شد و لذا مقام معظم رهبري در آن موقع خيلي کار عجيبي انجام دادند - وليکن براي ما عادي شده است - و آن اين بود که آقا خودشان به ميدان آمدند و چفيه را به عنوان نماد مقاومت بر دوش انداختند. اين کار اهميت دارد؛ چرا که اولاً ايشان کسي نيستند که به امور فرعي کم‌اهميت توجه کنند، ثانياً تا قبل از اينکه ايشان چفيه را به عنوان نماد مقاومت استفاده کنند در جامعه توجه چنداني به نمادهاي مقاومت نمي‌شد. اين فعل حضرت آقا حاکي از اهميت فرهنگ مقاومت در نزد ايشان است. از طرف ديگر اين امر، نماد توجه و تعلق خاطر ايشان به به اروح نوراني شهدا و فرهنگ آنان است که با خانواده‌هاي شهدا ارتباط دارند و به طور مکرر در منزل شهدا حضور مي‌يابند. من بعيد مي‌دانم کسي از مسئولين مملکتي در پرونده خويش اين قدر حضور در بين خانواده شهدا داشته باشد. لزوم توجه به ساختار سازي و اصلاح و تکميل آنها اينکه اخيراً حضرت آقا فرمودند که ما بايد به دنبال ساختارسازي باشيم و مدام ساختارهاي خودمان را اصلاح و تکميل کنيم تا نظام ما پويا باشد، ان‌شاءالله مورد توجه قرار گيرد. از طرفي کارکرد ولايت اين نيست که فقط گره باز کنند. اين قدرت مطلقه‌اي که در دست ايشان است براي اين است که ساختاري طراحي کنند تا نظام در پيچ و خم قوانين وضع شده به دست بشر، گير نکند. اين نکته مهمي بود که ايشان در سخنراني اخيرشان ما را توجه دادند. حسن ولايت فقيه اين است که موانع را براي ساختن ساختارها برمي‌دارد و ما بايد در ساختارهاي نظام اسلامي، فرهنگ مقاومت را جويا شويم؛ چرا که بسياري از قوانين ما قوانيني است که به يک نظام و ساختاري که منطبق با فرهنگ مقاومت نيست، مربوط مي‌شود. مثلاً رزمنده در دوران جنگ وقتي به فرمانده‌اش مي‌گفت مرخصي مي‌خواهم، فرمانده به يک دفعه متوقف مي‌شد و نمي‌توانست نه بگويد. چون مي‌داند آن رزمنده بيهوده به دنبال مرخصي نيست؛ چرا که با التماس و گريه و زاري خود را به گردان مي‌رساند. لذا ما بايد ساختارهايمان را به گونه‌اي اصلاح کنيم که براساس فرهنگ مقاومت شکل گيرد. الان در کشور نظام آموزش و پرورش براساس فرهنگ مقاومت نيست، همين‌طور نظام آموزش عالي و برخي از عناصر آن مربوط به فرهنگ زندگي حداقلي است و اصلاً بچه‌ها را بد بار مي‌آورد. هر مدرسه سه، چهار تا از درس‌هايش را از نمره آزاد کند که بچه‌ها به خاطر شخصيت علمي خويش و عرق به ميهن و تکامل معنوي خويش در سر آن سه چهار کلاس حاضر شوند نه اينکه به خاطر نمره اين کار را انجام دهند. اين يک تقاضاي حداقلي است. دانشجويي که تمام همّ و غمّش اين باشد که واحدي را با نمره قبولي پاس کند، ديگر در جهاد علمي نقش نخواهد داشت. اين که ساختارها چگونه تغيير کند تا منجر به جهاد علمي شود، منوط به اين است که فرهنگ مقاومت را در ساختارهاي اجتماعي وارد کنيم و با آن فرهنگ زندگي کنيم. مقاومت فرهنگي در سايه حفظ فرهنگ مقاومت ما براي حفظ فرهنگ مقاومت به مقاومت فرهنگي نياز داريم و بايد درگير شويم؛ چرا که فرهنگ مهاجم به ما حمله کرده است و در صدد از بين بردن آن وجوه عالي امت اسلامي و مکارم اخلاق است و لذا بايد مقابل آن مقاومت کنيم. خدا رحمت کند ابوي بنده را خيلي اهل مقاومت فرهنگي بود. در فاميل و بستگان ما جشن تولد گرفتن به شيوه غربي‌ها را حرام کرده بود. همين که با خبر مي‌شد يکي از نوه‌ها يا کسي در فاميل جشن تولد گرفته‌اند و در آنجا شمع فوت کرده‌اند، ايشان به شدت ناراحت مي‌شدند و مي‌گفتند چرا موقع شادي نور را خاموش مي‌کنيد؟ در فرهنگ ما تا نوري روشن مي‌شد، مردم صلوات مي‌فرستادند ولي شما نور را خاموش مي‌کنيد، خوشحال مي‌شويد! اين چه مرضي است که به جان شما افتاده است؟ شمع مربوط به نذر و نياز و شام غريبان است. شمع روشن کردن در جشن تولد چه حکمتي دارد؟! اين يک تبعيت کورکورانه‌ است. يا اينکه اگر کسي به جاي تشکر از کلمه مرسي استفاده مي‌کرد تا او را خجالت‌زده نمي‌کرد، دست بردار نبود. اگر مقابل فرهنگ مهاجم ايستادگي نباشد، مرگ همه را مي‌گيرد. بايد مبناي کار ما در محل کار، تقواي الهي باشد و نه کارت ساعت‌زني. اين کارت ساعت‌زني متاسفانه فرهنگ ما را از بين برده است. البته اين يک مصداق جزيي است و مصاديق بسيار اساسي‌تر هم وجود دارد که به تفکر و تعقل مي‌رسد و خوشبختانه دوران آن به سر آمده است(!) ً يکي از عناصر فرهنگ، نگرش آدم‌ها است. ديگر حتي هيچ آدم ابلهي امروزه به دموکراسي وقعي نمي‌نهد و يا جامعه مدني را آرمان جامعه بشري نمي‌داند. چرا که همين جامعه مدني ادعايي غرب، آرامش عالم را گرفته است. روزنامه‌نگاران و مترجمينی که در روزنامه‌هايشان از اين حرف‌ها مي‌زدند، امروز خجالت مي‌کشند که اين الفاظ را حتي به زبان بياورند. اگر نفوذ فرهنگي و تهاجم فرهنگي صورت گيرد اتفاقي که خواهد افتاد اين است که فرهنگ جاي فکر و تفکر انسان را مي‌گيرد و به آدم‌ها اجازه تفکر نمي‌دهد. حتي فرهنگ غلط مي‌تواند چيزهايي را به ما القاء کند که فطرت خويش را فراموش کرده و آن را انکار کنيم. لذا فرهنگ بيگانه به صورت نامحسوس اثر خودش را مي‌گذارد و لازمه مقابله با آن تقويت مقاومت فرهنگي در همه ابعاد است. ان‌شاءالله مقاومت ما در اين سطح بالا برود. پرسش و پاسخ جنابعالي در ايام انتخابات رياست جمهوري فرموديد اگر احمدي‌نژاد در زمان امام بودند نمي‌گذاشتند ايشان جام زهر بنوشند. آيا در اين مورد اشتباه نکرديد؟ ما بالاخره براساس منش ايشان اين حرف را زديم. اين منش پرکار، جهادگر، گرايش به محرومين، ظلم‌ستيز و استکبارستيز هميشه در هر کسي و هر جايي باشد، مانع نوشيدن هر جام زهري است و هنوز هم معتقدم؛ ضمن اينکه شخص منظور نيست. هرکس اين منش را داشته باشد به او مرحبا مي‌گوييم و هرکس هم هر چقدر از اين منش فاصله بگيرد، خودبه‌خود منجر به مشکلاتي خواهد شد. نظر شما راجع به اين صحبت رئيس‌جمهور که اخيراً گفته است جنگي به نام جنگ فرهنگي وجود ندارد، چيست؟ ما در يکي دو سال اخير مواجه هستيم با کلماتي که اين کلمات را به دو سه طريق مي‌توان ترجمه و تعبير کرد و از تعابير متفاوت گاهي استفاده مي‌شود؛ لذا بايد ديد مقصود چه چيزي بوده است و ما هم فعلاً نمي‌خواهيم سر اين گونه بحث‌ها مجادله راه بياندازيم. ولي مسلم است اگر اين عبارت به معناي اين باشد که ما تهاجم فرهنگي نداريم به نظر درست نيست. اما شايد منظور اين نباشد و منظورهاي ديگري مدنظر باشد. يک‌بار از مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران پرسيدند: آقا، نظر شما در مورد جامعه مدني چيست؟ ايشان فرمود: از کسي که گفته است بپرسيد. الان هم ممکن است کسي بگويد، مردم اسرائيل مشکلي ندارند؛ بعد هم بگويد منظورم مردمي است که در فلسطين اشغالي زندگي مي‌کنند و همين‌طور موضوع را بپيچانند. ما نمي‌دانيم دقيقاً معاني کلماتي که بيان مي‌شود چه چيزي هستند، بايد بفهميم، بعداً نقد کنيم و فعلاً هم به دليل مصالحي نمي‌خواهيم وارد بازار نقد کلماتي شويم که ممکن است از هر سو به يک گونه معنا شوند. رئيس‌جمهور در هفته گذشته گفتند لازمه حکومت مهدوي، نظام ولايت فقيه است. نظر شما چيست؟ ما هم همين نظر را داريم و آن را تاييد مي‌کنيم و تا زماني که حکومت آقا امام زمان تشکيل نشده و ايشان مستقر نشده‌اند، ولايت فقيه استمرار خواهد داشت. حتي حضرت ظهور هم بفرمايند نمي‌توان ولي فقيه را دور زد و به او رسيد و باز هم ايشان با ولي فقيه جهان را اداره خواهند کرد. رسول گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله پس از فتح مکه شخصي را به ولايت مکه منصوب کردند. حضرت مي‌فرمايد اين آقايي که من به او در مکه حکومت دادم، هر حکمي کرد شما بايد اجرا کنيد. و به او هم مي‌فرمايند بنا هم نيست با من حتماً مشورت کنيد. امام زين‌العابدين عليه‌السلام در اين خصوص مي‌فرمايد: او تا زماني که در مکه والي بود در هر حکمي که ‌کرد با پيامبر مشورت نکرد. اين در حالي بود که معصوم هم نبود. لذا امر ولايت فقيه هم در غيبت و هم در زمان ظهور حضرت حجت جاري خواهد بود. لذا از آن کساني که در کوفه ياري جناب مسلم را رها کردند و خودشان را به امام حسين(ع) رساندند تا براي او فدا شوند، بايد پرسيد چرا مسلم را رها کردند؟ حضرت آقا فرمودند که اگر آنها کنار مسلم مي‌ماندند، شايد قصه به کربلا نمي‌رسيد. نظر صريح شما درمورد لزوم يا عدم لزوم تشکل سياسي با پشتوانه قوي چيست؟ اصل تشکل سياسي مفيد است. آيت‌الله علامه طباطبايي در مورد آيه ۲۰۰ سوره آل عمران يک بحث بسيار مفصلي در مورد نظام اسلامي در کتاب تفسير خويش دارند. اين آيه مي‌فرمايد: «ياايها‌الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا» اي کساني که ايمان آورده‌ايد، صبر کنيد و به کمک هم صبر کنيد و با همديگر قوا و توان خود را جمع کنيد و تقويت شويد. اين دستور خداوند در قرآن است که نتيجه آن متشکل شدن نيروهاي مومن است که در هر زماني بايد از اين پتانسيل در جهت پيشبرد سياستهاي نظام استفاده کرد. آيا شما تمايلي براي حضور در انتخابات مجلس داريد؟ در اين مورد هيچ‌گونه تمايلي نداشته و ندارم. نظر شما راجع به حضور اصلاح‌طلبان و جريان انحرافي در انتخابات مجلس چيست؟ من نمي‌دانم وقتي شما مي‌گوييد اصلاح‌طلب منظور چيست. ما کساني را در قالب ليدرهاي اصلاح‌طلب ديديم که در فتنه اخير و امتحانات قبل از آن روسفيد نبودند. اينها شايستگي حضور در انتخابات را ندارند ولي جريان اصلاح‌طلب بدنه‌اي دارد که به اين ليدرها ربطي ندارند، در آن بدنه سليقه‌هاي خاصي وجود دارد و ممکن است سليقه آنها با بخشهاي ديگر جامعه لزوما يکي نباشد، ولي آن اندازه که برخي ليدرهاي اصلاح طلب غربزدگي و زبوني در مقابل دشمن نشان دادند، سرشار از غربزدگي در مقابل دشمن نباشند. آنها واقعيتي در جامعه ما هستند که مي‌شود سليقه‌هاي آنها را مورد بررسي قرار داد و نمايندگان آنها بيايند در انتخابات شرکت کنند. همچنان که در بخش ديگر جامعه ممکن است چنين چيزي صادق باشد؛ مثلا کساني ممکن است در ليست اصولگرايي باشند منتها خوب امتحان نداده باشند و ديگر نتوانند از آن بدنه اصولگرايي وارد مجلس شوند و طبيعتا بايد پالايش شوند. وقتي ما مي‌گوييم جريانهاي سياسي بايد در انتخابات مجلس شرکت کنند، بايد در مورد مردم صحبت کنيم و اين مردم هستند که بايد در مجلس نماينده داشته باشند. مساله اينجاست که بسياري از اصلاح‌طلباني که در امتحانات گذشته روسفيد نبودند، اينها نماينده واقعي آن بدنه نيستند. آن چيزي که ما بايد بر آن تاکيد کنيم اين است که اقشار مختلف مردم نوعا با تفاوت سلايق از سلامت برخوردارند؛ کما اينکه بسياري از کساني که به موسوي راي دادند از سلامت فکري و روحي برخوردار و به اين تشخيص رسيده بودند. اساسا ليدرها و کساني که در جامعه افکار عمومي را نمايندگي مي‌کنند، مدام بايد پالايش شوند. الحمدلله در جامعه ما احزاب به معناي غربي وجود ندارند ولي فضا از جوامع غربي بازتر است. لذا راهبرد کليدي براي انتخابات اين بايد باشد که مردم به نمايندگان حقيقي خودشان راي دهند. شما در سخنراني اخيرتان در حسينيه آيت‌الله مرعشي قم در مورد کفر بعد از ايمان صحبت کرديد. آيا الان مصداقي در اين زمينه وجود دارد؟ قرآن مي‌فرمايد نفاق يعني کفر بعد از ايمان. شما حالا ببينيد مصاديق اين موضوع چه کساني هستند و نيازي نيست حتما شخص خاصي را در نظر داشته باشيم. بالاخره بعضي از اشخاص خودشان در نظر آدم قرار مي‌گيرند.۵ درصدي در جامعه وجود دارند که با ايثار آبشان در يک جوي نمي‌رود و براي به دست آوردن رفاه به هيچ عنوان از خود مايه نخواهند گذاشت و حاضرند از دسترنج قشر کارگر و زحمتکش، رفاه و آسايش را براي خود و اربابانشان فراهم آوردند. چرا برخلاف دستور حضرت امير اين همه مسامحه و تساهل وجود دارد؟ اميدواريم که جلوی این مسامحه گرفته شود وکساني که مي‌خواهند از دسترنج ديگران به رفاه برسند، طبيعتا بايد دستشان قطع شود. به نظر مي‌رسد از فرهنگ بسيجي اول انقلاب، فاصله بسياري گرفته‌ايم. نظر شما چيست؟ البته اين موضوع در مورد بعضي‌ها صدق مي‌کند ولي آنچه که واقعيت دارد اين است که وضعيت فعلي ما از اوايل انقلاب خيلي بهتر شده است. و حتي الان آبرويي که فرهنگ بسيجي دارد از دوران دفاع مقدس هم بيشتر است. چرا که با همين آبرو رئيس جمهور راي مي‌آورد؛ ولي ممکن است بعضي از آن رويگردان باشند و بخواهند از روند پيشرفت جامعه به سوي فرهنگ بسيجي، فاصله بگيرند. اين ميل خودشان است. در شرايط کنوني، فرهنگ مقاومت مطابق با فرمايشات حضرت آقا را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟ من هيچ وقت به اين مقداري که امروز مي‌بينيم جريان اصيل اصولگرايي فعال است، نديده بودم. بدنه حزب‌اللهي و مومن جامعه بسيار بصيرتر و پرقدرت‌تر از قبل با شبکه‌هاي اجتماعي گسترده آماده برخورد با هر نوع فتنه و بحران جديدي، که هر گروه کم يا زيادي بخواهد اين بحرانها را در جامعه ايجاد کند، هستند. و ليکن اين بدنه اصولگرايي هرچه قوي‌تر مي‌شود طبعا با مشکلات بيشتري مواجه خواهد شد. به نظر من فضاي اصولگرايي در موضع انفعال نيست بلکه از قبل قدرتمندتر شده است. با توجه به اين‌که شما عضو قرارگاه فرهنگي عمار هستيد، چگونه مي‌توان از اهداف سياسي و اجتماعي آن آگاه شد و همکاري کرد تا اينکه بتوانيم ‌ان‌شاءالله جامعه‌اي ولايي بسازيم؟ اين قرارگاه فعاليت اجتماعي خاصي ندارد و فعاليت آن همان‌طور که از نامش بر مي‌آيد قرارگاهي و توليد راهبرد است که دوستاني که فعاليت‌هاي عمارگونه دارند و در جامعه بصيرت افزايي مي‌کنند، دور هم بنشينند و همفکري کنند و اين اصل کار قرارگاه است. ولي ان‌شاءالله به‌زودي قرارگاه با سايتي که طراحي کرده است ارتباط خويش را با شبکه‌هاي اجتماعي گسترش خواهد داد و مي‌توان از آن طريق پيشنهادات را دريافت کرد و اين فعاليت فراگير با اعتمادي که بين اين گروه از مؤمنين در جامعه وجود دارد، ان‌شاءالله شکل خواهد گرفت. نهضتي با نام نهضت انتظار متشکل از جوانان حوزوي و دانشگاهي تشکيل شده است. نظر شما چيست؟ اگر ما بخواهيم به طور واقع به انتظار احترام بگذاريم، بايد از داستان حضرت يوسف سرمشق بگيريم. در اين داستان آن کسي که منتظِر بود حضرت يعقوب و آن کسي که منتظَر و غايب از نظر شده بود حضرت يوسف بود. شايستگي حضرت يعقوب معلوم است که چقدر بالاست چرا که پيامبري بود که احترامش بر همه ابناء بشر واجب است. ايشان که در جستجوي حضرت يوسف است، وقتي پيراهن حضرت يوسف را که نمادي از يوسف بودو بويي از يوسف را در خود داشت، به سمتش مي‌آورند، مي‌گويد بوي يوسف را استشمام مي‌کنم. اين قدر انتظارش بالاست که حضرت يوسف که از مصر حرکت مي‌کند؛ بوي او را استشمام مي‌کند و وقتي پيراهن به او مي‌رسد و روي چشم مي‌گذارد، چشمش بينا مي‌شود. ما اين نظام جمهوري اسلامي را پيراهن يوسف مي‌دانيم و هر کس عاشق يوسف فاطمه(س) است بايد براي اين پيراهن فدا شود. واقعاً اين نظام که حقيقت و گوهر مرکزي آن ولايت فقيه است بايد معشوق منتظر قرار بگيرد. براي ساختارسازي در دانشگاه‌ها براساس فرهنگ مقاومت، چه فکري شده است؟ هيچ فکري نشده است. البته تشکيل جهاد دانشگاهي فکري بود که بر اين اساس شکل گرفت. بعضي از پژوهشکده‌هايي که کارهاي علمي خوب انجام داده‌اند مثل پژوهشکده رويان و يا فعاليت‌هاي علمي ويژه در گوشه و کنار نظام آموزش عالي کشور براساس فرهنگ مقاومت عمل کرده‌اند که پيشرفت داشته‌‌اند. اما اينکه ساختار آموزش عالي بر اين ساختار تعبيه شود کار زمانبري است که اميدواريم به زودي انجام شود. در مورد سي‌دي «ظهور نزديک است» که گفته بوديد سيدخراساني مقام معظم رهبري هستند، بيشتر توضيح دهيد. من گفته‌ام که قواعد ظهور مهم است و هميشه هم اين را عرض کرده‌ام که قواعد ظهور مسايلي است که بايد به آن بيشتر پرداخته شود. اما نکته‌اي که در آن سخنراني عرض کردم؛ اين‌که الان اثبات شود آقا سيدخراساني نيستند مشکل و سخت است. ما که نگفتيم ثابت مي‌کنيم ايشان سيدخراساني هستند. البته ما قبل از اين دعواها اين موضوع را گفته بوديم. ما اصلاً نمي‌خواهيم کار انقلاب را با سيدخراساني بودن آقا پيش ببريم.ما حقانيت آقا را بالاتر از اين چيزها مي‌دانيم. ولي اگر الان آخرالزمان باشد و بنا باشد کسي به نام سيدخراساني در ايران مستقر باشد خيلي سخت است که بگوييم ايشان سيدخراساني نيست و موضع بنده هم همين است. البته انتقادات من به اين سي‌دي همچنان برقرار است. ضمن اينکه بايد مطمئن باشيم که يگانه رهبري که در جهان مورد توجه افکار نخبگان دنياست مقام معظم رهبري است. ]]> اخبار انصار Tue, 13 Sep 2011 13:56:56 GMT http://yalasarat.com/vdcezw8z.jh8z7i9bbj.html هفته نامه یالثارات شماره ۸۶۰ http://yalasarat.com/vdchzinzz23nxid.tft2.html فایل pdf نشریه را می توان در فایل ضمیمه در قسمت سمت راست صفحه مشاهده کرد. ]]> اخبار انصار Sat, 07 Jan 2017 06:58:05 GMT http://yalasarat.com/vdchzinzz23nxid.tft2.html هفته نامه یالثارات شماره ۸۶۵ http://yalasarat.com/vdcdjx0fnyt0ss6.2a2y.html فایل pdf نشریه را می توان در فایل ضمیمه در قسمت سمت راست صفحه مشاهده کرد. ]]> اخبار انصار Wed, 18 Jan 2017 07:14:10 GMT http://yalasarat.com/vdcdjx0fnyt0ss6.2a2y.html لانه گرگ‌زاهای صلیبی صهیونیستی را دود هوا می‌کنیم! http://yalasarat.com/vdcjvveviuqetvz.fsfu.html اُذن‌للذّین یقاتَلون بانهّم ظُلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر (قرآن‌کریم ۲۳۴/۴۰)«کسانی که مورد قتل و کشتار (دشمن) قرار گرفتند مجاز به مقابله به مثل هستند و خداوند قادر به یاری آنهاست -و آنها را یاری می‌کند-»لا‌اله‌الا‌ّالله، لا‌اله‌الاّ‌الله...انا‌لله و انا الیه راجعونخبر کشتار فجیع و پر شمار اربعین سالار شهیدان، چشم‌هامان را کاسه خون و قلب‌هامان را پاره پاره کرد و بر انتقام از ائمه کفر مصمّم‌تر!دست توانای فرزندان رسول‌الله و عاشقان حسین‌بن‌علی علیها‌السلام در جبهه‌های مقاومت طومار زندگی ننگین توله گرگ‌های کودن تکفیری‌صهیونیستی را تا نفر آخر خواهد فشرد و این کمترین و عادی‌ترین کیفر حرامیان تکفیر است که به اذن خدای منتقم با صلابت و اقتدار محقق خواهد شد، این اما تمام داستان نیست. پاداش داعش پروران تکفیری‌نواز بلاشک در جای خود محفوظ است.همگان خبر باج پسا برجامی دستگاه دیپلماسی کشور به اتحادیه نحس اروپایی را شنیده‌اند و ظاهراً مخالفت دستگاه عدالت نظام اسلامی و جوش و خروش عالمان انقلابی و برخی ائمه جمعه افاقه نکرده و گوش شنوایی نیافته است.مایلیم به عنوان یک مجموعه انقلابی صراحتاً اخطار کنیم؛ دولت تحفه اعتدال و متغافلان ماله‌کش مجلس، در صورت تأیید عمل خیانت‌کارانه وزارت خارجه، در واقع عرض خود برده‌اند و بر زحمت ما افزوده‌اند.این چنین نیست که فرزندان انقلابی امت مسلمان در مقابل تأسیس دفتر اتحادیه اروپا یا همان مرکز جاسوسی و فرماندهی فتنه، خاموش و دست بسته بمانند و سرنوشت خفت‌بار و ذلیلانه کشورهایی که توله گرگ‌های داعشی بر هستی و نوامیس‌شان مسلط شده‌اند را به جان بخرند کلّا و کلّا. آن هم دفتر پیر گرگانی که در فتنه شکست‌خورده سال ۸۸ دست خود را رو کردند و در صدد جبران ناکامی و انتقام‌کور از ملت سلحشور و شهید داده فقط به جرم استقامت و عمل به مقتضای هیهات منّاالذلّه‌اند!شک نباید کرد وقتی عوامل چشم و گوش بسته آمریکا و غرب‌مزور فجیع‌ترین جنایات تاریخ علیه مظلوم‌ترین مسلمانان بی‌گناه و بی‌دفاع را در عراق مرتکب می‌شوند لابد از جان‌گذشتگانی به انگیزه انتقام از مسبّبان و آمران بالا دستی این جنایات در نابودی و قتل آن‌ها تردیدی به خود راه ندهند و مغز پلیدشان را در آوار انهدام لانه فرماندهی فتنه (دفتر اتحادیه اروپایی در تهران) مستحیل سازند.به انتظار روزی که پای دشمن‌ترین دشمنان اسلام به لانه فتنه و هلاکت‌گاه محتوم باز شود.والسلامانصارحزب‌اللهاولین جمعه پس از اربعین (۵/۹/۹۵) ]]> اخبار انصار Fri, 25 Nov 2016 13:07:38 GMT http://yalasarat.com/vdcjvveviuqetvz.fsfu.html تشدید فعالیت وهابیون و خواب زدگی متولیان امر http://yalasarat.com/vdcjyvea.uqevvzsffu.html انصارحزب‌الله گلستان با هشدار به نفوذ فعاليت وهابيت و بهائيت در برخي از شهرستانهاي اين استان از مسئولان خواست تدابيري مانع از نفوذ بيشتر اين فرق ضاله شوند. در اين بيانيه آمده است: ساخت مساجد جديد و بازسازي مساجد قديمي اهل سنت، احداث مدارس علميه، اعزام مبلغ و سخنران از جمله اقدامات اخير آل سعود در بندر ترکمن و ساير نقاط ترکمن صحرا مي‌باشد. برگزاري مجالس شادي و سرور در شب و روز شهادت حضرت امير المومنين علي عليه‌السلام، ازدواج و نکاح در دهه نخست ماه محرم از سوي وهابيون و نيز تشديد فعاليت‌هاي تبليغاتي و اقتصادي فرقه ضاله بهائيت تنها گوشه‌هايي از فجايع جاري در اين شهر است. همزمان با تشديد فعاليت‌هاي سران وهابيت در استان‌هاي سيستان و بلوچستان، کردستان، هرمزگان و خوزستان؛ استان گلستان در شمال کشور نيز از دو سال پيش تا کنون هدف تبليغات وسيع وهابيون عربستان، امارات و پاکستان قرار گرفته است. بندر ترکمن که داراي جمعيتي با اکثريت اهل سنت است، به عنوان مرکز قوم ترکمن در ايران شناخته مي‌شود. اين شهرستان از جمله نقاط محروم کشور است که متأسفانه طي سال‌هاي اخير پيشرفت چنداني نداشته و با بي توجهي مسئولين روبرو بوده است. در کنار اهل سنت، شيعيان به عنوان اقليت در مناطق فقير نشين بندر ترکمن سکونت دارند و مي‌توان آن‌ها را در مناطق و محلاتي همچون شهرک وليعصر (عج) و کوي استقلال يافت. اما نکته مهم آن است که در طي سال‌هاي اخير و با رشد فعاليت‌هاي فرقه ضاله وهابيت در برخي استان‌هاي مرزي، تردد برخي از افراد بلوچ و عرب زبان در اين منطقه نيز به نحو چشمگيري افزايش داشته است. در حال حاضر در تمام محلات اين شهرستان مي‌توان مساجدي نوساز به سبک مسجدالنبي (ص) يافت که با حمايت مالي وهابيون سعودي، امارات و پاکستان ساخته شده‌اند. وهابيون نه تنها در اموري از قبيل ساخت مساجد و اعطاي وام‌هاي قرض‌الحسنه و کاريابي در کشورهاي مشترک‌المنافع و حاشيه خليج فارس فعاليت دارند؛ بلکه در اعزام مبلغين و سخنرانان خود نيز بسيار فعال بوده‌اند. دعوت از روحانيون وهابي و تندرو به مراسم‌هاي مذهبي و نيز نمازهاي جمعه در شهرستان‌هاي بندر ترکمن، نظر آباد، گميشان، گنبد و گرگان از اقدامات اخير اين فرقه در استان گلستان است. طبق مشاهدات عيني خبرنگار رصد نيوز در شب شهادت حضرت امير المومنين امام علي عليه‌السلام، در برخي از منازل اين شهرستان، تندروهاي وهابي با داير نمودن مجالسي، آشکارا اقدام به شادماني از شهادت آن حضرت نمودند!متأسفانه بي توجهي و سهل انگاري مسئولين استاني و کشوري نسبت به اقليت شيعيان نيز موجبات فقر شديد فرهنگي، مذهبي و اقتصادي ايشان شده است. محله استقلال اين شهرستان که بيشترين تعداد از اقليت شيعه را در خود جاي داده داراي تنها يک مرکز شيعي تحت عنوان فاطميه است که به دليل عدم توجه مسئولين، در حال تخريب مي‌باشد. فرقه ضاله بهائيت در بندر ترکمن و گرگان در کنار وهابيون به افزايش فعاليت‌هاي خود پرداخته که هوشياري نهادهاي ذي‌ربط و مسئولين استاني و کشوري را مي‌طلبد. در طول حيات سلسله منحوس پهلوي، اشرف پهلوي و برادران محمد رضا شاه معدوم، هژبر يزداني بهائي و ده‌ها تن از درباريان و فرماندهان ارتش، زمين‌هاي حاصلخيز ترکمن صحرا را غصب کرده بودند. در ماه‌هاي مانده به انقلاب اسلامي بخش بزرگي از فئودال‌ها و خانواده پهلوي‌ها از منطقه گريختند. همزمان با فرار آن‌ها، مردم ترکمن‌صحرا با تحريک گروهک چريک‌هاي فدائي خلق و فعالين محلي، شوراهاي ترکمن‌صحرا را تشکيل دادند و ضمن مصادره اراضي، ساز جدائي از ايران را سر دادند. شير محمد درخشنده توماج، عبدالحکيم مختوم، حسين جرجاني و طواق محمد واحدي در سازماندهي شوراهاي ترکمن‌صحرا نقش جدي داشتند. آن‌ها که از قبل از انقلاب با فدائيان خلق مرتبط بودند، با کمک و ياري سازمان تروريستي و مارکسيستي فدائيان خلق به سازماندهي شورش‌هاي قوم ترکمن روي آوردند. نام‌بردگان در سازماندهي و پيشبرد فتنه ترکمن صحرا حضور شاخصي داشتند. اين اشخاص بعد از انقلاب در جريان فتنه ترکمن صحرا معدوم و به هلاکت رسيد. هم اکنون، وهابيون و چهره‌هاي تندرو و قوميت گراي اين منطقه، سعي در قهرمان سازي از اين چهره‌هاي خائن براي مردم محروم منطقه دارند. ]]> اخبار انصار Sun, 06 Oct 2013 08:56:05 GMT http://yalasarat.com/vdcjyvea.uqevvzsffu.html دولت چرا قانون عفاف وحجاب را اجرايي نمي‌کند؟! http://yalasarat.com/vdcfxxdy.w6d0magiiw.html پنجمين جلسه از سلسله جلسات بصيرت انصار حزب‌الله تبريز با عنوان همايش «حجاب مطالبه حزب‌الله» برگزار گرديد. در اين جلسه قانون گسترش حجاب و عفاف كه در سال ۱۳۸۴ توسط شوراي عالي فرهنگي تصويب و ابلاغ شده است مورد بازخواني قرار گرفت و در پايان شركت كنندگان خواستار اجراي اين قانون، با عنوان مطالبه امت حزب‌الله تبريز گرديدند. حجت الاسلام روح‌الله بجاني مسئول انصار حزب‌الله تبريز با بازخواني قانون مربوط به حجاب و عفاف گفت: ما امروز همين قانون را مرور مي‌كنيم و برداشت از آيات حجاب و روايات را نمي‌گوييم كه فردا بگويند اينها تندرو هستند. ما به قانوني كه خود مسئولين نظام آنرا تصويب كرده‌اند و گرد فراموشي بر آن نشسته است اشاره داريم. اين قانون كه هم قضايي، هم انتظامي و هم فرهنگي است اگر اجرا مي‌شد وضعيت حجاب چنين نمي‌شد. در اولين بند اين قانون آمده که بايد بحث حجاب در اولويت بندي مسائل مطرح ‌شود كه متاسفانه از آخر هم اول نيست. بر اساس دومين بند بايد روش‌هاي اجرايي و ضوابط و هنجارهاي روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش‌هاي رسمي و اداري كشور تعيين و ابلاغ شود. اين در حالي است كه بخش‌هاي رسمي و اداري كشور يكي از نامناسب‌ترين محل‌ها به لحاظ حجاب و عفاف است. آيا به همين ادارات، بخش‌هاي عمومي دفاتر پستي و فرودگاه‌ها و ده‌ها محل عمومي كه نظارتش براي مسئولين مثل آب خوردن است، روش‌هاي اجرايي قانون حجاب ابلاغ شده است و يا اصلا توجهي مي‌شود؟ يا اصلا طبق ماده سوم همين قانون که بايد نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در سازمان‌هاي دولتي و عمومي و نظارت انجام مي‌گرفت ولي با هزار تاسف مي‌گويم اف بر مسئوليني كه نسبت به آيه‌هاي حجاب غفلت کردند و گاه روشنفكر مآبانه با قضيه برخورد کردند! لذا طبق همين قانون خودشان، اول بايد از ادارات شروع كرد و از خود دولتي‌ها. سپس بر اساس مواد بعدي قانون و طبق وظايف انتظامي با هنجار شكنان مقابله نمود. بر اساس ماده چهارم اين قانون بايد تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي تعريف شود و زمينه‌هاي لازم براي ترويج الگوهاي مناسب پوشش اسلامي توسط نهادهاي الگو ده فراهم گردد كه متاسفانه الگوهايي كه در جامعه الگو دهي مي‌شود منافي عفت و حجاب است. مسئول انصارحزب‌الله تبريز در ادامه با اشاره به ماده پنجم اين قانون ادامه داد: يكي ديگر از وظايف قانوني مسئولين، ايجاد مراكز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازي، ارائه مدل‌هاي مناسب و متنوع و ايجاد رقابت سالم در اين زمينه بين افراد بود كه متاسفانه به طاق نسيان سپرده شده است. طبق ماده ششم بايد قانون و مقررات لازم براي اصلاح وضعيت پوشش در جامعه وضع شود ولي انگار قانونگذاران نظام نيازي به ضروريات دين و حجاب نمي‌بينند(!) بر اساس ماده هفتم بايد مراجع قانوني براي ترويج پوشش اسلامي در جامعه گسترش و تقويت فرهنگ عفاف و حجاب را در دستور كار قرار دهند، ولي شش سال است كه عكس العملي مشاهده نشده است. اصالت بخشي به فرهنگ عفاف از طريق محصولات متنوع فرهنگي، هنري متناسب، ماده ديگر اين قانون است كه متاسفانه همين دولت باصطلاح اسلامي مان در ويژه نامه خاتون روزنامه دولتي و انحرافي ايران اصالت حجاب برتر (چادر) در كشور را زير سوال مي‌برد. و به آن اهانت ميکند اينهايي که از بيت المال به طور علني صدها ميليون بذل و بخشش مي‌كنند كجا مي‌توانند از اسلام و ضروريات آن دفاع كنند؟! بجاني با اشاره به ماده سيزدهم، نظارت و ارزيابي عملكرد رسانه‌ها - خصوصاً صدا و سيما - در ارتباط با الگوهاي تبليغي و تأثير آن در جامعه را مهم دانست و گفت: هزاران اسف بر سازمان صدا و سيما و ساير رسانه‌ها كه در اين راستا بسيار کوتاهي کردند. طبق ماده چهاردهم بايد سنت حسنه «امر به معروف و نهي از منكر» درمورد حجاب و عفاف احيا شود. قاتل روح الله داداشي را اعدام كردند متشكريم، اما سه نفر روحاني براي اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منكر شديدا آسيب ديد و نيمي از جسم‌ يک طلبه ناهي از منكر بي‌حس شد و آب از آب تكان نخورد! روح‌الله بجاني در بخش ديگر از سخنان خود به وظايف تخصصي دستگاه‌هاي مسئول در اجراي اين قانون اشاره كرد و گفت: ۲۱ ماده تنها براي وزارت ارشاد اسلامي تكليف شده است. آقاي رييس جمهور كه در بحث حجاب دم از كار فرهنگي براي حجاب مي‌زند وزير ارشادش چه كرده است؟ گزارش كار بدهند؛ ما كه در متن جامعه هستيم يك بند هم از ۲۱ بند را نمي‌بينيم. اين وضعيت سالن‌ها و فيلم‌هايي است كه به خورد جامعه مي‌دهند. زماني رزمنده اسير ۱۴ ساله ما با خبرنگار زن آلماني به‌خاطر بي‌حجابي اش مصاحبه نمي‌كند اما امروز رئيس جمهور ما كه جاي آن شهدا را پر كرده است جلوي دوربين با خبرنگار زن سر برهنه مصاحبه مي‌كند! آيا اين دولت اسلامي كه براي پيروزي اش در دو دوره انتخابات شب و روز را برخود و خانواده‌هايمان حرام كرده بوديم مي‌تواند نسبتي با دين و حجاب داشته باشد؟ ۱۳ بند براي وزارت بازرگاني مشخص گرديده است. در حالي كه وزارت بازرگاني به‌جاي رعايت اين ۱۳ بند اجازه مي‌دهد لباسهاي مردانه و زنانه مبتذل تركيه‌اي در فروشگاه‌ها توزيع شود. توليد كنندگان نيز لباسهاي زننده بي‌حجابي را توليد مي‌كنند. بجاني با اشاره به وظيفه سازمان صدا و سيما گفت: ۳۱ بند براي اين سازمان مشخص شده است اما حاصل چيست؟ سازمان صدا وسيما اينك خود از مروجين فرهنگ سرمايه داري، غربي و بي‌حجابي و بي‌عفتي شده است. اين فيلم‌ها و بازيگران و تبليغاتها بيشتر سخره گرفتن حجاب را مي‌رسانند. نيروي انتظامي که موظف است به ۲۱ بند قانون حجاب عمل كند، چه كرده است؟ كدام نظارت موثر بر اماكن را داشته است؟ چرا پليس خودروهاي پر سرعت را جريمه مي‌كند و نسبت به زناني که کشف حجاب کرده‌اند و در جاده‌ها تردد مي‌كنند بي‌تفاوت است؟ ۱۲ ماده جزء وظايف سازمان تبليغات اسلامي است. چه كرده است؟ هزاران منبر علما دست سازمان تبليغات است و هزاران تريبون و موسسه. چه اتفاق موثري از سوي اين سازمان رخ داده است؟ لذا ما امت حزب‌الله اجرايي شدن کامل اين قانون را به‌عنوان مطالبه مردم متدين تبريز از مسئولين دولت اسلامي‌طلب مي‌كنيم. ]]> اخبار انصار Thu, 29 Sep 2011 09:00:25 GMT http://yalasarat.com/vdcfxxdy.w6d0magiiw.html رئيس جمهور بايد راس جريان ا نحرافي دولت را جرّاحي نمايد http://yalasarat.com/vdce.f8ebjh8pp9bij.html دبير سياسي هفته‌نامه پرتو گفت: حضرت امام(ره) باهدف بسيار مقدسي انقلاب را آغاز کرد و چارچوب اصلي نظام را شکل داد که به راحتي با فتنه‌‌انگيزي‌هاي دشمنان از بين نخواهد رفت. لذا بايد با تحمل سختي‌ها به سمت چشم‌اندازي که حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب ترسيم نمودند يعني تشکيل جهان اسلام حرکت نماييم. اما بايد توجه داشت که تا در داخل کشور «دولت اسلامي» تشکيل ندهيم، الگويي براي دنيا نداريم. حضرت آقا مدتها قبل از آغاز موج بيداري اسلامي در منطقه بشارت داده بودند که خاورميانه اسلامي در حال شکل‌گيري است و اخيرا نيز فرمودند ان‌شاءالله اين موج بيداري تا قلب اروپا نيز ادامه پيدا خواهد کرد. حجت‌الاسلام روانبخش افزود: براي دستيابي به چنين هدف مقدسي در عصر غيبت امام زمان(عج) که معصوم نداريم ماموريم از ولي‌فقيه تبعيت و از افراد صالح بهترين‌ها را براي تداوم راه انتخاب کنيم. لذا در انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۸۴ بعضي‌ها ۲۰۰۵ شدند، خيلي‌ها هم ژست اصلاح‌طلبي گرفتند و تنها کسي که متفاوت از ديگر کانديداها فقط شعار اسلامخواهي و ولايتمداري داد آقاي احمدي‌نژاد بود که پس از اقبال عمومي و روي کار آمدن کارهاي بزرگي هم کرد که بسياري از دولتها عرضه آن را نداشتند؛ نظير سهام عدالت، هدفمندي يارانه‌ها، رسيدگي به مناطق محروم، ديپلماسي انقلابي در عرصه سياست خارجي و چالش‌آفريني براي دنياي غرب نظير مطرح نمودن هولوکاست و دفاع از مردم مظلوم فلسطين و... وي گفت: اما بايد توجه داشت که امت حزب‌الله از هيچ رئيس‌جمهوري به‌طور مطلق حمايت نمي‌کند؛ چرا که حکم تنفيذ رهبري هم به روساي جمهوري، مشروط و تا زماني است که در خط و مسير اسلام و انقلاب باشند.احزاب سياسي اشکالات منسوبين خود را مي‌پوشانند اما امت حزب‌الله خطاهاي افراد حتي رئيس‌جمهور را گفته و مي‌گويد. مقام معظم رهبري در اجتماع دانشجويان فرمودند که راجع به مشايي بحث فرعي را اصلي نکنيد اما نقد کنيد. متاسفانه خواص جامعه در آن برهه به تکليف عمل نکردند و جريان مشايي را در حد همان مساله فرعي هم ناديده گرفتند تا امروز متاسفانه به بحث اصلي جامعه و چالشي براي نظام تبديل شد و باعث گرديد احمدي‌نژاد ۱۰ روز در خانه بنشيند! اما اکنون با موج گسترده اعتراضات دلسوزان و اسلام‌شناسان اميدواريم آقاي احمدي‌نژاد راس جريان انحرافي دولت را هر چه زودتر جراحي نمايد. اما اگر بي‌توجهي به مطالبه امت حزب‌الله تداوم يابد تلاش مضاعفي براي تحقق دولت اسلامي لازم است. يعني اگر احمدي‌نژاد اصرار بر پياده شدن از قطار پيشرفت به سمت تحقق دولت اسلامي را داشته باشد بايد به دنبال جايگزين براي رسيدن به هدف مقدسمان باشيم. همان‌گونه که پيامبر(ص) و معصومين(ع) از اطرافيان خويش به مقدار توانايي آنها بهترين‌ها را برمي‌گزيدند تا براي رسيدن به هدف متعالي خويش اقدام عملي صورت پذيرد. سخنران جلسه هفتگي حزب‌الله مشهد گفت: تکليف آحاد امت حزب‌الله اين است که ذره‌اي از هدفشان کوتاه نيايند. فريب‌خورده‌ها را هوشيار و خواب‌رفته‌ها را بيدار کنند و ماهيت منافقانه جريان انحرافي را افشا نمايند. مقام معظم رهبري نظر مبارکشان را در جريان مخالفت با معاون اولي مشايي بيان فرمودند چون خطر بزرگ را مي‌ديدند. براي رسوايي مشايي بايد توجه به هشدار علما نظير آيت‌الله مصباح يزدي داشت که فرمودند مشي وي شبيه فراماسون‌هاست. بايد عملکرد و مواضع تامل‌برانگيز وي را نقد عالمانه کرد و با مقايسه تطبيقي بين عملکرد وي و شبکه‌هاي ماسوني وابسته به صهيونيسم مردم را هوشيار کرد. روانبخش در بخش ديگري از سخنانش افزود: يکي از هزينه‌هاي سنگين جريان انحرافي مقابله آيت‌الله مصباح يزدي با آنهاست؛ چرا که حضرت استاد مصباح خودشان از حاميان جدي روي کار آمدن دولت نهم و دهم بوده‌اند. همان کسي که توجيه کرد براي روي کار آمدن آقاي احمدي‌نژاد مردم روزه بگيرند. کسي که اهل معامله نيست و هر جا هم خطري ديده هشدار داده نظير مقابله با مجاهدين خلق، شريعتي، سروش، مدعيان اصلاح‌طلبي و اکنون هم مقابله با جريان انحرافي مشايي که خطر ايشان را صد برابر بيشتر از خطر خائنيني نظير ميرحسين موسوي مي‌دانند. وي گفت: آقاي احمدي‌نژاد بهره هوشي بالايي دارد، دستش هم کج نيست و آدم سالمي است اما متاسفانه امروز براي خوشايند برخي اصلاح‌طلبان اقدامات غيرقابل دفاعي دارد که بيشتر نشان از نفوذ ماوراي طبيعي اطرافياني نظير مشايي است. بهترين راهکار براي خنثي‌سازي اين فتنه هم فراموش نکردن دعا و توسل به ويژه زيارت عاشوراست که باطل‌السحر است. روانبخش تاکيد کرد: مهمترين اشکال ما به جريان انحرافي عدم تبعيت آنها از حضرت آقاست، نکند خودمان گرفتار شويم، بايد تلاش کرد تمام توجه‌مان به اشارات رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت‌الله‌العظمي امام خامنه‌اي باشد. ]]> اخبار انصار Thu, 19 May 2011 07:46:35 GMT http://yalasarat.com/vdce.f8ebjh8pp9bij.html حزب اللهي ها جريان روشنفكري را ازسينما اخراج مي كنند http://yalasarat.com/vdcci0q4.2bqxo8laa2.html پایگاه خبری انصارحزب الله: درحالي ادعا مي شود انقلاب اسلامي به هنر و به خصوص عرصه سينما وارد نشده كه شاهد آن اعتراضات مداوم متدينين به توليدات اين عرصه است كه قرار بود روزي درحكم يك دانشگاه بزرگ براي اين ملت عمل كند.توليدات سينماي كشور طي سالهاي گذشته نه تنها ناشر ارزشهاي انقلاب اسلامي و بركات آن نبوده كه به مرور زمان تبديل به يك جريان معارض نيز شده است.تسلط قشر روشنفكر وغرب زده بر اين عرصه در حالي است كه اين طيف طلب كار و خواهان ارتجاع اتفاقا از بودجه حكومت برآمده از انقلاب بر عليه خود آن و آرمان هاي آن استفاده مي كنند. تحكم اين «جريان اصلي» بر هنر و سينماي كشور در حالي است كه طي ۲ سال گذشته خورشيد اميد با ظهور سينما گراني با تفكرانقلابي در قالب جشنواره عمار طلوع كرده تا به زودي با خارج ساختن نبض سينما از دست جريان پوسيده و ارتجاعي روشنفكر نما، هنر هفتم در ايران به جايگاهي كه شايسته آن است دست يابد. جشنواره فيلم فجر بهانه اي بود تا سعيد مستغاثي منتقد وکارشناس سينما و تلويزيون درباره اين روند به سخنراني در جلسه هفتگي پنجم اسفند انصار حزب الله بپردازد:مسئوليني كه هنوز هستنددرحالي مسئولين سينمايي سه دوره قبل کارنامه‌ ضعيف و قابل انتقاد از خود برجاي گذاشته اند كه قالبا هنوز بر مصادر امور تكيه زده اند.از مسئول جشنواره تا بنياد فارابي و مسئولان سينمايي جوان و حقيقت همه همان آدمهايي هستند که سالهاي متمادي مديريت اين سينما را به عهده داشتند و به هر صورت آن چيزي که امروز در سينما شاهديم، کارنامه مجموعه همين آدمهاست كه قابل قبول نيست.جشنواره جاري و روند محافظه كارانهالبته جشنواره امسال نقاط مثبتي نسبت به جشنواره‌هاي پيش داشته است.براين اساس اگر در جشنواره دو سال پيش ۷۰-۸۰ درصد از فيلم‌ها با مضامين خيانت و مهاجرت و ... اكران شد ، امسال اين تعداد کمتر بوده است و سعي شده به فيلمهايي که قدري نشان از دفاع مقدس يا نمايه ارزشي دارند را تحويل بگيرند و جايزه بدهند تا به قول خودشان «هر دو سه ماجرا را داشته باشند.» كه البته اين روند نيز با محافظه‌کاري همراه بوده است. توقيف پربركت يالثارات!از ديگر نکات مثبتي كه سالهاي گذشته وجود نداشته اين است كه بچه‌حزب‌اللهي ها‌ و متعهدين به محض اينکه در جايي انحرافي مشاهده كرده اند، اعتراض کرده و نقد مي‌کنند. اگرچه هفته‌نامه يالثارات را توقيف کردند، اما به هرصورت رسانه‌هاي ديگري وجود دارند كه بار نقد را به دوش مي كشند. لذا اين روندي است كه درادامه آن دچار مسامحه شد چرا که الحمدالله وب‌سايت‌ها و رسانه‌هاي مختلف وجود دارند.چنانچه توقيف يالثارات نيز حکمت خدايي بوده و حتما در آن خيري بوده است.ضعف توامان ساختار و محتوايکي از نکات بارزي که در جشنواره فجر امسال وجود داشت «ضعف ساختاري» فيلم‌ها بود كه مي تواند به عنوان خط آغاز نقد مديران سينمايي كشور مورد استفاده قرار گيرد.نكته اي كه طي سالهاي قبل كم رنگ بود و دست آويزي بود براي سياسي كاران تا منقدين محتواي ضعيف فيلم ها را با اتهام غير سينمايي بودن ساكت كنند. اين در حالي است که در سال جاري «ضعف ساختار و محتوا» به شكل موازي وجود دارد تا جايي كه بايد گفت در جشنواره جديد ۸۰-۹۰ درصد فيلم‌ها از سينما بويي نبرده بودند و از نظر ساختاري بسيار ضعيف بودند. براساس اين روند معكوس بايد گفت اگر درجشنواره قبل فيلم به لحاظ محتوايي بد بود ولي حداقل به لحاظ ساختاري قابل ديدن بود ولي فيلم‌هاي امسال جشنواره فجر و سينماي ايران علاوه بر اينکه اغلب محتوايي مطلوبي نداشتند، از ساختار بسيار ضعيفي برخوردار بودند.فرصتي براي حزب اللهي ها اين نکته‌اي است که مي‌تواند فرصتي براي بچه‌حزب‌اللهي‌ها باشد تا وارد ميدان شوند چون «جريان اصلي» ۳۰ سال است که فيلمسازي بعد از انقلاب را تجربه کرده‌ ولي باز هم بلد نيست فيلم بسازد.شاهد اين ادعا جشنواره عمار سال جاري است که حداقل ۲۰۰ الي ۳۰۰ فيلم در خلال آن به نمايش درآمد واز اين تعداد حداقل ۱۰-۲۰ فيلم خوش‌ساخت قابل قبول و با محتواي بسيار خوب اكران شد.بچه‌هاي مومن و حزب‌اللهي و دانشجويان باصفا با بودجه و امكانات حداقلي ، فيلم‌هايي ساخته بودند که بسيار قابل توجه بود.كوچكترين وجه تمايز جشواره عمار با جريان اصلي تنوعي بود كه با توجه به سرمايه گذاري و امكانات اندك ، آن را نسبت به جشنواره فجر درجايگاه برتري قرار مي دهد.وقتي نمايشنامه راديويي فيلم مي شود!براين اساس بايد گفت به غير از ۳ - ۴ فيلم بقيه فيلم هاي اكران شده در جشنواره فيلم فجر امسال دچار نزول بسيار شديدي هستند که اتفاقا سياسي و مدعي روشنفکري هستند. به عنوان مثال محتواي فيلم «قصه‌ها» ي خانم بني‌اعتماد که مدعي است آن را دو سال نگه داشته تا امسال اکران کند، شامل يک ماجراي تكراري و شعاري است که به داستان يك دانشجوي اخراجي ستاره‌دار مي‌پردازد كه بيشتر يک نمايشنامه راديويي است تا يك فيلم سينمايي !. اين نمايشنامه راديويي با محتواي شعر و سخنراني غير قابل تحمل درحالي از بني اعتماد اكران شد که فيلم‌هاي ۲۰ سال پيش او حداقل قابل ديدن بود. و اينجاست كه بايد گفت وقتي كف گير جريان روشنفكري به ته ديگ مي خورد قابل ترحم مي شود.جاي خاتمي بودم شكايت مي كردم!فيلم پرحرف و حديث «عصباني نيستم» نيز داستان يک دانشجوي ستاره‌دار و بحث فتنه ۸۸ را روايت مي كند که به نظر من هيچ فيلمي مثل اين نمي‌توانست، شخصيت دانشجويان ستاره‌دار ، خاتمي و مصدق را تخريب كند و جريان فتنه را به ضرر سازندگان آن به نمايش درآورد.اين فيلم سخيف قصد داشت با کاراکترهاي فيلمسازي پنجاه سال پيش و مجموعه اي از شعر وشعار و عکس و غيره حرفش را به کرسي بنشاند. «عصباني نيستم» آن قدر ضعيف بود که اگر من جاي امثال خاتمي بودم از سازنده آن شکايت مي‌کردم .شما كي نبوده ايد كه حالا آمده ايد؟اين جرياني است كه حزب اللهي ها بايد با استدلال ثابت كنند سينمايي نيست و آن را از سينما اخراج كنند.حراف هايي كه با اتكاء به جريان رسانه اي خود فضا سازي مي كنند و براي «هيچ» تبليغ مي‌کنند و آن «هيچ» مثل بادکنکي است که فقط با سوزن استدلال مي‌ترکد.«جريان اصلي» در حالي با آدمهاي به اصطلاح بزرگ و شاخص سينماي ايران (که به نظر من خيلي کوچک هستند) ، مثل مسعود کيميايي، داريوش مهرجويي، فيلمهاي در سطح دبستان و به واقع تهوع‌آور و غير قابل بحث را به اكران گذاشت كه ادعا مي كند فضا بازتر شده ، قفل‌ها شکسته شده و همه آمده‌اند!.حال سوال خنده دار اينجاست كه اين آدم ها کي نبوده‌اند که الان آمده‌اند؟ آدم هايي که هميشه بوده‌اند و از رانت استفاده کرده‌اند.امثال مهرجويي درهمه جشنواره‌ها بوده است و جايزه هم گرفته، برايش فرش قرمز گسترانده و به او پول داده‌اند.همين‌طور آقاي کيميايي و امثال او.جرياني كه مدعي حضور همه جانبه بود حتي موفق به دريافت جايزه ويژه رئيس جمهور نيز نشد چون اميد ونشاطي که مورد نظر دولت تدبير اميد بود را توليد نكردند.از رانت خواران دولت گذشته تا خودي هايي كه فيلم خوب نساختندالبته در اين جشنواره فيلم هاي ضعيفي که از رانت‌ دولت قبل استفاده کرده بودند نيز نمايش داده شد. «روزگار عشق و خيانت» با موضوع خوب تلاش اسرائيل براي غصب زمين هاي شمال غرب ايران در دوره پهلوي فيلم ضعيف و خنده داري بود که برادر آقاي شمقدري با ۱ ميليارد و نيم هزينه آن را توليد كرده بود. يا فيلم ضعيف «رنج و سرمستي» به کارگرداني جهانگير الماسي كه از ميراث دولت قبل محسوب مي شوند.متاسفانه كساني كه از آنان انتظار داشتيم نيز فيلم قوي به نمايش درنيامد . به عنوان نمونه آقاي اسلاملو فيلمي به نام «شهابي از جنس نور» ساخته بود که ظاهرا قرار بود که مسئله سلفي ها و تکفيري‌ها را افشا کند که قوي از کار درنيامد. البته آقاي اسلاملو جسارت به خرج داده بود و به لبنان و سوريه و در دل تکفيري‌ها رفته بود و فيلم را ساخته بود ولي عليرغم همه نيت خوب که داشت در فيلم اصلا راجع به تکفيري‌ها صحبت نشده بود. لذا اميدواريم اين فيلم بتواند فتح بابي براي پرداختن به اين قضايا در جهان اسلام شود. فيلم هاي خوب انگشت شمار و معضل كمبود قصهفارغ از نقاط ضعف ياد شده بايد گفت فيلم هاي ارزنده «چ» حاتمي کيا، «شيار ۱۴۳» و «حق‌السکوت» مربوط به يک طلبه به نام ناهيجي و فيلم «درماوراي ابرها» از نكات مثبت جشنواره فيلم فجر سال جاري بود.علاوه بر اين خوشبختانه فيلم‌هايي هم داشتيم که براي اولين بار در سينما به موضوع «ولايت» پرداخته بود از جمله فيلم «چ» که توصيه مي‌کنم حتما ببينند. فيلم ظاهرا راجع به شهيد چمران است ولي در اصل راجع به ولايت است و فيلم ديگري به نام «ميهمان» داريم که آن هم در اواخر فيلم مسئله ولايت را مطرح مي‌کرد. اينها نکات خوب جشنواره بود که بايد گسترش پيدا کند.درحالي سينماي امروز دچار معضل كمبود قصه است كه ما مي‌توانيم راجع به مسائل مبتلا به تاريخ کشورمان فيلم‌هاي جذابي بسازيم. اين موضوعي است كه حضرت آقا هم شش سال گذشته طي ديداري که با فيلمسازان داشتند، به آن (موضوع قصه) اشاره کردند. لذا اتفاقاتي زياد در طول انقلاب اسلامي افتاده است که بايد به صورت قصه نوشته شود.ضرورت آغاز نهضت قصه‌نويسي در حالي احساس مي شود كه جريان شبه روشنفکري سينما ، زماني عليه نظام صف كشيده و شهيد چمران را به جلادي متهم مي‌کرد و پشت حزب‌هاي وابسته کومله و دموکرات مخفي شده بود.پرسش و پاسخ* در مورد فيلم رستاخيز توضيح بفرماييد.- در فيلم رستاخيز چهره برخي از فرزندان امام حسين(ع) و حضرت عباس(ع) را نمايش مي‌دهد. من خودم شخصا اين رويه را نمي‌پسندم. به نظر من اين نقطه ضعف فيلم‌ها مي‌شود. در کل اين فيلم ضعيفي است و با اينکه در مورد صحنه‌هاي عاشوراست، حس و حالي ندارد. حتي فيلم سفير و روز واقعه از اين فيلم بهتر است. عليرغم تمامي زحمتهايي که براي فيلم کشيده شده است ولي به هر صورت ما بايد يک چيزي را مدنظر داشته باشيم که يکي از مسائلي که باعث شده سينماي ايران سراغ فيلم‌هاي مذهبي و ائمه نرود، يک سري حساسيت‌هابوده است. البته بنده منکر حساسيت نيستم و بايد وجود داشته باشد، اما اين نبايد باعث شود که کارگردانان ما به اين طرف نيايند و سينماي ما از يک سري چيزها دور شود. بايد نظارت شود و بعضي نکات مدنظر قرار گيرد. سينماي غرب راجع به حضرت مسيح(ع)۶۰۰ فيلم از ديدگاه‌هاي مختلف ساخته است يا راجع به حضرت موسي(ع)؛ ولي ما متاسفانه راجع به حضرت رسول اکرم(ص) فقط يک فيلم که آن هم آقاي مصطفي عقاد ساخته است و تازه آقاي مجيدي ساخت فيلم راجع به پيامبر را شروع کرده است. الان فضايي به وجود آمده است که آدمها جرات نمي‌کنند سراغ اين قضايا بروند. ما بايد کاري کنيم که با نظارت دقيق چنين فضايي به وجود نيايد. الان آقاي ميرباقري دو تا فيلم يکي راجع به سلمان فارسي و ديگري راجع به حضرت خديجه را شروع کرده است. نبايد کاري کنيم که منصرف شود. ضمن اينکه تشخيص اينکه چهره‌اي نمايش داده شود يا خير به عهده فقهاست. البته فيلم محمدرسول‌الله(ص) که مصطفي عقاد ساخت نه چهره پيامبر و نه چهره خلفا را نشان مي‌دهد ولي فيلمي قوي است که در تاريخ سينما ماندگار شده است. ولي فيلم رستاخيز که در آن چهره‌هايي را نشان داده است، به لحاظ ساختاري بسيار ضعيف است سينما هر چند نشان ندهد، نفوذش بيشتر مي‌شود. ما ضمن احترام به تلاشي که کارگردان اين فيلم کرده است، معتقديم اين فيلم نيازمند اصلاحاتي است و نبايد صورت مسئله را پاک کنيم. نشان دادن چهره حضرت ابوالفضل(ع) با آن مقامي که دارد که ۱۲۴ هزار پيامبر به ايشان سلام مي‌دهند، نزول فيلم شماست وگرنه مقام حضرت ابوالفضل(ع) رفيع و بالاست.* فيلم‌هايي که به نفع فتنه ۸۸ ساخته شده است، در اين دوره چشمگير بود، نظر شما چيست؟- فيلم‌هايي که به نفع فتنه ساخته و پخش شد در طول سالهاي قبل هم بوده است و جالب است که بيشترين فيلم راجع به فتنه را در سال ۸۹-۹۰ در سينماي ايران داشتيم و آن موقع هرچه فرياد زديم، کسي گوش نکرد فيلم پل چوبي نمونه بارز آن است. امسال کمتر بودند.* لطفا بفرماييد چرا در هنگام توليد يک فيلم، نظارت کافي صورت نمي‌گيرد تا جلوي ساختن فيلمهاي بي اصل و نسب گرفته شود و اين همه هزينه براي توليد آنها صورت نگيرد تا بعد ازتوليد گفته شود که مثلا قابل پخش نمي‌باشد؟- همه حرف ما همين است!. يعني آدمهايي با تفکرات ليبراليستي و سکولاريستي در راس کار هستند و از کار سر درنمي‌آورند. البته آدمهاي باايماني هستند. اما ايمان و دين را در تفکرات خودشان وارد نمي‌کنند و معتقد به جدايي دين از زندگي هستند. البته بيش از ۲۰۰ سال است که اين رويه در جامعه ما تزريق شده و به دليل کم‌کاري امثال ما ، حوزه‌هاي علميه و حزب‌اللهي‌ها از فکر مسئولين عرصه هنر بيرون نمي‌رود. بايد فضا آماده شود. يعني ما بايد اين را به جامعه اثبات کنيم که دين مي‌تواند جامعه را مديريت کند. با اين مصداق که وقتي دين با هنر و علم زندگي درآميخت چنين نتايجي داشته‌ايم. تاريخ هزار سال تمدن اسلامي گواه حرف ماست.اينکه حضرت آقا به طور مرتب به تمدن نوين اسلامي اشاره و توصيه به علم‌آموزي مي‌کنند، هيچ رهبر و مرجعي جز حضرت آقا سراغ نداريد اين قدر روي علم و انديشه تاکيد داشته باشد. وقتي ابن فضا در جامعه ايجاد شد علم و هنر و زندگي با دين که آميخته شد، باعث تعالي بشر مي‌شود. آن وقت فلان مسئول وقتي فيلم سياه ببيند آن را رد مي‌کند و طبيعتا ديگر ساخته نمي‌شود. چون يک شيعه پيرو امام زمان(عج) هيچ وقت نمي‌تواند سياه بينديشيد و اگر غير از اين باشد ديگر او منتظر امام زمان(عج) نيست. کسي که منتظر امام زمان است، چشم‌انداز روشني دارد. ما اگر توانستيم تفکر امام زماني را در جامعه جا بيندازيم، آن موقع انصارحزب‌الله هستيم. تفکر امام زماني يعني اينکه جامعه بايد در تمامي ابعاد در خدمت امام زمان(،ج) باشد به گونه‌اي همه عقربه‌ها در جهت ظهور حرکت کند. فرهنگ و هنر با جا به جايي آدمها درست و اصلاح نمي‌شود. اينکه اين وزير بيايد و آن وزير برود بي‌فايده است منتها بايد فکر و انديشه درست شود. ما براي هنر ديني يک کارنامه ۱۰ قرني داريم اينها بايد گفته شود. هنر آن زماني در سرزمين ما شکوفا شد که با دين درآميخت. اصيل‌ترين هنرها و زيباترين و متعالي‌ترين هنرها ديني است. چطور يک سينما نتواند ديني شود؟ قطعا مي‌تواند. هرکسي حتي در ميان دوستان ناکارآمدي دين را در جامعه نشان مي‌دهد. در خدمت جبهه فرهنگي دشمن است. مهم تفکر است که با آن بي‌جيره و مواجب حرف دشمن را تکرار مي‌کند. کسي عليه لايحه قصاص در روزنامه مطلب مي‌نويسد، ناشي از تفکرش ات. ما اگر مي‌خواهيم بگوييم فلان شخص عليه لايحه قصاص فيلم بسازد، بايد حکم قصاص براي جامعه تشريح و توضيح داده شود که چرا قصاص موجب حيات است. اين وظيفه حوزه علميه و فقهاست. بايد وارد صحنه شوند که چرا قصاص عامل حيات است «ولکم القصاص حيابه» يعني چه چرا هر چه مي‌بينيم نابودي است؟ جالب اينجاست که يک فيلم آمريکايي به اسم «درون ورطه» قصاص را عامل حيات معرفي مي‌کند. داستان فيلم اشاره مي‌کند که يک نفر در ايالت تگزاس در سن ۱۵ سالگي مرتکب قتل مي‌شود و او را تا سن بلوغ فکري نگه مي‌دارند تا اعدام کنند. اين قدر اين فيلم اعدام را جالب نشان مي‌دهند و همه موافق هستند، حتي خودش هم موافق است و آن را موجب رهايي خويش مي‌داند. چرا ما نتوانيم اين کار را بکنيم. آيا مقصر فيلمساز است؟ نه مقصر آدمهايي هستند که بايد در جامعه تفکر تزريق کنند. *خوشبختانه در سالهاي اخير حزب‌اللهي‌ها و متدينين وارد عرصه فرهنگ و هنر شده‌اند که نمونه بارز آن جشنواره فيلم عمار بود، نظر شما در اين مورد چيست؟- اين جشنواره انحصار را شکست و مثل ۷-۸ سال پيش نيست که جشنواره فيلم در انحصار عده‌اي خاص باشد. تاريخ ما مملو از حوادثي است که مي‌تواند هر يک منشاء اثري باشد. يکي از کارهايي که دشمنان کرده‌اند تاريخ را به ما وارونه نشان داده‌اند. خائن را خادم و خادم را خائن جلوه داده‌اند ما بايد اينها را درست کنيم. اينکه ما مي‌گوييم حکومت ديني را براي مردم و مخاطب تبيين کنيم. اينها را بايد از دل تاريخ استخراج کنيم. در زمانهايي که دين در عرصه اجتماع بود چه اتفاقاتي افتاده است در اين مملکت چه کساني هميشه جلوي بيگانگان ايستادند و چه کساني با ايشان ساخته‌اند امروزه جوان نمي‌تواند خاک وطنش را انکار کند. بگوييم چه کساني از خاک وطن دفاع کردند و آنهايي که مي‌گفتند چون ايران نباشد تن من مباد کجاي کار بودند، که اگر گوشه‌اي نايستاده بودند با بيگانه مي‌ساختند. بياييم بگوييم چه کساني علم را براي دنيا آوردند. مگر غير از اين بود که همه دانشمندان ديندار و مسلمان بودند. براي مثال يک دانشمند يهودي در کتاب آقاي گراهام فولد مي‌نويسد اگر در سال ۱۰۰۰ ميلادي قرار بود که جايزه نوبل داده شود در رشته‌ها شيمي، فيزيک، نجوم، رياضي، فلسفه، ادبيات همه به دانشمندان اسلامي مي‌رسيد. اين را يک دانشمند يهودي گفته و دقيق است. يک شخصي به نام جرج سارتن مورخ تاريخ علم که به پدر تاريخ علم مشهور است اين آقا قرنها را از قرن هفتم ميلادي به اسم يک دانشمند نامگذاري کرده است. از قرن هشتم ميلادي که اسلام ظهور کند تا قرن چهاردهم که بررسي کرده است، همه اعصار و قرون به اسم دانشمندان اسلامي است، از جمله عصر زکرياي رازي، عضر جابرن حيان، عصر ابوالوفا بوزجاني که اصلا به گوش ما نخورده است او پدر هندسه است و يکي از گودالهاي کره ماه به اسم ايشان است. امروزه در همين تواريخ مي‌نويسند وقتي مسلمانان رفتند آندلس را گرفتند و در آنجا يک کتابخانه ۴۰۰ هزار جلدي برپا کردند کل کتب اروپا به ۱۵۰ نسخه نمي‌رسيد اين را آقاي آرام متز در کتاب تمدن اسلامي آورده است. وقتي مسلمانان به اروپا مي‌رفتند و حمام مي‌کردند، اروپايي‌ها مي‌گفتند اينها چه کار مي‌کنند؟ حمام را نمي‌دانستند، بربر بودند وقتي مسلمانان در دانشگاه‌هاي اسلامي راجع به زمين و خورشيد و كروي بودن زمين بحث مي‌کردند در اروپاي قرون وسطي آدمها به چهارميخ کشيده مي شدند. دليل اين هم دخالت دين در علم است يعني وقتي علم با دين درآميزد چنين افتخاراتي نصيب مي‌شود. ولي در ۲۰۰ سال اخير وقتي که دانشگاه تهران درست شد و علم جديد آمد و تمدن آمد چه افتخاري در اين مملکت داشتيم. اينها را بايد گفت که دانشمندان اسلامي و تمدن اسلامي بود که پايه تمدن امروز دنيا را ريخته است. امروزه خود اروپايي‌ها مي‌گويند اگر تمدن اسلامي نبود رنساني در کار بود. در تمام علوم از جمله فيزيک، شيمي و نجوم تمدن اسلامي پايه بود. کتاب اين سينا در يکي دو قرن پيش در جهان تدريس مي شود و هنوز به عنوان يکي از بزرگترين دانشمندان شناخته مي شود. اينهاست که مي‌تواند جوان امروز را جذب کند و اين فکر را در مسئول ما جا بيندازد که حکومت ديني يعني اينکه علم و هنر دارد و علمي است که مي‌تواند بشر را به تعالي برساند. آيا تمدن اروپايي جز جنگ و برده‌داري و سرمايه‌داري و بدبختي چيزي براي جهانيان عرضه کرد، اينها بايد گفته شود اينکه آقا مي‌فرمايند بازسازي تمدن اسلامي يعني اينکه بايد به خويشتن رجوع کنيم و بيان کنيم. ]]> اخبار انصار Tue, 25 Feb 2014 06:30:01 GMT http://yalasarat.com/vdcci0q4.2bqxo8laa2.html